eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
341 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پوچیه معنای بی‌معنا بودن خودِ زندگی نیست؛ بلکه از برخوردِ میل انسان به یافتن معنا با جهانی که پاسخی قطعی و ازپیش‌تعیین‌شده به او نمی‌دهد، پدید می‌آید. 🔍 کامو و زندگی در جهان پوچ از نگاه آلبر کامو، مسئله این نیست که زندگی ذاتاً بی‌معناست؛ مسئله، رویاروییِ میل انسان به معنا با سکوت جهان است. این برخورد، تجربه‌ای را می‌سازد که کامو آن را «پوچی» می‌نامد. اما کامو از پوچی به ناامیدی نمی‌رسد. او نه خودکشی را می‌پذیرد، نه پناه بردن به توهم و پاسخ‌های قطعی و ساختگی را. راه او، آگاهی، پذیرش واقعیت و سرکشی علیه تسلیم شدن است. انسان می‌داند که جهان ممکن است پاسخ نهایی و معنایی ازپیش‌تعیین‌شده برای او نداشته باشد؛ بااین‌حال، زندگی می‌کند، انتخاب می‌کند، می‌آفریند و تجربه می‌کند. در این نگاه، ارزش زندگی نه در یافتن یک معنای نهایی، بلکه در نحوهٔ زیستن ما در برابر این واقعیت است. کامو در «افسانهٔ سیزیف» سیزیف را نماد انسان می‌داند: کسی که می‌داند سنگ دوباره به پایین خواهد غلتید، اما باز آن را بالا می‌برد. شاید آزادی انسان از جایی آغاز می‌شود که واقعیت را همان‌گونه که هست می‌بیند، اما اجازه نمی‌دهد بی‌پاسخیِ جهان، شیوهٔ زیستن او را تعیین کند. کامو می‌گوید «اگر معنای نهایی را نمی‌یابی، آگاهانه زندگی کن و خودت شیوهٔ زیستن را انتخاب کن.» https://eitaa.com/phwsla
▪️مبنا را بر سوتفاهم بگذارید، آنجایی که فکر می‌کنید فهمیده‌‌اید، مطمئن باشید نفهمیده‌اید! https://eitaa.com/phwsla
✅ آرتور شوپنهاور می گوید : «هنگامی که به‌درستی درمی‌یابیم که بسیاری از اندیشه‌های دیگران تا چه اندازه سطحی و تهی است، نگاهشان چقدر محدود، قضاوت‌هایشان چقدر شتاب‌زده و نیت‌هایشان گاه چقدر کوچک و خودمحورانه است، به‌تدریج از اسیر شدن در داوری‌های آنان رها می‌شویم. زیرا جهان سرشار از انسان‌هایی است که نه عمق کافی برای فهمیدن دارند و نه صداقت لازم برای قضاوت کردن. آیا خردمندانه است که ارزش خویش را به نظر کسانی وابسته کنیم که خود، جهان را از پشت دیوارهای تعصب، ناآگاهی یا پیش‌داوری می‌نگرند؟ انسان آگاه می‌داند که هر قضاوتی، پیش از آن‌که درباره‌ی دیگری سخن بگوید، چیزی درباره‌ی خودِ قضاوت‌کننده آشکار می‌کند. بنابراین نباید اجازه دهیم نگاه‌های سطحی و گذرای دیگران، مسیر شخصیت، انتخاب‌ها و آرامش درونی ما را تعیین کند. آیا یک نوازنده‌ی بزرگ، اگر بداند تمام شنوندگانش ناشنوا هستند، از سکوت یا تشویق آنان درباره‌ی ارزش هنرش نتیجه‌گیری خواهد کرد؟ ارزش حقیقت، زیبایی و اصالت، به تعداد کسانی که آن را می‌فهمند وابسته نیست؛ همان‌گونه که نور خورشید، به دلیل آن‌که کسی چشمانش را بسته است، از درخشیدن بازنمی‌ایستد.» 📕 اضطراب موقعیت ✍🏻 https://eitaa.com/phwsla
▪️سقراط درست پیش از این‌که جام شوکران را سر بکشد، به دوست و شاگردش، کریتون، گفت: «من به آسکلپیوس خروسی بدهکارم. فراموش نکن دینم را ادا کنی.» آسکلپیوس الهه‌ی درمان در اساطیر یونان باستان بود. به ماری که دور چوبدستی‌اش پیچیده دقت کنید. آشناست. نه؟ پزشکان عاشق استفاده از این مار در لوگوهایشان‌اند. به هر حال آسکلپیوس ایزدگونه‌ی پزشکی در اساطیر یونان باستان بود. پس کلام آخر سقراط شاید در حالت تحت‌اللفظی اشاره دارد به این‌که سقراط یا یکی از پسرانش به‌تازگی بیمار بوده و معالجه شده و او باید برای خدای درمان قربانی کند. ولی بدون شک معنای واقعی این کلام چیزی فراتر از معنای تحت‌اللفظی آن است. بر اساس فلسفه‌ی سقراط، زندگی یک بیماریست. نوعی کوری که دیدگان ما را در مقابل حقیقت تیره‌و‌تار می‌کند. سقراط در آستانه‌ی مرگ بود، اما از مرگ نمی‌هراسید. مرگ را به چشم درمانی برای بیماری‌اش می‌دید؛ پس برای خدای درمان قربانی درنظر گرفت. این عالی‌ترین کنش سقراط بود، کسی که در سرتاسر مکالمه‌ی فایدون تلاش کرد تا دوستانش را متقاعد کند که روح انسان جاودانه است. https://eitaa.com/phwsla
"راز گل سرخ" پرده را برداریم / بگذریم که احساس هوایی بخورد ساده باشیم / ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت / کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ / کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم پشت دانایی اردو بزنیم / دست در جذبه‌ی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم / صبح‌ها وقتی خورشید درمی‌آید متولد بشویم / روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنیم آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی / ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم / بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم نام را باز ستانیم از ابر، از چنار از پشه از تابستان / روی پای تر باران به بلندی محبت برویم / در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم / کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن، پی آواز حقیقت بدویم ... ✏️ انچه خواندید "بخش پایانی شعر بلند "صدای پای آب" است که سهراب سپهری آن را در تابستان سال ۱۳۴۳ در قریه چنار شهر کاشان نوشت، https://eitaa.com/phwsla
⬅️🌺۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار 🔹۲۷ شهریور ماه، سالروز درگذشت استاد شهریار، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز شعر و ادب پارسی نام‌گذاری شده است. به همین مناسبت هرساله در کشورمان یاد بزرگان شعر و ادب پارسی گرامی داشته می‌شود. https://eitaa.com/phwsla
در محضر بوعلی‌سینا ویژگی‌های فصول سال: در فصل پاییز باید از میوه‌های موسمی تا حد امکان دوری جست و زیاد نخورد و با آب ولرم آبتنی کرد. وقتی شب و روز برابر می‌شوند باید به بیرون راندن مواد زائدِ تن پرداخت تا در زمستان گرد هم نیایند. مناسب است که در پاییز خلط‌ها در آرامش باشند و به فکر چارۀ خلط‌ها نباشند و آنها را برنینگیزند. قی کردن در پاییز را مطلوب ندانسته‌اند زیرا این عمل، تب به دنبال دارد. بدان که باران پاییزی آدمی را در برابر زیان‌های این فصل بیمه می‌کند. کتاب اول قانون؛ ترجمه مرحوم هژار، ص۴۲۲
🎼 گریه سایه و ساز شهریار؛ روایت یک آشتی به بهانه ۲۷ شهریور، سالروز درگذشت استاد محمدحسین شهریار هوشنگ ابتهاج «سایه» در پیر پرنیان‌اندیش خاطره‌ای از دوستی عمیق و پر فراز و نشیبش با شهریار روایت می‌کند؛ خاطره‌ای که از یک رنجش تلخ آغاز می‌شود و به ساز و آواز و اشک می‌رسد. روزی سایه مثل همیشه به خانه شهریار می‌رود. اما شهریار، برخلاف همیشه، سرد و خشمگین است و ناگهان می‌پرسد: «تو چرا هر روز می‌آیی اینجا؟» حرف‌ها ادامه پیدا می‌کند و سایه، که خانه شهریار را برای خود «پناهگاه» می‌دانسته، خاموش می‌ماند و زار می‌گرید. شهریار که گریه او را می‌بیند، ناگهان از جایش بلند می‌شود، زانوهای سایه را در آغوش می‌گیرد و با لرزش و گریه می‌گوید: «منو ببخش؛ تو که می‌دونی من دیوانه‌ام.» اما دل سایه هنوز شکسته بود. شهریار وقتی می‌بیند نمی‌تواند آرامش کند، به جای ادامه سخن، سه‌تارش را برمی‌دارد و شور می‌نوازد. سایه هم با گلویی گرفته غزل سعدی را آغاز می‌کند: «بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران...» از آنجا دیگر موسیقی سخن می‌گوید. سایه بعدها می‌گفت رابطه‌اش با موسیقی چنان بود که در آن لحظه «شعر و همه چیز در برابر موسیقی» از چشمش می‌افتاد. شهریار ساز می‌زد، سایه می‌خواند و هر دو گریه می‌کردند. سایه آن شب ساعت‌ها در خیابان‌های تبریز راه رفت و تصمیم گرفت دیگر نزد شهریار نرود. اما فردای آن روز پیغام شهریار رسید: اگر سایه‌جان نیاید، خودم می‌آیم در کوچه می‌نشینم. سایه بازگشت. شهریار سر به زیر انداخت و با شرمندگی گفت: «یه شعر عرض کردم...» و وقتی سایه دوباره گفت «بخون شهریارجان»، هر دو فهمیدند که کدورت تمام شده است. سایه می‌گوید شعر «اشک مریم» شهریار یادگار همان ماجراست؛ روایتی از دو شاعر که گاهی کلمات میانشان دیوار می‌ساخت و موسیقی دوباره آن دیوار را فرو می‌ریخت. 📚 برگرفته از «پیر پرنیان‌اندیش؛ در صحبت سایه» https://eitaa.com/phwsla
  ▪️مکتبی که برای ما گشوده‌اند این است که تا کمر خم نکنیم، تا روسپی‌وار زندگی نکنیم، نخواهیم توانست خوشبخت و مرفّه و کامروا باشیم. بیایید تا درسِ این مکتب را تحقیر کنیم و این خوشبختی و رفاه و کامروایی را نفرت‌انگیز بشماریم، بیایید تا اعتقاد بیاوریم که لذّت‌هایی هست بسی بزرگتر و پاینده‌تر و والاتر از لذّت‌های مورد پسندِ فرومایگان، و آن لذّتِ اندیشه بهک حالِ محرومان و از یاد رفتگان است، لذّتِ دفاع از «حقیقت» و «عدالت». بکوشیم تا زانُوانمان نلرزد، سرِ خود را بلند نگاه داریم، در دورانهای دشوارِ زندگی است که نموده می‌شود مرد کیست و نامَرد، کی. 📕ایران را از یاد نبریم ✍ دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن https://eitaa.com/phwsla
علم نوین نورواستتیک چیست؟ چرا مغز ما به هنر و شعر نیاز دارد؟ در نگاه مدرن هنر اغلب حوزه لوکس و حاشیه پنداشته می شود اما علم نوین نورواستتیک که به عنوان یک دانش میان رشته ای در حوزه علوم اعصاب و روانشناسی به بررسی واکنش مغز و سیستم عصبی در مواجهه با آثار هنری می پردازد ثابت می کند که رویارویی با هنر، تلاشی نمایشی نیست، بلکه بازسازی بنیادین مدارهای عصبی در سخت افزار زیستی ماست. 🔻 خروج از فرسایشِ محاسبه با فعال‌سازی شبکه‌ی پیش‌فرض (DMN): در مغز انسان شبکه‌ای به نام DMN (شبکه‌ی حالت پیش‌فرض) وجود دارد؛ زمانی که ما درگیر کارهای بیرونی و حل مسائل روزمره هستیم، این شبکه خاموش و سرکوب می‌شود. اما مطالعات دانش نوین نورواستتیک ثابت کرده‌اند وقتی با آثار هنریِ اثرگذار مواجه می‌شویم، این شبکه—به‌ویژه در قشر پیش‌پیشانیِ داخلی (mPFC)—به شکل معجزه‌آسایی فعال می‌شود. این پدیده نشان می‌دهد که هنر مغز را از چرخه فرسایشیِ محاسبه خارج کرده و به درونی‌ترین لایه‌های «خود» (Self) و تفکر خودارجاعی دسترسی پیدا می‌کند. 🔻پاداشِ بیولوژیک و ترشح دوپامین: تجربه‌ی یک اوج هنری، سیستم پاداش مغز را تحریک کرده و ترشح دوپامین (نوروترانسمیتر کلیدی در تنظیم انگیزه، پیش‌بینی پاداش و هدایت رفتارهای هدف‌گرا در مغز) و مسکن‌های طبیعیِ درون‌زاد را به همراه دارد. این دقیقاً همان حسِ رهایی و تعالی پس از مواجهه با یک اثر هنری ناب است (مثلاً یک شعر)؛ گویی تنِ خسته از هیاهوی جهان، پناهگاهی امن یافته است. https://eitaa.com/phwsla
📚 ابوریحان بیرونی؛ پیشگام اندیشه‌های تطبیقی ✍️ مهدی محقق چه چیزی ابوریحان بیرونی را، در کنار گستره حیرت‌انگیز دانشش، از بسیاری از عالمان زمانه‌اش متمایز می‌کند؟ مهدی محقق پاسخ را در روش شناخت «دیگری» می‌بیند. بیرونی هنگامی که به سراغ هند و باورهای هندوان رفت، به گزارش‌های دست‌دوم اکتفا نکرد. زبان آنان را آموخت، نزد عالمان هندی نشست و کوشید پیش از داوری، جهان فکری‌شان را از درون بفهمد. ثمره این کوشش، کتاب مشهور «تحقیق ماللهند» بود؛ اثری درباره دین، فلسفه، فرهنگ، دانش و آداب هند که در آن بیرونی بارها اندیشه‌های هندی را با آرای یونانی و سنت‌های دیگر مقایسه می‌کند. محقق از همین ویژگی نتیجه می‌گیرد که بیرونی را می‌توان از پیشگامان بزرگ اندیشه و مطالعات تطبیقی دانست؛ پژوهشگری که هزار سال پیش فهمیده بود برای شناخت یک فرهنگ، باید زبانش را آموخت، منابع خودش را خواند و آن را صرفاً با معیارهای بیرونی داوری نکرد. بیرونی حتی درباره جایگاه خود در برابر استادان هندی، تعبیری فروتنانه دارد: «التلمیذ المتأدب»؛ شاگردی مؤدب که برای آموختن نزد استاد می‌نشیند. این شاید یکی از ماندگارترین درس‌های روش‌شناختی او باشد: پیش از مقایسه، باید فهمید؛ و پیش از داوری، باید آموخت. 📖 «تحقیق ماللهند» یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ هندشناسی و مطالعه تطبیقی فرهنگ‌هاست. https://eitaa.com/phwsla