eitaa logo
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
278 دنبال‌کننده
83 عکس
11 ویدیو
0 فایل
🌱 پی‌رنگ؛ هویت هر روایت ✍🏻 محمدجواد مقدسی دانش‌ آموخته کارشناسی ارشد و دانشجوی دکتری «تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی» آیدی دریافت سوال، نکته‌، سخن: @mj_moghaddasi
مشاهده در ایتا
دانلود
آیا گمان کرده‌اید که پرونده سکولاریسم به همین سادگی بسته شد و تمام؟! خیر! سکوت صحنه نبرد هیچ‌گاه به معنای پایان نبرد نیست... همان‌طور که از آن دو پهپاد شاهد پیداست به زودی حمله شدیدتری را با خشابی‌ بسیار پُر تر از گذشته به سکولاریسم آغاز می‌کنیم. • @peyrangپی‌رنگ
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💡نقش سکولارها در پیشرفت اسرائیل چرا آن‌ها در حال فرار از اسرائیل هستند؟ برای شناخت حریدی‌ها اینجا کلیک کن. 📍سیاحت غرب | از غرب، افول انسان را نظاره نشین! https://eitaa.com/joinchat/4161275363Cd5155519ed
این ماژیک‌ها رو اتفاقی تو مغازه دیدم و خریدمش و صادقانه باید بگم علاقه‌م به مطالعه رو حداقل چهل درصد افزایش داده! • @peyrangپی‌رنگ
📌 پرونده بعدی به زودی شروع میشه... یکی از موضوعاتیه که خودم واقعا بهش علاقه دارم و فکر می‌کنم برای شما هم جالب باشه به نظرتون در مورد چی می‌خوایم صحبت کنیم؟ حدست رو برام بنویس 👇🏻 @mj_moghaddasi@peyrangپی‌رنگ
دلتنگ کسی هستم که برای دیدنش باید مُرد... • @peyrangپی‌رنگ
📌 چاه شماره یک! ساعت ۴ صبح ۵ خرداد ۱۲۸۷؛ جایی در تپه‌ماهورهای مسجد سلیمان. مته‌ حفاری به عمق ۳۶۰ متری رسیده بود که ناگهان زمین نعره کشید. بوی گاز در هوا پیچید و ماده‌ای سیاه‌رنگ و چسبناک با فشاری عجیب به آسمان پرتاب شد. صدای طلای سیاه برای اولین بار در ایران شنیده شد! طلایی که قرار بود به جای نان، برای مردم ایران دردسر بیاورد. «جورج رینولدز»، مهندس عملیات، چند روز قبل نامه‌ای دریافت کرده بود که می‌گفت: «پول تمام شده، حفاری را تعطیل کن و برگرد!» اما او نامه را نادیده گرفت و به کار ادامه داد. با فوران این چاه، خاورمیانه وارد عصر جدیدی شد. اما رینولدز فقط یک کارمند ساده بود؛ چه کسی از آن سرِ دنیا داشت روی این خاک قمار می‌کرد؟ مردی که حتی زحمت یک بار سفر به ایران را هم به خودش نداده بود، اما حالا صاحبِ تمام این سیاهیِ پُر سود شده بود... • @peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
📌 چاه شماره یک! ساعت ۴ صبح ۵ خرداد ۱۲۸۷؛ جایی در تپه‌ماهورهای مسجد سلیمان. مته‌ حفاری به عمق ۳۶۰ م
🔻 «ویلیام ناکس دارسی» یک میلیونر استرالیایی-انگلیسی که بوی پول را از فرسنگ‌ها دورتر حس می‌کرد. دارسی در سال ۱۲۸۰ شمسی، با رشوه به درباریانِ مظفرالدین‌شاه، قراردادی بست که هنوز هم تنِ تاریخ را می‌لرزاند. او امتیاز نفتِ تقریباً کل ایران را برای ۶۰ سال گرفت! سهم ایران در این کنسرسیوم، فقط ۱۶ درصد از سود بود؛ آن هم سودی که خودش محاسبه می‌کرد! همین کشف چاه شماره یک باعث شد شرکت «نفت انگلیس و ایران» تأسیس شود؛ شرکتی که بعدها به «British Petroleum» تغییر نام داد و تبدیل به اختاپوس هفت‌سر اقیانوس‌ها شد. اما فکر نکنید این ماده را انگلیسی‌ها کشف کردند یا آن‌ها به آن نام «نفت» را دادند. این «بدبویِ پرسود» هزاران سال قبل از اینکه دارسی به دنیا بیاید، در همین خاک شناسنامه داشت... • @peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
🔻 «ویلیام ناکس دارسی» یک میلیونر استرالیایی-انگلیسی که بوی پول را از فرسنگ‌ها دورتر حس می‌کرد. دارس
🔻خیلی قبل‌تر از اینکه دکل‌های انگلیسی تنِ خوزستان را زخمی کنند، اجداد ما این ماده را می‌شناختند و برایش اسم داشتند و خودشان در نفت می‌پلکاندند! واژه «نفت» از کلمه اکدیِ «نَپتو» (Naptu) و پارسی باستانِ «نَفتا» می‌آید؛ به معنی چیزی که «تراوش می‌کند». از همان دوران هخامنشی، نفت داشتیم، اما برای فروختن نه! از نفت برای «درزگیری کشتی‌ها» استفاده می‌شد و در جنگ‌ها، «تیرهای آتشین» را با همین نفت می‌ساختند تا لرزه بر اندام دشمن بیندازند. زکریای رازی هم با پالایش نفت و تولید نفت سفید، توانست نفت را برای عموم مردم قابل استفاده کند و حالا از نفت برای «روشن کردن چراغ‌ها» و «سوخت حمام‌ها» استفاده می‌شد... اما فکر نکنید دارسی اولین کسی بود که فهمید زیرِ زمینِ ایران خبری هست. غربی‌ها از همان اول می‌دانستند که زیر این خاک ماده چسبناک سیاهی وجود دارد... • @peyrangپی‌رنگ
🔻 هرودوت، دانیل و پلینیو، مورخان یونانی و رومی از این ماده سخن می‌گویند که ایرانی‌ها چطور ماده‌ای را استخراج می‌کنند که به شدت مشتعل می‌شود. مارکوپولو در سفرنامه‌اش از چشمه‌های نفتی باکو (که آن زمان بخشی از ایران بود) می‌نویسد و با دقت ثبت می‌کند که این روغن برای روشنایی و درمان بیماری‌های پوستی چقدر عالی است و حتی بوی عجیبی دارد! و در نهایت به پیترو دلاواله، شرق‌شناس و جهانگرد ایتالیایی می‌رسیم بود که در زمان شاه عباس بزرگ صفوی، از میدان نفتی باکو بازدید و با جزئیات دقیق، این ماده را ترسیم می‌کند و از علاقه‌اش به رنگ سبز نفتی می‌گوید! دلاواله می‌نویسد: «باكو شهرى است در قفقاز، كه در كنار درياچه خزر واقع شده و متعلق به ايران است. نفت در اينجا براى سوخت مصرف مى‌شود و قيمت آن خيلى كم است، منتهى مقدار آن به قدرى زياد است كه از اين راه پول هنگفتى عايد خزانه مى‌شود. علاوه بر آن، نفت داراى خواص طبى نيز هست و به‌طور كلى ماده‌اى كه ما به آن نفتا مى‌گوييم و اطباء و تاريخ‌نويسان قديم از آن نام برده‌اند و در بالاى خليج فارس و بابل نيز از زمين مى‌جوشد و حتى دانيل نيز از آن ذكر مى‌كند، همين نفت است، منتهى برعكس آنچه پلينيو مى‌نويسد هيچ‌وقت نديده‌ام از دور آتش بگيرد.» 📚 سفرنامه پیترو دلاواله، صفحه: ۱۲۰ • @peyrangپی‌رنگ