eitaa logo
🇮🇷داروخانه معنوی🎀
154 دنبال‌کننده
497 عکس
576 ویدیو
0 فایل
به نام خدا>>🦋 کپی ؟<فقط قرصا> فور قشنگ تره🌱 نمیدونم! شاید اتفاقی نیست که اینجایی:)🪐 کاری داشتین🙃 @Zah_ra_110 @Shaffiy_313 ناشناسمون✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1vw57ac&amp;btn=یاس.به.گوشم:)🌸
مشاهده در ایتا
دانلود
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند وقت پیش تو کلاس آقای غلامی بودیم هنوز حرفاشونو دارم می‌گفتن آقا سمت قله میرن ما رو هم با خودشون بالا می‌کشن ..! الان هم همین احساسو دارم به نظرم آقا با قدرت بیشتری کمکون میکنه.؛)
کربلایی شده ایران امام حسین (ع).. محرم ما شروع شده.. یزید و معاویه زمانه وقت انتقام است منتظر مرگ جان سوزی باشید... شعار ما تا وقت ظهور: ...یــــــــــا صــــاحــــــــب الـــــــــــــزمــــــان.....
لباس عید امسالمون.. سر بند لبیک یا خامنه ای روی سرمه ..!
5466354856144936705_600718423631703.mp3
زمان: حجم: 505.2K
آقا قبل از شهادتش یه صدا برات فرستاده و گفته حتما گوش بدی و بهش توجه کنی. خیلی کمک‌ت میکنه همیشه به فکرمون بوده.
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جایز نیست که بخاطر از دست دادن یکی از فرماندهان مان شکست بخوریم بلکه باید خون اورا حمل کنیم،باید پرچم او را حمل کنیم و باید اهداف او را حمل کنیم.
کاش در میان این جنگ ها  ناگهان صدایی بیاید:  ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائم❤️‍🩹..!(:
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و این آرزو رو باید با خودمون تو گور ببریم😭😭😭
یا ایّتُها النفس مُطمئِنّهَ ارْجِعی الیٰ ربِّک راضیهً مرضیهً* لباس سیاه به تن کردم تنی که به لرزه افتاده بود از رفتن عزیزش.. دکمه به دکمه بستم انقدر محکم که گویی دکمه های لباس سربازی ام را میبندم و به خط مقدم میروم عزم رفتن کردم با اینکه اشکها در پی هم در دریاچه چشمان خونینم می امدند و اجازه ی دیدن نمیدادند دیدن؟؟ مگر به چشم سر نیاز داشتم؟؟ با قلبم به راه افتادم قلبی که پاره پاره از غم رفتن او بود پاهایم توان نداشت اما نه... الان نباید سست شوم ودر خیابان... همه گویی پدری ازدست داده باشند چشمی نبود که گریان نباشد دلی نبود که از اندوه مالامال نباشد و فریاد وا محمدا سرندهد هنوز صدای موشکها و انفجار ها به گوش میرسد اما دربین جمعیت نمیبینم کسی را که بیم جانش را داشته باشد حتی مادری که با فرزندی درآغوش فریاد میزند هیهات من الذلة رهبر عزیزم ما میخواستیم حکومت را با شما تقدیم امام زمانمان کنیم اما اطمینان داریم که با قیام او تو نیز در کنارشان هستی و چشمان گریان ما آن روز را به انتظار نشسته آری... جز این عزت و شکوه و شهادت درشأن بزرگیتان نبود و چه زیبا شهادتی... چه زیبا شهادتی که ارزویتان بود و عزیزقلبمان به آرزویش رسیــــــــد اما با خود میگویم چه کربلایی ست... کربلایی که درآن ما حسینمان را ازدست دادیم به دست شقی ترین انسانها چرا که تن به ذلت نداد و زیر بار خفت انها نرفت کربلایی که اماممان جز تعدادی اندک یاری نداشت و دشمن گوش هارا از دروغ ها و ناپاکی هایی پر کرده بود که سزاوار خودش هست کربلایی که زینبهایمان هلهله ی دشمنان را میشنوند و قلب هایشان مچاله میشود اما زینب وار چادر بر سرکرده و درمیدان حضور پیداکردند و حرف از انتقام میزنند و اشک میریزند و نسلی مهدوی را تربیت میکنند اری با همین اشکها و حضور ها آری اینجا کربلاست و امروز کوفی از غیر او شناخته میشود آری غربال اخرالزمان است... حدیثه. رضائی ۱۰اسفند ۱۴۰۴