ققنوس
نظر من در مورد بهبود وضع موسیقی این است که به جای تشکیل این همه شورا و کمیسیون یک شورای بزرگ در وزار
فقط در دورهی ریاست استاد وزیری موسیقی جزو درس های مدارس ابتدایی بود که همون هم تا سال ۱۳۵۰ خیلی کمرنگ شد. البته صحبت هایی از بازگشت موسیقی در سال های ۵۶ و ۵۷ با کتب جدید و سبک تدریس نوین بود که یه دفعه بومممم!
موسیقی؟ فعل حرام!
ققنوس
بچه ها طنز ترین اخبار موسیقی رو میتونید از گروه هنر خبرگزاری فارس ببینید. یه چیزی دیدم امروز که بعد
میام بخوابم، خواب گروه هنر خبرگزاری فارس رو میبینم.
توی تمام نوشته های این کتاب داریم میبینیم که همه از وضعیت موسیقی ملی شکایت دارن. از این جهت که مخاطب ندارن و کسی هم علاقه به آموزش این نوع موسیقی نداره و جامعهی اهل موسیقی سنتی روز به روز کوچکتر میشه. دقیقا در تمام متن ها به این نکته بر میخوریم که همه دارن راهکار ارائه میدن برای بهتر کردن اوضاع. از شکایت به آموزش و پرورش گرفته تا ناله از نادانی مسئولین رسانههایی مثل رادیو که سبک های دیگه از موسیقی رو پوشش میدن.
و میبینیم که همه جا نوشته باید موسیقی ما تکامل پیدا کنه اتفاقی رخ بده که مردم عادی بیشتر به سمت موسیقی سنتی بیان. اونا نوشتن که باید ردیف ایرانی رو از طریق موسیقی مردم پسند عرضه کرد.
ولی میبینیم که اون ها مخالفان جدی با ترویج و تلفیق موسیقی ایرانی با موسیقی غربی هستن. مدام شکایت میکنن از کسانی که همچین کاری میکنن و میگن برای موسیقی اصیل و پر مفهوم ما افت داره که با موسیقی غربی تلفیقش کنیم.
و میدونید چیه؟ تمام راهکار های اونا برای مشهور تر کردن موسیقی سنتی شکست خورد. اونا نتونستن موسیقی ایرانی رو اونطور که دوست داشتن حفظ کنن و براش مخاطب نگه دارن. ولی بیاید این سرنوشت رو مقایسه کنیم با سرنوشت کسانی که خواستن موسیقی ردیفی ایرانی رو با موسیقی غربی تلفیق کنن. دقیقا همون کسانی که اساتید ما بهشون ایراد میگرفتند:
همهی ما با قطعه های هایده، مهستی، معین، گوگوش، فرهاد و دیگر بزرگان موسیقی پاپ (قبل تر پاپ رو تعریف کردیم) زندگی کردیم. غیر اینه؟
حالا به من بگید از اون عکس که اول گذاشتم و توش اسم چند نفر موسیقیدان نوشته شده بود، چند نفر رو میشناسید؟
موضوع اینه که اساتید ما تعصب بیجا داشتند.
درسته. موسیقی ما هم اصیل تره و هم تکنیک و مفهوم توش بیشتره. ولی وقتی حرف از موسیقی مردم پسند میزنیم، یعنی یک نوع موسیقی بدون پیچیدگی. یعنی چیزی که از عامی ترین کارگر تا کشاورز روستایی درک کنه. چیزی که ساده باشه.
موسیقی غربی این سادگی رو داره. برای همین همه باهاش ارتباط میگیرن و اینقدر مخاطب داره. اینجا این سوال پیش میاد، ردیف چی؟ موسیقی اصیل چی؟ چیکار کنیم که مردم بتونن درک کنن موسیقی سنتی رو؟ راهکارش اینه: تعصبات رو رها کنیم و موسیقی خودمون رو با موسیقی غربی تلفیق کنیم و به گوش مردم برسونیم. مردم کم کم به موسیقی ما عادت میکنن و اینطور گوششون به موسیقی اصیل ایرانی عادت میکنه. نتیجه؟ جذب مخاطب بیشتر برای موسیقی سنتی.
میگید از کجا میدونم اثر میکنه؟ از اینکه سبک های تلفیقی موسیقی سنتی امروز حسابی جواب داده و کلی مخاطب داره. طوری که یکی مثل علیرضا قربانی بیش از ۳۰ شب در پایتخت کنسرتی برگزار میکنه که توی هر شبش ۸۰۰۰ نفر مخاطب میاد و موسیقی ایرانی میشنوه. چرا میگم ایرانی؟ چون همهی قطعه ها مبنای ردیف داره که بعضی جا ها با موسیقی غربی تلفیق شده. حالا میدونید در طول همین اجرا شما ۳ تا آواز بداهه میبینید؟ موسیقی اصیل ایرانی برون تلفیق. خالص خالص. و اگر اساتید ما با مبنای خودشون پیش میرفتن، شاید توی رویاهاشون میدیدن که بیش از ۲۰۰,۰۰۰ نفر سه تا آواز بداههی ردیف بشنون.