eitaa logo
آموزش فلسفه
97 دنبال‌کننده
42 عکس
0 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
واحد و کثیر به چه معنایی در فلسفه مطرح می شود ؟ هر ماهیت نوعی را که در نظر بگیریم، غیر از ماهیت دیگری است، و اگر دو ماهیت بسیط باشند، حتی جهت مشترکی هم بین آنها وجود نخواهد داشت، چنان‌که دو ماهیت مرکب از دو مقوله هم جهت مشترکی ندارند. با توجه به اینکه ماهیتی را می‌توان تنها در نظر گرفت و می‌توان آن را با یک یا چند ماهیت دیگر لحاظ کرد، دو مفهوم متقابل «واحد» و «کثیر» انتزاع می‌شود. وحدتی که به هر ماهیت تام نسبت داده می‌شود، «وحدت نوعی» نام دارد هنگامی که جهت مشترک ذاتی بین چند ماهیت مرکب را در نظر می‌گیریم، وحدت دیگری به آن نسبت می‌دهیم که «وحدت جنسی» نامیده می‌شود. در مقابل این دو قسم وحدت، «وحدت عددی» قرار دارد که بر هر فردی از ماهیت حمل می‌گردد و ملاک آن همان تشخصی است که فلسفه پیشین آن را مرهون عوارض مشخصه می‌دانسته‌اند و نظر صحیح این است که این تشخص و این وحدت، ذاتاً صفت وجود فرد است و بالعرض منسوب به ماهیت می‌گردد. افراد یک ماهیت را که ذاتاً دارای کثرت عددی هستند، «واحد بالنوع» می‌نامند، چنان‌که انواع مندرج در جنس واحدی را که ذاتاً کثرت نوعی دارند، «واحد بالجنس» می‌خوانند. روشن است که این دو قسم وحدت، صفت حقیقی افراد و انواع نیستند، بلکه بالعرض به آنها نسبت داده می‌شوند. بنابراین هریک از موجودات خارجی، وحدت شخصی دارند و هنگامی که بیش از یکی از آنها را در نظر بگیریم، متصف به کثرت می‌گردند. این هر دو صفت که مفهوم‌هایی انتزاعی و از قبیل معقولات ثانیه هستند ـ بنا بر اصالت وجودـ از وجود موجودات انتزاع می‌شوند و از‌این‌رو «وجود» هم دارای وحدت و کثرتی ورای وحدت و کثرت ماهوی خواهد بود.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وحدت در مفهوم وجود به چه معنی است و چه تفاوتی با وحدت از منظر عارف دارد ؟ وحدت مفهومی وجود به معنای یک‌نواختی و تساوی صدق آن در جمیع موارد نیست، بلکه از قبیل «مفاهیم مشکک» می‌باشد که حمل آنها بر موارد، متفاوت است. برای روشن شدن این مطلب باید توضیحی دربارهٔ دو اصطلاح متواطی و مشکک بدهیم.
تواطی و تشکیک در وجود چیست ؟ چرا وجود را مشکک می دانیم ؟ آیا کثرت ماهیات بنابر اصالت وجود هم کاشف از کثرت وجودات آنهاست، یا اینکه ممکن است چند ماهیت از یک وجود ـ دست‌کم در مراحل مختلف ـ انتزاع شود؟ مفاهیم کلی را از نظر کیفیت صدق بر مصادیق، به دو دسته تقسیم کرده‌اند: متواطی مفهومی است که صدق آن بر همه افراد یک‌نواخت باشد، و افراد آن تقدم و تأخر یا اولویت یا اختلاف دیگری در مصداقیت برای آن مفهوم نداشته باشند اما مشکک مفهومی است که صدق آن بر افراد و مصادیقش متفاوت باشد و بعضی از آنها از نظر مصداقیت برای آن مفهوم مزیتی بر بعضی دیگر داشته باشند. مفهوم وجود از این قبیل است و اتصاف اشیاء به موجودیت یک‌سان نیست و بین آنها تقدم و تأخر و اولویت‌هایی وجود دارد؛ چنان‌که صدق وجود بر خدای متعالی که هیچ‌گونه محدودیتی ندارد، با صدق آن بر وجودهای دیگر قابل مقایسه نیست. مرحوم صدر‌المتألهین و پیروان حکمت متعالیه، این‌گونه تشکیکات را «تشکیک عامی» می‌نامند و برای حقیقت عینی وجود، تشکیک دیگری قائل هستند که آن را «تشکیک خاصی» می‌خوانند و ویژگی آن این است که دو مصداق وجودْ مستقل از یکدیگر نباشند، بلکه یکی از مراتب دیگری به‌شمار آید. بعضی دیگر از عارف‌مشربان، اقسام دیگری را نیز برای تشکیک در وجود ذکر کرده‌اند که نیازی به بیان آنها نیست.
درس بیست و نهم : پرسش های تدبری در وحدت و کثرت در وجود عینی 1. منظور از وحدت جهان چه می باشد ؟ 2. وحدت موجود خارجی را چگونه می‌توان شناخت؟ و از کجا می‌توانیم یقین پیدا کنیم که موجودی را که «واحد» تصور کرده‌ایم، واقعاً «یک موجود» و دارای «یک وجود» است؟
وحدت موجود خارجی را چگونه می‌توان شناخت؟ و از کجا می‌توانیم یقین پیدا کنیم که موجودی را که «واحد» تصور کرده‌ایم، واقعاً «یک موجود» و دارای «یک وجود» است؟ هنگامی که عقل، فردی از یک ماهیت را در نظر می‌گیرد و آن را با خود ماهیت مقایسه می‌کند و این تفاوت را مورد توجه قرار می‌دهد که ماهیت قابل صدق بر افراد است، ولی افراد این ویژگی را ندارند، عنوان «تشخص» را از فرد انتزاع می‌کند، و هنگامی که یک فرد را با چند فرد دیگر مقایسه می‌کند و تعددی در فرد واحد نمی‌بیند، وحدت را از آن انتزاع می‌نماید. از‌این‌رو گفته‌اند: «وجود با تشخص و با وحدت مساوق است و هر چیزی از آن جهت که موجود است، متشخص و واحد می‌باشد». البته باید توجه داشت که منظور از این وحدت، وحدت شخصی است نه مطلق وحدت، و شامل وحدت نوعی و جنسی نمی‌شود.
منظور از وحدت جهان چه می باشد ؟ وحدتی که تاکنون برای هر موجود عینی مورد بحث قرار گرفت، به هیچ وجه کثرت مجموع آنها را نفی نمی‌کند. اما وحدت دیگری برای کل جهان مطرح می‌شود که کثرت و تعدد آن را نفی می‌نماید، چنان‌که معروف است که فلاسفه جهان را «واحد» می‌دانند. اما این سخن را به چند صورت می‌توان تفسیر کرد: 1. منظور از وحدت جهان، وحدت اتصالی جهان طبیعت باشد، چنان‌که فلاسفه مبحثی را در فلسفه طبیعی تحت عنوان «بطلان خلأ» مطرح کرده‌اند و با بیانات مختلفی کوشیده‌اند تا اثبات نمایند که بین دو موجود طبیعی خلأ محض محال است و در جاهایی که پنداشته می‌شود چیزی موجود نیست، در واقع اجسام رقیق و لطیفی وجود دارند که قابل درک حسی نیستند. بر این اساس استدلال کرده‌اند که اگر دو یا چند جهان طبیعی فرض شود، در صورتی که آنها متصل و پیوسته به یکدیگر باشند، دارای وحدت اتصالی خواهند بود و جهان واحدی را تشکیل خواهند داد، و اگر میان آنها خلأ حقیقی فرض شود، به‌طوری که آنها را کاملاً از یکدیگر جدا و منعزل نماید، با دلیل‌های نفی خلأ منافات خواهد داشت؛ 2. منظور، وحدت نظام جهان طبیعت باشد؛ به این معنا که موجودات طبیعی همواره در یکدیگر تأثیر و تأثر و فعل و انفعال دارند و هیچ موجود طبیعی را نمی‌توان یافت که نه در موجود طبیعی دیگری مؤثر، و نه از آن متأثر باشد. چنان‌که موجودات هم‌زمان با تفاعلات خودشان، زمینهٔ پیدایش موجودات بعدی را فراهم می‌کنند و خودشان نیز از تفاعلات موجودات قبلی به وجود آمده‌اند. بنابراین همه جهان طبیعت محکوم این رابطه علیت و معلولیت مادی است. از‌این‌رو می‌توان آن را دارای نظام واحدی دانست؛ ولی روشن است که این وحدت، در واقع صفت نظام است که وجود عینی مستقلی از موجودات بی‌شمار جهان ندارد و براساس آن نمی‌توان وحدتی حقیقی برای جهان طبیعت اثبات کرد؛ 3. منظور، وحدت جهان در سایهٔ وحدت صورتی باشد که همه اجزاء آن را در زیر چتر خودش متحد می‌سازد. چنان‌که اجزاء نبات و حیوان در سایهٔ وحدت صورت جوهری خودشان متحد می‌شوند. صورت واحدی که برای کل جهان می‌توان فرض کرد، به‌طوری که موجودات ذی‌روح مانند انسان و حیوان را نیز دربرگیرد، ناچار روح دیگری خواهد بود که می‌توان آن را «نفس کلی» یا «روح جهان» نامید. اما بعضی از فلاسفه پا را فراتر نهاده و مجردات و جمیع ماسوی‌الله را نیز مشمول آن دانسته‌اند و بدین‌ترتیب عقل اول یا کامل‌ترین موجود امکانی را به‌منزلهٔ صورتی برای مادون آن به‌حساب آورده‌اند. چنان‌که بسیاری از عرفا جهان را «انسان کبیر» نامیده‌اند. اما تاکنون برهانی بر این مطلب نیافته‌ایم و مخصوصاً موجود مجرد تامی مانند عقل اول را صورت جهان نامیدن، خالی از مسامحه نیست. به هر حال چنین فرضی نیز به معنای نفی کثرت حقیقی از اجزاء جهان نخواهد بود؛ زیرا این وحدت، در واقع صفت همان صورت فوقانی جهان است و بالعرض به مجموع جهان نسبت داده می‌شود، چنان‌که در مورد وحدت روح و بدن گفته شد.
درس سی ام پرسش های تدبری در مراتب وجود 1. دانستیم که وحدت شخصی در هر موجود عینی، منافاتی با کثرت حقیقی همه موجودات ندارد. همچنین وحدت اتصالی جهان ماده، منافاتی با کثرت موجودات مادی ندارد؛ کثرتی که در سایهٔ تعدد صورت‌های مختلف حاصل می‌شود. نیز دانستیم که وحدت نظام جهان به معنای وحدت حقیقی آن نیست. اما وحدت شخصی جهان به عنوان یک موجود زنده و دارای روح واحد را نمی‌توان اثبات کرد، و به فرض اینکه ثابت شود وحدتی بالعرض خواهد بود. به هر حال موضوع وحدت در این سه فرض یادشده، جهان طبیعت و حداکثر جهان ممکنات است. اکنون سخن در این است که آیا می‌توان برای کل هستی که شامل ذات مقدس الهی هم می‌شود، وحدتی را اثبات کرد یا نه؟ 2. چه دلایلی می توان برای وحدت تشکیکی وجود اقامه کرد ؟ چه اشکالی در نظر استاد مصباح در خوانش مشهور از وحدت تشکیکی وجود که می گوید: اختلاف هر وجودی با وجود دیگر، در مرتبه وجود است می توان وارد دانست ؟
آیا می‌توان برای کل هستی که شامل ذات مقدس الهی هم می‌شود، وحدتی را اثبات کرد یا نه؟ در این زمینه به چهار قول می‌توان اشاره کرد: 1. قول صوفیه که وجود حقیقی را منحصر به ذات مقدس الهی می‌دانند و بقیهٔ موجودات را دارای وجودهای مجازی می‌شمارند، و با عنوان «وحدت وجود و موجود» معروف است. ظاهر این قول خلاف بداهت و وجدان است، ولی شاید بتوان برای آن تأویلی در نظر گرفت و آن را به قول دیگری که ذکر خواهد شد (قول چهارم) بازگردانید؛ 2. قول محقق دوانی که آن را مقتضای «ذوق تألّه» دانسته، و با عنوان «وحدت وجود و کثرت موجود» هم معروف شده است. بنابر این قول، «وجود حقیقی» مخصوص به خدای متعـالی است، ولی «موجـود حقیقی» شامـل مخلوقات هـم می‌شود، امـا به معنای «منسوب به ‌وجود حقیقی» نه به معنای «دارای وجود حقیقی». این قول هم قابل قبول نیست؛ زیرا صرف‌نظر از اینکه برای تامر و مشمّس هم می‌توان ماده‌ای به معنای خرما فروختن و آفتاب تابیدن در نظر گرفت، لازمهٔ این قول آن است که واژه «موجود» دارای دو معنای مختلف و از قبیل مشترکات لفظی باشد، ولی همچنان‌که اشتراک لفظی در مورد «وجود» صحیح نیست، دربارهٔ «موجود» هم پذیرفتنی نخواهد بود. افزون بر این، قول مزبور مبتنی بر اصالت ماهیت منتسب به جاعل است. 3. قول سوم به اتباع مشائین نسبت داده شده، و با عنوان «کثرت وجود و موجود» معروف شده است. حاصلش این است که کثرت موجودات قابل انکار نیست و ناچار هرکدام از آنها وجودی خاص به خود خواهد داشت، و چون وجود حقیقت بسیطی است پس هر وجودی با وجود دیگر متباین به تمام‌الذات خواهد بود. برای این قول می‌توان چنین استدلال کرد: وجودهای عینی از چند حال خارج نیستند: یا همگی آنها افراد حقیقت واحدی هستند، همانند افراد نوع واحد، یا دارای انواع مختلفی هستند که در جنس واحدی مشترک‌اند، مانند اشتراک انواع حیوانات در جنس حیوان، و یا هیچ جهت اشتراک ذاتی ندارند و متباین به تمام‌الذات می‌باشند. شق سوم همان شق مورد نظر است و با ابطال دو شق دیگر اثبات می‌شود. اما بطلان شق دوم روشن است؛ زیرا لازمه‌اش این است که حقیقت وجود، مرکب از جهت اشتراک و جهت امتیاز، یعنی مرکب از جنس و فصل باشد و چنین چیزی با بساطت حقیقت وجود نمی‌سازد و اما شق اول لازمه‌اش این است که اگر اشتراکی بین وجودهای عینی فرض شود، یا اشتراک در تمام ذات است و معنایش این است که وجود، ماهیت نوعی و دارای افراد متعدد باشد، و یا اشتراک در جزء ذات است و لازمه‌اش این است که وجود، ماهیت جنسی و دارای انواع مختلف باشد، و هر دو فرض باطل است، پس راهی جز این نمی‌ماند که بگوییم وجودهای عینی متباین به تمام‌الذات هستند. ولی این استدلال تمام نیست؛ زیرا شقوق سه‌گانه‌ای که برای حقیقت عینی وجود فرض شده، در واقع از احکام ماهیت اقتباس شده است و تلاش شده که با نفی ترکیب وجود از جنس و فصل و همچنین نفی ترکیب آن از طبیعت نوعیه و عوارض مشخصه، تباینی ذاتی برای وجودات، نظیر تباین ماهیات بسیطه اثبات شود. در صورتی که نه اشتراک وجودات در حقیقت وجود از قبیل اشتراک در معنای نوعی و جنسی است، و نه تباین آنها از قبیل تباین انواع بسیط. 3. قول چهارم قولی است که صدرالمتألهین به حکمای ایران باستان نسبت داده و خود وی نیز آن را پذیرفته و درصدد تبیین و اثبات آن برآمده و به عنوان «وحدت در عین کثرت» معروف شده است. حاصلش این است که حقایق عینی وجود، هم وحدت و اشتراکی با یکدیگر دارند و هم اختلاف و تمایزی، ولی مابه‌الاشتراک و مابه‌الامتیاز آنها به‌گونه‌ای نیست که موجب ترکیب در ذات وجود عینی شود اما این قول را به دو گونه می‌توان تفسیر کرد: یکی آنکه اختلاف هر وجودی با وجود دیگر، در مرتبه وجود فرض شود، به‌طوری که افراد یک ماهیت یا چند ماهیت همعرض نیز دارای چنین اختلافی دانسته شوند. دیگری آنکه اختلاف مراتب فقط میان علل و معلولات حقیقی در نظر گرفته شود، و چون همه موجودات معلول بی‌واسطه یا باواسطهٔ خدای متعالی هستند، نتیجه گرفته شود که عالم هستی از یک وجود مستقل مطلق و وجودهای رابط و نامستقل بی‌شماری تشکیل یافته است ولی تفسیر اول خیلی بعید بلکه غیرقابل‌قبول است، هرچند ظاهر بعضی از سخنان صدرالمتألهین و اتباعش بر آن دلالت دارد. ناگفته نماند که وی سخنان عرفا و اهل تحقیق از صوفیه را به همین معنا تأویل کرده و منظور ایشان را از «موجود و وجود حقیقی»، موجود و وجود مستقل مطلق، و از «موجود و وجود مجازی»، موجود و وجود غیرمستقل و تعلقی و ربطی دانسته است.
چه دلایلی می توان برای وحدت تشکیکی وجود اقامه کرد ؟ چه اشکالی در نظر استاد مصباح در خوانش مشهور از وحدت تشکیکی وجود که می گوید: اختلاف هر وجودی با وجود دیگر، در مرتبه وجود است می توان وارد دانست ؟ 1-یکی آنکه مفهوم «وجود» مفهوم واحد و از قبیل مشترکات معنوی است. 2- انتزاع مفهوم واحد از امور کثیر، کاشف از حیثیت واحد و مشترکی بین آنهاست، و دلیل آن این است که اگر حیثیت واحدی برای انتزاع مفهوم واحد لازم نباشد، لازمه‌اش این است که انتزاع آن بدون ملاک باشد و بتوان هر مفهومی را از هر چیزی انتزاع کرد، در صورتی که بطلان آن روشن است. نتیجه : وجودهای عینی دارای مابه‌الاشتراک خارجی هستند. سپس مقدمهٔ دیگری به آن ضمیمه می‌شود و آن این است که وجود عینی، بسیط و دارای حیثیت عینی واحدی است و نمی‌توان آن را مرکب از دو حیثیت متمایز دانست. پس حیثیت امتیاز وجودهای عینی، مغایر با حیثیت وحدت و اشتراک آنها نخواهد بود، یعنی اختلاف وجودها، تشکیکی و به معنای اختلاف در مراتب حقیقت واحد خواهد بود. که این دلیل قابل مناقشه باشد؛ زیرا وحدت و کثرت معقولات ثانیه، دلیل قاطعی بر وحدت و کثرت جهات عینی و خارجی نیست، بلکه تابع وحدت و کثرت دیدگاهی است که عقل در انتزاع این‌گونه مفاهیم دارد. چه‌بسا که از حقیقت واحد و بسیطی، مفاهیم متعددی را انتزاع کند، چنان‌که از ذات مقدس الهی، مفاهیم وجود و علم و قدرت و حیات را انتزاع می‌کند.بنابراین وحدت این‌گونه مفاهیم فقط کاشف از وحدت دیدگاه عقل در انتزاع آنهاست، نه از وحدت حیثیت عینی مشترک بین آنها، و اگر چنین حیثیتی وجود داشته باشد، باید از راه دیگری ثابت شود. دلیل دوم : 1- میان موجودات رابطه علیت و معلولیت برقرار است و هیچ موجودی نیست که از سلسلهٔ علل و معلولات بیرون باشد. البته موجودی که در رأس سلسله واقع می‌شود، فقط متصف به علیت می‌گردد، و موجودی که در نهایت سلسله قرار می‌گیرد، فقط متصف به معلولیت می‌شود، 2- وجود عینی معلول، استقلالی از وجود علت هستی‌بخش به او ندارد و چنان نیست که هرکدام وجود مستقلی داشته باشند و به‌وسیله یک رابطه‌ای که خارج از متن وجود آنهاست به یکدیگر پیوند داده شوند، بلکه وجود معلول هیچ‌گونه استقلالی در برابر علت ایجاد‌کننده‌اش ندارد. به تعبیر دیگر عین ربط و تعلق و وابستگی به آن است نه اینکه امری مستقل و «دارای ارتباط» با آن باشد نتیجه : وجود همه معلولات، نسبت به علل ایجاد‌کننده و سرانجام نسبت به ذات مقدس الهی که افاضه‌کنندهٔ وجود به ماسوای خودش می‌باشد، عین وابستگی و ربط است و همه مخلوقات، در واقع جلوه‌هایی از وجود الهی می‌باشند که برحسب مراتب خودشان دارای شدت و ضعف‌ها و تقدم و تأخرهایی هستند و بعضی نسبت به بعضی دیگر استقلال نسبی دارند، ولی استقلال مطلق، مخصوص به ذات مقدس الهی است.
به حمد الهی و با عنایت حضرت حق در مدت یک ماه، جلد نخست کتاب آموزش فلسفه اثر فیلسوف و مفسر وارسته مرحوم آیت الله مصباح یزدی مورد مطالعه مروری قرار گرفت. آنان که در این مدت یک ماهه، این طرح را همراهی نمودند توانستند با معارف عالیه این کتاب آشنا شده و موجبات کمال معرفتی خود را فراهم سازند. این طرح علیرغم انتظار و با مساعدت و پیگیری همه مجموعه های همکار نمونه‌ای از یک کار عمیق معرفتی در بستر فضای مجازی بود که می تواند سرلوحه ای برای دیگر فعالیت‌های حوزه اندیشه و تفکر باشد. بر خویش مفروض می دانیم از همه مجموعه های همکار،طلاب ارجمند و دانشجویان گرانقدر شرکت کننده در این طرح، کمال تشکر را داشته باشیم و از خداوند منان خواستاریم تا باب معرفت خود را بر روی همه ما مفتوح گرداند شاید که به تعبیر نص وصیت استاد علامه مصباح یزدی این کسب معرفت جهاد فی سبیل الله و از راه های خشنودی خدای بزرگ خواهد بود. در پایان ضمن تشکر از همه همراهان در این مدت سه نکته را از طرف شورای علمی این طرح بیان می داریم: ۱ به زودی جهت علاقمندان به دریافت گواهی شرکت در این دوره زمان آزمون مشخص خواهد شد تا بتوانند با شرکت در این آزمون ضمن سنجش یادگیری های خود از دوره، موفق به کسب گواهی آن گردند. ۲ دومین نشست جهت بررسی محتوای این کتاب و مطالعه مروری آن همچنین گفتگو پیرامون مطالب به زودی اعلام و برگزار خواهد شد ۳ با توجه به استقبال حکمت جویان عزیز به زودی نظرسنجی در خصوص استمرار این مطالعه مروری از جلد دوم کتاب آموزش فلسفه استاد علامه مصباح در کانال صورت خواهد گرفت که خواهشمندیم با اعلام نظر، ماراهمراهی نمایید
از طریق لینک زیر لطفا در نظر سنجی استمرار طرح در جلد دوم کتاب آموزش فلسفه شرکت فرمایید: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdPkvZo4-QGhoQY89AU9Nb4hGf_cOhruUTOcROmHhgokAZgxw/viewform?usp=sf_link