eitaa logo
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
283 دنبال‌کننده
89 عکس
11 ویدیو
0 فایل
🌱 پی‌رنگ؛ هویت هر روایت ✍🏻 محمدجواد مقدسی دانش‌ آموخته کارشناسی ارشد و دانشجوی دکتری «تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی» آیدی دریافت سوال، نکته‌، سخن: @mj_moghaddasi
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب: تاریخ تحولات سیاسی ایران نویسنده‌گان: دکتر موسی نجفی و دکتر موسی حقانی موضوع: بررسی مؤلفه‌های دین، حاکمیت، مدنیت و سیاست در گستره هویت ملی ایران @peyrangپی‌رنگ
📝 وارثان ترس و امید اولین‌باری که خیلی جدی به تاریخ فکر کردم، نه وسط کلاس درس بود و نه لابه‌لای جزوه‌های شب امتحان و نه وسط سریال مختارنامه! یک روز خیلی معمولی بود که با مادرم در ایستگاه اتوبوس سر خیابان نشسته بودیم. اتوبوس دیر کرده بود. مردم کلافه بودند. یکی زیر لب غر می‌زد، یکی هر چند ثانیه ساعتش را نگاه می‌کرد، یکی با عصبانیت قدم می‌زد و خیلی ریز فحش می‌داد و پیرمردی آن گوشه، آرام نشسته بود؛ آن‌قدر آرام که انگار اصلاً چیزی به اسم عجله در جهان وجود ندارد. یادم هست همان‌جا با خودم فکر کردم چطور ممکن است آدم‌ها در یک وضعیت مشترک، این‌همه متفاوت باشند؟ تجربه؟ تربیت؟ ترس؟ امید؟ بعدها فهمیدم بخشی از جواب این سؤال را باید در گذشته جست‌وجو کرد. آدم‌ها فقط محصول امروزِ خودشان نیستند. هر جامعه‌ای، تکه‌هایی از گذشته‌اش را با خودش حمل می‌کند؛ ترس‌هایش را، امیدهایش را، بی‌اعتمادی‌هایش را، حتی مدل سکوت کردن و اعتراض کردنش را. تاریخ، فقط قصه‌های پایان‌یافته نیست؛ تاریخ روایت داستان‌هایی است که هنوز تمام نشده‌اند و هنوز در گوشه‌ای از حافظه جمعی ما نفس می‌کشند. • @peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
📝 وارثان ترس و امید اولین‌باری که خیلی جدی به تاریخ فکر کردم، نه وسط کلاس درس بود و نه لابه‌لای جزو
شاید برای همین است که هر وقت اسم «تاریخ» می‌آید، نباید فقط یاد شاه‌ها و جنگ‌ها و قراردادها افتاد. تاریخ، حافظه جمعیِ یک ملت است؛ چیزی است که ته‌نشین می‌شود در اخلاق، در تصمیم‌ها، در واکنش‌ها، حتی در ترس‌هایی که نسل به نسل منتقل می‌شوند؛ بی‌آنکه کسی دقیقا بداند ریشه‌شان کجاست. فرق زیادی هست میان اینکه فقط بدانی ترکمانچای امضا شد، یا بفهمی یک کشور چطور آرام‌آرام به جایی می‌رسد که ناچار می‌شود زیر بار چنین قراردادی برود. فرق زیادی هست میان اینکه فقط اسم مشروطه را بلد باشی یا بفهمی پشت آن، چه حجم از امید، ترس، اختلاف، آرزو و سوءتفاهم خوابیده بود. تاریخ، وقتی جذاب می‌شود که از سطحِ اتفاقات عبور کند و برود سراغ ریشه‌ها و این کتاب دقیقاً همین کار را می‌کند. حوادث را جدا از هم نمی‌بیند؛ انگار نخی نامرئی میان فصل‌های مختلف کشیده شده و تو کم‌کم می‌فهمی شکست‌ها و پیروزی‌ها، ناگهانی و بی‌مقدمه از آسمان نیفتاده‌اند. «تاریخ تحولات سیاسی ایران» از آن کتاب‌هایی است که اگر با حوصله خوانده شود، فقط اطلاعات به آدم نمی‌دهد؛ زاویه دید می‌دهد. بعد از خواندنش، اتفاقات امروز را معلق و بی‌ریشه نمی‌بینی. حس می‌کنی ما وسطِ داستانی ایستاده‌ایم که فصل‌های قبلی‌اش هنوز تمام نشده‌اند و شاید مهم‌ترین فایده خواندن تاریخ همین باشد؛ اینکه آدم بفهمد هیچ جامعه‌ای یک‌شبه ساخته یا ویران نمی‌شود. ✍🏻 محمدجواد مقدسی • @peyrangپی‌رنگ
به قول محمودی از اینجا سلام!
همه فکر می‌کنیم جهاد یعنی میدان یعنی دود یعنی خاک یعنی صدای گلوله و آدم‌هایی که وسط آتش ایستاده‌اند... اما بعضی وقت‌ها، خدا همین میدان را می‌آورد وسط خانه! حالا به نظرت چطوری این اتفاق می‌افته؟! بنویس برام 👇🏻 @mj_moghaddasi@peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
همه فکر می‌کنیم جهاد یعنی میدان یعنی دود یعنی خاک یعنی صدای گلوله و آدم‌هایی که وسط آتش ایستاده‌اند.
توقع نداشتم اینقدر سریع جواب بدید! قطعا یکی از مواردی که جهاد میاد وسط خونه، همین جهاد نفسه دیگه چی؟
جواب‌های دیگه‌ای هم از طرف دوستان اومده که قابلیت انتشار نداره متاسفانه پس بریم سراغ متن امروز که با کمک هوش مصنوعی چندتا عکس هم براش تولید کردیم ✋🏻
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📝 جهاد با زیرپوش سفیدِ خانگی همه فکر می‌کنیم جهاد یعنی میدان، یعنی دود، یعنی خاک، یعنی صدای گلوله و آدم‌هایی که وسط آتش ایستاده‌اند. اما بعضی وقت‌ها، خدا میدان را می‌آورد وسط خانه. کنار همان چراغی که بی‌دلیل روشن مانده. کنار همان کولری که یک درجه کمتر هم می‌شود تحملش کرد. کنار همان سفره‌ای که هر شب، بخشی از آن راهی سطل زباله می‌شود. چه کسی فکرش را می‌کرد یک روز، فقط به خاطر اینکه آدم با زیرپوش توی خانه بنشیند تا کولر کمتر روشن شود، اسمش جهاد باشد؟ چه کسی فکرش را می‌کرد مقاومت، یک روز این‌قدر آرام و بی‌صدا شود؟ این‌قدر شبیه زندگی معمولی؟ بعضی‌ها فکر می‌کنند بحران‌ها را فقط آدم‌های مهم حل می‌کنند، فقط مسئول‌ها، فقط سیاستمدارها. اما حقیقت این است که خیلی از بحران‌ها، شاید خارج از خانه شروع شوند اما قطعا در خانه‌ها تمام می‌شوند! امروز اگر کسی یک نان کمتر دور بریزد… اگر یک چراغ اضافه را خاموش کند… اگر آب را با احترام مصرف کند… شاید در ظاهر کار کوچکی کرده باشد… اما حقیقت این است که دارد در یک جبهه نامرئی می‌جنگد. ما عادت کرده‌ایم قهرمان‌ها را فقط در قاب‌های بزرگ ببینیم. در حالی که گاهی قهرمان واقعی، مادری‌ست که اجازه نمی‌دهد غذا هدر برود. پدری‌ست که به بچه‌اش یاد می‌دهد نعمت، بی‌صاحب نیست و جوانی‌ست که می‌فهمد مصرف بی‌فکر، فقط یک عادت شخصی نیست، یک زخم اجتماعی‌ست. این روزها، صرفه‌جویی فقط یک توصیه اخلاقی نیست. یک وظیفه است. یک مسئولیت است. یک جهاد آرام و بی‌صداست. جهادی که شاید کسی برایش مدال ندهد اما قطعا می‌تواند آینده ایران را نجات دهد. ✍🏻 محمدجواد مقدسی • @peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
📝 جهاد با زیرپوش سفیدِ خانگی همه فکر می‌کنیم جهاد یعنی میدان، یعنی دود، یعنی خاک، یعنی صدای گلوله و
شاید امروز هیچ جهادی بالاتر از صرفه‌جویی نباشد! یک چراغ کمتر یک لیوان کمتر یک لقمه کمتر مهم‌ترین وظیفه امروز ما، صرفه‌جویی افراطی است! • @peyrangپی‌رنگ