🟥 قبل از #سهروردی، فیلسوفان مشّاء، صور خیالی را بصورت عرَض منطبع و جایگرفته در مغز توضیح میدادند. محلّ #قوه_خیال نیز در نظر ایشان، بخشی از مغز بود و فقط قوّه عقل، تجرّد داشت.
🟧 سهروردی اما مادّیبودن صور خیالی را بیمعنا خوانده و طرح عالَم مثال/خیال را پیشنهاد کرد که پایینتر از عالَم مُثل، جای دارد و فوق عالَم مادّی است. از نظر او، #عالم_مثال نه مادّی محض است و نه مجرّد محض؛ بلکه اوصافی از هر دو طرف را داراست.
🟨 چنین سطح مستقلی از عالم در مکاتب فلسفی پیش از سهروردی سابقه نداشت و اولینبار توسط وی از #عرفان به متن #فلسفه آورده و برایش استدلال شد.
مثال/خیال منفصل از یک طرف، منشاء و مبداء صور حسّی در عالَم طبیعت معرفی شده و حقیقت و اصل هر آنچه در عالَم مادّه است، در عالَم مثال تحقّق دارد و از طرف دیگر، صور مثالی، مظهر و محلّ تجلّی صور عقلی است و هر آنچه در عالَم عقول و مجردات است، مرتبهی ضعیف و رقیقهی آن در عالَم مثال تحقّق دارد. (کربن، هانری، ارض ملکوت، ترجمه سیّدضیاءالدّین دهشیری، 1374، ص19)
🟩 به بیان قطبالدّین شیرازی: «این عالَم از آن حیث که مادّی نیست، قویتر از مادّه و از آن حیث که دارای مقدار و صورت کمّی (بُعد و جسمانیت) است، ضعیفتر از عقول (مجردات) خواهد بود.» (شرح حکمه الاشراق، 1383، ص470)
🟦 سهروردی بعد از تثبیت عالَم مثال، برخی از تجربیات ذهنی مانند خیال و خواب (رؤیای صادقه) و برزخ پس از مرگ و مکاشفات اهل شهود و اطّلاع بر مغیبات (ذهنخوانی و آیندهبینی و ...) را در قالب ادراک حقایق و تمثلات صوری مرتبط با عالَم مثال، تبیین کرده است.
🟪 از دیدگاه او، ما علاوه بر بدن مادی، یک #بدن_مثالی هم داریم و افزون بر حواسّ ظاهری، از چشم مثالی و گوش مثالی و مانند آن نیز برخورداریم؛ صور مثالی مجرّد را با چشم مادّی نمیتوان دید، صداهای مثالی را با گوش ظاهری نمیتوان شنید، رایحههای مثالی را با حسّ بویایی مادّی درنمیتوان یافت و صور مثالی ملموس را هم با بدن مادّی لمس نمیتوان کرد.
🟫 همچنین بنظر وی اگر شرایطی بر #ادراک_حسی ظاهری حاکم است، لزوماً همان شرایط در ادراک حواس مثالی حاکم نیست. مثلاً در ادراک بصری مادّی اگر مقابل هم قرار گرفتن چشم و شیء مادّی شرط است، در ادراک بصری مثالی اینچنین نیست. در شنیدن مادّی اگر مثلا تموّج هوا شرط است، در شنیدن از عالَم مثال، اینگونه نیست. (ن.ک: سهروردی، مجموعه مصنّفات، ج2 (حکمۀ الاشراق)، صص135-134)
@PhilMind
16.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 دونالد هافمن - استاد #علوم_شناختی دانشگاه کالیفرنیا، ایروین - در این گفتگو از #مسئله_دشوار آگاهی میگوید و نه فقط در عمل (in practice) ، بلکه علیالاصول (in principle) هم یافتن راه حلی برای این مسئله را با رویکرد #علوم_اعصاب_شناختی ناممکن میبیند.
این در برابر اعتقاد بسیاری از پژوهشگران علوم شناختی است که حل و فصل مسئله دشوار آگاهی را به چشمانداز سالها و دهههای آینده این علم ارجاع میدهند.
🔻 محققانی مانند دونالد هافمن و دیوید چالمرز اما بر این باورند که رویکرد سومشخص کشف همبستههای نورونی، هرچند بسیار ارزشمند و دارای کاربردهای علمی است، اما نمیتواند گزینهای برای حل مسئله #آگاهی_پدیداری و جنبه اولشخص تجربیات درونی، پیش روی ما بگذارد و این مانع با گذر زمان و اکتشافات بیشتر مرتفع نمیشود.
🔻 این در واقع بیانی علمی-تجربی از آزمون فکری اتاق مری است که فرنک جکسون مطرح کرده. مری، دانشمند فرضی علوم اعصاب که تمام واقعیتهای علمی و مغزی مربوط به ادراکات حسی را با تمام جزئیات میداند، اما تمام عمرش را در یک اتاق سیاه و سفید زندگی کرده و تجربهای از مواجهه با رنگها نداشته است.
حال به یکباره و پس از سالها از اتاق بیرون آورده میشود و در برابر چمنزار سبز قرار میگیرد. چیزی که او اکنون از ادراک بصری رنگ سبزی احساس میکند، علاوه بر تمام دانش پیشین او درباره این ادراک است. بنابراین چیزی بیش از واقعیتهای سومشخص و ابجکتیو (همبستههای نورونی و ...) درباره #ادراک_حسی وجود دارد که در علوم اعصاب مورد بررسی قرار نمیگیرد.
@PhilMind
#معرفی_کتاب
📚 هندبوک دانشگاه کمبریج با موضوع «هوش مصنوعی» که چاپ اول آن در سال ۲۰۱۴ و ۴۳۰ صفحه منتشر شده را میتوان از بهترین منابع مقدماتی این حوزه بشمار آورد.
📕 کتاب در مقدمه تأکید دارد که مخاطب را نه فقط پژوهشگران #هوش_مصنوعی و #علوم_شناختی، بلکه فیلسوفان و دانشپژوهان علوم انسانی نیز در نظر گرفته است.
ضمن اینکه سطح مباحث در حد متوسط حفظ شده تا برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران تازهوارد به این عرصه مفید باشد.
📘 هر فصل توسط یکی از محققان پیشرو آن مبحث نوشته شده و بدینترتیب نویسندگان را مجموعهای از اساتید مطرح دانشگاههای آمریکا و انگلستان و ... شکل میدهند.
📗 فصل اول به مباحث بنیادین در سه بخش تاریخچه، بنیادهای فلسفی، و چالشهای فلسفی اختصاص دارد که برای علاقمندان به فلسفه هوش مصنوعی توصیه میشود.
📙 فصل دوم به سه بخش رویکرد دیجیتال سنتی (GOFAI)، پیوندگرایی (شبکههای نورونی)، و شناخت بدنمند میپردازد که برای درک مباحث تئوریک هوش مصنوعی ضروری است.
📒 فصل سوم بر یادگیری ماشین (در شش بخش) تمرکز دارد و بالاخره فصل چهارم را امتداد مباحث در حیات مصنوعی و اخلاق هوش مصنوعی شکل میدهد.
@PhilMind
💥 در تاریخ #فلسفه_غرب جدید، مهمترین دیدگاه دوئالیستی، همان نظریه «تأثیر متقابل» بوده است که توسّط رنه #دکارت در اثر مهمش، «تأمّلات در فلسفه اولی» ارائه گردید.
☄ هرچند که پیشینه این اعتقاد در مکتوبات فلسفی، به نظریه #افلاطون باز میگردد. طبق دیدگاه او، هرکدام از ما یک #روح دارد که بسیط، الهی، تغییرناپذیر و غیر همسنخ با بدنمان است؛ بدنهایی که مرکّبشده از اجزاء و #فناپذیر هستند.
☄ در واقع، قبل از آنکه ما در این جهان متولّد شویم، روحمان در حالتی خالص و غیربدنمند، وجودی پیشینی داشتهاند.
این ایده، علّت آنکه هریک از ما دارای #آگاهی و عقلانیت هستیم را تبیین میکند. به بیان دقیقتر، هرکدام از ما «دارای» یک روح نیستیم؛ بلکه هرکدام از ما یکی از همین روحها هستیم. این نگرش است که چه بسا همچنان بصورت دیدگاه عامیانه بین مردم دیندار رواج دارد.
💥 دکارت هرچند در صدد اثبات #روح_مجرد بسیط #فناناپذیر بر میآمد، ولی مانند #بوعلی و برخلاف افلاطون، نفس را #حادث به همراه بدن (و نه #قدیم و ازلی) میدانست؛ #ابن_سینا به این مطلب تصریح داشت و از ظاهر برخی سخنان دکارت نیز همین دیدگاه برداشت میشود.
مثلاً در رساله گفتار در روش به کار بردن عقل، پس از آنکه به کارکردهای مختص به بدن اشاره میکند و آن را بین انسان و سایر حیوانات مشترک میداند، به صفت یا کارکرد «اندیشیدن» میپردازد که فقط در انسانها یافت میشود. آنگاه میافزاید: «من فرض کردهام که خداوند، نفس ناطقه را خلق میکند و آن را به شیوهای خاص که توضیح دادهام، به بدن ملحق میسازد». (Descartes, 2006, p.39.)
💥 دیدگاه شیخالرئیس و دکارت در اینباره، گونهای تبعیت از ایده ارسطویی درباره حادث بودن نفس است که در مقابل نظریه افلاطونی پیرامون ازلی بودن نفس قرار داشت.
💥 ابنسینا و فیلسوفان مشّاء، نفس را حادث به همراه بدن مادّی معرّفی میکنند. این البته با ماهیّت روحانیبودن نفس در نگاه ایشان، منافات ندارد و در نتیجه نفس، #روحانیة_الحدوث و روحانیة البقاء خواهد بود.
بدین ترتیب، تعلّق به یک بدن خاص هم جزو عوارض و ملحقّات ذات روحانی نفس تلقّی میشود. شیخ اشراق نیز در آثار خویش، در چارچوب همین دیدگاه سخن گفته است.
🔥 در واقع قول به "حدوث" روحانی نفس، ناشی از اشکالاتی بود که "ازلیت" نفس روحانی را به چالش میکشید.
هرچند که #حدوث_روحانی نفس نیز بعدها توسّط منتقدین بوعلی و بویژه خواجه طوسی و صدرالمتألّهین، با اشکالات مهمّی مواجه گشت و دیدگاه #حدوث_جسمانی نفس مطرح گردید.
19.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#بحث_مقدماتی
در این کلیپ👆 توضیحاتی درباره تقسیمبندی حالات ذهنی ارائه کرده و بر این اساس، به تمایز بین حالات پدیداری/ #آگاهی_پدیداری با حالات گزارهای/ #آگاهی_دسترس پرداختهام.
در نهایت شرح دادهام که #مسئله_دشوار در ادبیات #فیزیکالیسم به چه جنبهای از ذهنمندی مربوط میشود.
@PhilMind
🕒 مباحث ذیل #فلسفه_هوش_مصنوعی را میتوان به دو حوزه کلّی تفکیک کرد:
1) موضوعات مربوط به #اخلاق_هوش_مصنوعی (مانند مسئولیت پیامد تصمیمات و رفتار #هوش_مصنوعی، حق مالکیت خلاقیتهای هنری یا علمی هوش مصنوعی، تأثیر روباتها بر تعاملات بشری، جواز و نحوه محدودکردن هوش مصنوعی، جواز پاداش و تنبیه روباتها، ...) که بیشتر در حوزه $فلسفه_اخلاق قرار میگیرند.
2) موضوعات مربوط به «وجودشناسی هوش مصنوعی» یا #متافیزیک_هوش_مصنوعی (مانند امکان بالقوهی #آگاهی_ماشین، چشمانداز #هوش_مصنوعی_قوی، ماهیت و حیطهی #آگاهی_مصنوعی، میزان قابلیت رویکرد کلاسیک محاسباتی و رویکردهای #پیوندگرایی و #بدن_مندی در تولید #آگاهی_پدیداری، ...) که عمدتاً در حوزه #فلسفه_ذهن بررسی میشوند.
🕓 برخی مهندسان و پژوهشگران فنّی هوش مصنوعی اما علاقه چندانی به دسته دوم مباحث فوق ندارند و در بین مباحث فلسفی هوش مصنوعی، دسته نخست را به دلیل آنکه اوّلاً کاربردیتر مییابند و ثانیاً توانایی هوش مصنوعی و امکان تحقّق چشماندازهای آتی را به چالش نمیکشد، ترجیح میدهند.
ضمن اینکه برخی چشماندازهای معاصر هوش مصنوعی نیز از وعدههای دهه 60 و 70 میلادی مبنی بر تولید شخص (person) با تمام حالات آگاهانه و ویژگیهای پدیداری کوتاه آمده و بعضاً تحقّق اهدافی صرفاً کاربردی و جزئی را دنبال میکنند.
🕔 این اتفاق البته در میان محققان و مهندسان هوش مصنوعی در داخل کشورمان بنحوی شایعتر و جدیتر وجود دارد و تعاملات بینارشتهای فلسفی – فنّی که بین برخی دپارتمانها و دانشمندان غربی در حوزه هوش مصنوعی مشاهده میشود در کشور ما تقریباً هیچ نمونهای (ولو تقلیلیافته) ندارد.
🕕 هندبوک هوش مصنوعی که چاپ اوّل آن در سال 2015 توسط انتشارات دانشگاه کمبریج به چاپ رسیده و اساتید مطرح بینالمللی در فصول مختلف آن قلم زدهاند، چهار فصل کلّی دارد که فصل اول آن به «بنیادهای فلسفی» و «چالشهای فلسفی» میپردازد و فصول تکنیکال بعدی نیز مکرّراً در لابلای مباحث GOFAI و پیوندگرایی و بدنمندی و #حیات_مصنوعی (Artificial Life) و حتی #یادگیری_ماشین، به مسائل فلسفی ارجاع میدهد و تأملاتی دوطرفه را پیش روی مخاطب میگذارد. (See: The Handbook of Artificial Intelligence, 2015, Cambridge University Press)
درباره ضرورت توجه به مباحث وجودشناسی هوش مصنوعی لااقل از دو منظر میتوان سخن گفت که در پستهای آینده بدانها اشاره خواهد شد.
@PhilMind
🔍 درباره یکی بودن ذهن و بدن
↔️ نظریه "اینهمانی نوعی"، از جمله نظریات فیزیکالیستی بود که در پی یافتههای #علوم_اعصاب شناختی، به منظور تبیین #ماهیت_ذهن و رابطه آن با بدن ارائه شد.
اینهمانی نوعی، یک تئوری تحویلگرایانه است که میخواهد نشان دهد هر ویژگی/حالت ذهنی در واقع با یک ویژگی/حالت فیزیکی یکی است و در نتیجه، ذهن یک امر صرفاّ مادی و فیزیکی است.
🔁 همبستهبودن حالات نورونی با #حالات_ذهنی، طرفداران این دیدگاه را بر آن داشت تا اینهمانی ذهن و بدن را بعنوان #بهترین_تبیین برای این همبستگی معرفی نمایند.
🔄 در واقع، علوم اعصاب نشان داد که یک رابطه همبستگی بین حالت ذهنی الف (مثلا درد) و حالت مغزی ب (مثلا شلیک عصب ج) وجود دارد. در اینجا "تبیینخواه" عبارتست از:
رابطهی همبستگی «حالت ذهنی الف رخ میدهد، اگر و تنها اگر حالت مغزی ب اتفاق بیفتد».
و "تبیینگر" عبارتست از: «الف = ب».
#⃣ به این استدلال انتقاداتی وارد شده، از جمله اینکه مشکل استنتاج منطقی بین تبیینخواه و تبیینگر وجود دارد و نمیتوان با گامهای منطقی از اولی به دومی رسید. (See: Kim, 2005, Physicalism or Something Near Enough, p. 135.)
🔀 و از جمله اینکه گزارههای اینهمانی، گزارههایی منطقاّ ضروریاند؛ یعنی اینهمانی الف با ب (که مستلزم همبستگی آنها هم هست)، باید در تمام جهانهای ممکن، صادق باشد. در حالی که جهانهای ممکنی با قوانین طبیعی متفاوت از قوانین طبیعی جهان ما قابل تصور است که در آنها الف بدون ب رخ میدهد و بالعکس. (See: Kripke, 1980, Naming and Necessity.)
مکلافلین - از فیلسوفان لیدر تئوری اینهمانی - انتقاد فوق را پذیرفته و اذعان دارد یک دفاع خوب از اینهمانی نوعی، نیازمند پاسخی مناسب به کریپکی است.
🔃 و از جمله اینکه برای تبیین نظمهای بدون استثناء در جهان، به قوانین ضروری در علوم متوسل میشویم. یعنی میگوییم بهترین تبیین برای همبستگی رخداد بین الف و ب اینست که «یک قانون ضروری وجود داشته باشد که الف رخ میدهد، اگر و تنها اگر ب اتفاق بیفتد».
حال پرسش اینست که چرا از #قوانین_طبیعی و ضروری بین حالت ذهنی الف و حالت مغزی ب فراتر رفته و اینهمانی آنها مطرح شده است؟
مهمترین مباحث فلسفی درباره ذهن/نفس و علوم شناختی را اینجا ببینید:
@PhilMind
23.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️ این کلیپ با ترجمه اختصاصی، درباره نگاهی توضیح میدهد که #آگاهی را قابل تبیین یا تعریف با واقعیتهای بنیادینتر نمیداند؛ بلکه برای آن هم یک جایگاه بنیادین در جهان قائل است.
✴️ به اعتقاد برتراند #راسل و برخی دیگر از فیلسوفان (که امروزه در حال جلب توجهات آکادمیک است)، علم #فیزیک صرفاً ویژگیهای بیرونی و نسبی اشیاء را آشکار میسازد؛ اما چیزی درباره ویژگیهای درونی و ماهیت ذاتی اشیاء نمیگوید و نمیتواند بگوید.
✴️ راسل این دیدگاه را مطرح کرد که اصلاً در دنیای واقعی، فقط یک سنخ رویداد وجود دارد که گاه بصورت فیزیکی و گاه بصورت ذهنی انعکاس مییابد.
بدین ترتیب نوعی #یگانهانگاری (#مونیسم) مطرح شد که ویژگیها/حقایق غیرفیزیکی را نیز به رسمیت میشناخت و ذهن را با این قبیل ویژگیها تبیین میکرد.
✴️ #یگانهانگاری_راسلی البته در نسخه خام خود (یگانهانگاری خنثی) طرفداران چندانی ندارد؛ اما نسخههای به روز شده آن - از جمله یگانهانگاری راسلی پدیداری (Phenomenal Russelian Monism) - که توسط دیوید #چالمرز ارائه شده و مبنای نظریه #همه_روان_انگاری (Panpsychism) قرار گرفت، توجهات و حمایتهای روزافزونی برانگیخت.
@PhilMind
🔥 مدرسه تابستانی فلسفه ذهن 🔥
🗓 دوشنبه ۸ شهریور
🕚 ساعت ۱۳-۱۱: کلیات حالات ذهنی و رویکردهای فلسفی
دکتر همتیمقدم (دانشگاه علوم و تحقیقات)
🕑 ساعت ۱۶-۱۴: دوگانهانگاری جوهری و رفتارگرایی
دکتر ساداتمنصوری (پژوهشکده علوم شناختی)
🕓 ساعت ۱۸-۱۶: نظریات اینهمانی
دکتر لهراسبی (پژوهشکده علوم شناختی)
🗓 سهشنبه ۹ شهریور
🕚 ساعت ۱۳-۱۱: نظریات کارکردگرایی
دکتر غیاثوند (دانشگاه خوارزمی)
🕑 ساعت ۱۶-۱۴: نظریات محاسباتی و بدنمندی
دکتر همازاده (پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی)
🕓 ساعت ۱۸-۱۶: فلسفه اسلامی و مسئله ذهن-بدن
دکتر ذاکری (دانشگاه تهران)
🗓 چهارشنبه ۱۰ شهریور
🕚 ساعت ۱۳-۱۱: علیت ذهنی
دکتر همازاده (پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی)
🕑 ساعت ۱۶-۱۴: حیث التفاتی؛ برونگرایی و درونگرایی
دکتر محمود مروارید(IPM)
🕓 ساعت ۱۸-۱۶ مسئله دشوار آگاهی و استدلال تصورپذیری
دکتر محمود مروارید(IPM)
🗓 پنجشنبه ۱۱ شهریور
🕚 ساعت ۱۳-۱۱: استدلال معرفت
دکتر ذاکری(دانشگاه تهران)
🕑 ساعت ۱۶-۱۴: دیدگاههای بازنمودگرایانه در باب آگاهی
دکتر قهار (پژوهشکده علوم شناختی)
🕓 ساعت ۱۸-۱۶: اراده آزاد
دکتر مهاجری(IPM)
💵 هزینه ثبتنام: ۸۰ هزار تومن
💠 میر سید شریف در حواشی حکمۀ العین به این نکته توجّه میداد که هر یک از نفس و بدن در دیدگاه #دوئالیسم کلاسیک، تحت یک جنس جداگانه قرار میگیرند (یکی جوهر مجرّد و دیگری جوهر مادی) و در نتیجه وقوع ترکیب و اتحاد حقیقی بین آنها امکان ندارد.
💠 #صدرالمتألهین در پاسخ به اشکال فوق، بر این نکته خاص خویش تأکید میکند که نفس را نمیتوان از ابتدا و در حین پیدایش، مجرّد محض دانست؛ بلکه از آنجا که صورت جسم طبیعی است و همراه با بدن، یک نوع مادّی تشکیل میدهد، حدوثی مادّی و ابتدائاً وجودی مادّی دارد.
💠 طبق دیدگاه صدرا تعلّق و تصرّف در بدن، امری ذاتی برای نفس است (چرا که نحوه وجود نفس اینچنین است) و نه امری عارضی برای آن.
حال آنکه طبق نظر بوعلی، تعلّق به بدن و تصرّف در آن، امری عارض بر ذات نفس مجرد بود. مؤسس #حکمت_متعالیه تأکید دارد که عرضی دانستن این صفت، با تعریف و تصویر ارسطویی نفس بعنوان صورت جسم طبیعی، منافات جدّی دارد.
💠 ضمن اینکه جوهر مجرد الذّات، ابتدائاً و ذاتاً تعلّقی به مادّه و بدن ندارد و محال است که «امر ذاتی» بعداً (در اثر ارتباط با بدن) زائل شود و چیزی که در ذات جوهر مجرد نبوده، بر آن عارض گردد.
💠 به بیان ملاصدرا:
« #بدن [و نه جسد] در تحقّق خویش، محتاج وجود مطلق نفس است و #نفس نیز از حیث تعیّن وجود شخصی و شکلگیری هویّت نفسیاش، محتاج بدن میباشد.» (اسفار اربعه، ج8، ص382)
💠 حال آنکه به تعبیر او، نظر بوعلی به این میانجامد که نسبت #نفس_مجرد با بدن مادّی، همانند نسبت سنگ در کنار انسان (بدون هیچگونه ارتباط ذاتی و الزامی) باشد. صدرالمتألّهین تأکید دارد که ابزاریّت بدن برای نفس، مانند ابزاریّت ارّه برای نجّار و کشتی برای ناخدا نیست که اگر بخواهد، آن را بهکار گیرد و اگر نخواهد، واگذارد. (ن.ک: همان، صص384-383)
💠 در نتیجه #ملاصدرا برای نفس انسانی در بدو پیدایش، حقیقتی صرفاً مادّی قائل شد که البته در میانه راه، به نوعی #تجرّد ناقص (#تجرد_مثالی) میانجامد.
روشن است که این تصویر از #نفس_ناطقه، کاملاً بر خلاف نظر #بوعلی میباشد. دوئالیسم سینوی، #تجرد_نفس را در همان لحظه #حدوث_نفس، تامّ و کامل میدانست و نفس را در زمره عقول مفارق قرار میداد.
شأن و رتبتی که طبق دیدگاه صدرایی، پس از #حرکت_جوهری و کسب کمالات وجودی، در حیات پس از #مرگ برای نفس حاصل میشود.
💠 در این دیدگاه، نفس دارای درجاتی است که ابتدا از مادّیترین مرتبه شروع میشود و تکوّن مییابد. به بیان دیگر حدوث نفس، صرفاً مادّی و جسمانی است که تدریجاً و در طول زمان با حرکت جوهری خویش، واجد جنبه مجرّد و کمالات ذومراتب آن میشود.
@PhilMind