فلسفه علوم اجتماعی
◀️ هایپرریلیتی(حادواقعیت) جنگ، نوع مواجهه با پدیده جنگ امثال ما اطلاعات زیادی برای تحلیل درباره واق
هایپر ریالیتی و مخاطرات
برای هایپر ریلیتی از واژگان فارسی مختلف به جهت معادلگذاری فارسی استفاده شده است که هر کدام از جهاتی نقص دارند، لذا در نوشته حاضر از معادلهای فارسی استفاده نشده است.
هایپر ریلیتی به دنبال توضیح نحوهای نوین از واقعیت است.
برخی گمان می کنند که ما دو نوع تصویر بازنمایی شده از واقعیت داریم، تصویر و روایت صادق و تصویر و روایت کاذب.
لذا به دنبال بازسازی تصویر و روایت صادقاند تا بتوانند در مقابل هایپر ریلیتی به مثابه تصویر و روایت کاذب مقابله کنند.
و حال آنکه این دو گانه درباب هایپر ریلیتی صحیح نیست، چون اساسا تلاش می کند که از بازنمایی، اعم از صادق و کاذب عبور کند. و در جایی دیگر بایستد.
جایی که هایپر ریلیتی ایستاده، نحوه نوینی از واقعیت است که به مثابه واقعیتر از واقعیت ظهور یافته است و انسان را به دلایل مختلف در فضای مخاطرات و ریسکهای نو قرار می دهد. لذا باید تامل کنیم که چه نحوه مخاطراتی را ممکن میسازد، و چه مواجهه برای این مخاطرات باید تدارک ببینیم.
http://eitaa.com/philosophyofsocialscience
فلسفه علوم اجتماعی
هایپر ریالیتی و مخاطرات برای هایپر ریلیتی از واژگان فارسی مختلف به جهت معادلگذاری فارسی استفاده شد
مهمترین مخاطره هایپر ریلیتی، قراردادن انسان در وضعیت عدم قطعیت است.
راه عبور از این وضعیت، روایت صادق نیست، بلکه رفتن به ساحت دیگر برای عبور از وضعیت عدم قطعیت است.
این وضعیتِ عدم قطعیت، مثل حفرهای است که انسان را میبلعد.
چنین وضعیتی، انشقاق مداوم بازتولید میکند و ساحتهای مختلف زندگی را منفک میسازد.
اتصال و ارتباط مداوم، در نقطه مقابل انشقاق، است که امکان عبور را به ساحت دیگر ممکن میسازد.
اتصال و ارتباط مداوم میتواند با کنشگری با اطرافیان نزدیک تا آشنایان و دیگریهای مختلف ممکن میشود و یا با هدیه دادن و موارد مختلف که اتصال و تعامل را در شرایط بهتری قرار میدهد نیز میتواند مصداق یابد.
https://eitaa.com/philosophyofsocialscience
هدایت شده از سهیلی
📝مفهوم تریبون و هایپررئالیتی: بحران و بازسازی عقلانیت اجتماعی
✍️محمدوحید سهیلی
1️⃣روسو در قرارداد اجتماعی با طرح مفهوم تریبون یکی از پیچیدهترین و در عین حال کلیدیترین ابزارهای تنظیمکنندۀ حیات سیاسی را معرفی میکند(1). تریبون از نگاه او نهادی در کنار نهادهای کلاسیک قدرت نیست؛ نه بخشی از قوۀ مقننه است و نه مجریۀ مستقیم قدرت، بلکه نقشی تنظیمکننده و تعدیلگر دارد. وظیفۀ اصلی تریبون، حفاظت از بدنۀ سیاسی در برابر فساد و انحراف است. روسو آن را نوعی میانجی میداند که میان قانون و واقعیت اجتماعی پیوند برقرار میکند و از این طریق مانع گسست میان ارادۀ عمومی و منافع واقعی شهروندان میشود. با این حال، روسو بهروشنی هشدار میدهد که همین سازوکار میانجیگری اگر از حدود عقلانیت و احتیاط فراتر رود، میتواند خود بدل به عامل نابودی کل نظم سیاسی گردد (2).
2️⃣از سویی دیگر ژان بودریار وضعیت جوامع معاصر را با مفهوم هایپررئالیتی(3) توضیح میدهد. در نظریۀ او، جامعه دیگر بر مبنای ارجاع نشانهها به یک واقعیت بیرونی کار نمیکند. در جهان مدرنِ متأخر، نشانهها و تصاویر خود به واقعیت بدل گشتهاند. به عبارت دیگر، دیگر بازنماییای در کار نیست که چیزی بیرون از خود را نمایندگی کند، بلکه بازنمایی خود موضوعیت یافته و مستقل از هر ارجاعی، چرخۀ بیپایان خود را بازتولید میکند(4). او با استفاده از مثالهایی مانند جنگ خلیج فارس-که هرگز رخ نداد(5)- نشان میدهد که چگونه در عصر هایپررئالیتی، واقعیت بیرونی دیگر اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد خودِ تصویر است که جای واقعیت را گرفته است. این همان جایی است که میانجیگری، که در اندیشۀ روسو باید عقلانی و متناسب باشد، از کنترل خارج شده و با انحلال امرسیاسی،فرهنگی و اقتصادی به سطحی میرسد که دیگر پیوندی با منافع واقعی جامعه ندارد.
3️⃣از این منظر، نقد هایپررئالیتی در عین حال فراخوانی است برای بازگشت به اصل عقلانیت و تناسب. راه بازگشت نه در حذف میانجیگری، بلکه در سامان دادن آن بر محور معیاری فراتر نهفته است. این سخن مستلزم احیای ایدۀ خیر است. خیر میتواند همچون نقطه اتکای عقلانی عمل کند و امکان سنجش مصالح و مفاسد را فراهم آورد. با بازگرداندن میانجیگری به چارچوب خیر و عقلانیت، میتوان پیوند دوبارهای میان نشانهها و واقعیتها، میان ساختارها و منافع واقعی برقرار ساخت؛ در غیر اینصورت حتی علم نیز در بستر میانجیهای نوظهور و بواسطه الگوریتمهای محاسباتی به هایپررئالیتی فروکاسته میشود.
4️⃣مفهوم تریبون به دلایلی که به بنیادهای روشنگری بازمیگردد، از نظام عقلانی دچار انحراف شد و به مفاهیمی همچون هایپررئالیتی منتهی شد که تمام امور را در وجه فقط برساختی مینگرند. گریز از این وضعیت تنها با بازاندیشی در نسبت عقلانیت، سیاست و فرهنگ و بازگشودن راهی به سوی ایدۀ خیر امکانپذیر است. اصلی که در مسیر تکوین خود ذیل روشنگری دچار هبوط شد و نیاز به بازاندیشی بنیادین دارد تا بتواند بار دیگر تعادل میان عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را تضمین کند.
ارجاعات
1.روسو. ژان ژاک(1402). قرارداد اجتماعی. ترجمه سعید حبیبی. تهران: ابر سفید. ص 175
2. همان. ص 176
3. ترجمههای گوناگونی برای این اصطلاح در فارسی ارائه شده که به دلیل وراد نشدن به مباحثات پیرامون بهترین معادل از خود هایپررئالیتی(hyperreality ) استفاده کردم.
4. بودریار. ژان(1374). وانمودهها، سرگشتگی نشانهها: نمونههایی از نقد پسامدرن. ترجمه مانی حقیقی، مرکز، تهران. ص 100
5. بودریار معتقد است که جنگ خلیج فارس بهواقع یک جنگ نبود، بلکه جنایتی بود که با پوششِ جنگ به نمایش درآمد. ارتش ایالات متحده از نیروی هوایی گسترده بهره برد و در اغلب موارد با نیروهای عراق بهطور مستقیم درگیر نشد و تلفاتِ زیادی نیز متحمل نشد. بنابراین از منظر غرب، آن جنگ واقعاً اتفاق نیفتاده بود. علاوه بر این، تمام اطلاعاتی که تماشاگران از نبرد داشتند، از طریق تصاویرِ تبلیغی ارائه شد.