eitaa logo
ولاگ خانوم نویسنده
56 دنبال‌کننده
453 عکس
251 ویدیو
1 فایل
𝐵𝑒 𝑆𝑜𝑚𝑒𝑏𝑜𝑑𝑦 ‌𝑁𝑜 𝑂𝑛𝑒 𝑇𝒉𝑜𝑢𝑔𝒉𝑡 𝑌𝑜𝑢 𝐶𝑜𝑢𝑙𝑑 𝐵𝑒! ܭܢܚܨ ܢ̣ߊ‌ܚ݅ܓ ܭܘ ܣیܥ݆ ܭܚܓܦ̇ܭܝ‌ܢܚ݅و ܝ̇ߺܩܨ ܭܝ‌ܥ‌‌ ܢ̣ߊ‌ܢܚ݅ی! تولـב کانال:1405.2.30
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام نانازیا☺️
صبحتون بخیر
شدیم 54نفر
خب امروز باید ۳تا انیمیشن بهتون معرفی کنم و چهار پارت رمان بذارم
#🌼موطلا پارت1⃣5⃣ +میگفت این در رو بازکن نارفیق آرشام:تو چی گفتی +چیزی نگفتم آرشام:خب بعدش +بعدشم گفت میرم اما بدون برمیگردم آرشام:باشه +ببینم تو چیکارش کردی مگه آرشام:بعدا بهت میگم +باشه خداحافظ آرشام:خداحافظ قطع کردم +چه موضوع هایی ساعت ۱۲:۳۰بود رفتم و لازنیام رو ردی میز گذاشتم و به ۶قسمت تقسیم کردم و ۱ قسمت رو برای خودم گذاشتم بقیه هم داخل یخچال گذاشتم سس کچاب ر برداشتم روش ریختم و شروع به خوردن کردم +برای بار اول خوبه بعداز تمام شدن غذام ظرف ها رو داخل ماشین ظرفشویی گذاشتم و به سمت اتاق آرشام رفتم پرونده هاش رو توی کمد گذاشتم در رو بستم به اتاقم رفتم
#🌼موطلا پارت2⃣5⃣ بیکار بودم جارو برقی رو برداشتم و شروع و به جارو کشیدن خونه کردم بعدش هم کل خونه رو دستمال کشیدم +وای چقدر عرق کردم به سمت اتاقم رفتم یه دست لباس تمیز برداشتم و به سمت حموم رفتم در رو باز کردم چقدر شیک و باکلاس وان حموم رو پر آب کردم خودم رو داخلش انداختم بعدش بدنم رو با شامپوبدن شستم و سرم هم با شامپو شستم همیشه موها رو کوتاه میکردم چون بابام میگفت:خریدن شامپو پول الکی و اینا اونم به زور یدونه میخرید اما الان بدن شامپوی مخصوص داره و ولش کن بدیش اینه که زندونی هستم بیرون نمیتونم برم همش تهدید میشم و اینم ولش کن بدنم رو خشک کردم لباسم رو پوشیدم و به اتاقم رفتم موام رو با سشوار خشک کردم البته اولش یاد نداشتم از استفاده کنم بعدش کم کم یاد گرفتم ساعت ۵ بود که آرشام اومد آرشام:دریا +بله آرشام:تا من میرم دوش بگیرم یه جایی دم کن +چشم آرشام رفت تا دوش بگیره منم چایی دم کردم وقتی اومد بیرون روم رو اون ور کردم +بهت یاد ندادن وقتی یه خانم غریبه تو خونت هست مثل آدمیزاد لباس بپوشی
دکوری های جدیدمون💷