اگر یک سال تمام خاموشی گزینی، یاوهگویی را از یاد میبری و سخن گفتن را میآموزی. فیثاغورسیان بهترین دولتمردان زمانهٔ خود بودند.
#فریدریش_نیچه
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در محضر بوعلیسینا
ویژگیهای فصول سال:
در موسم پاییز به ویژه در پاییزی که هوا متغیر است، باید بهداشت را بسیار مراعات کرد.
خشک کنندهها را به کلی کنار گذاشت، از جماع پرهیز کرد، آب سرد زیاد نخورد و بر سر نریخت.
در این فصل نباید در جایی خوابید که بدن بر اثر سرما به لرزش درآید و با شکم سیر و مالامال نیز نباید خوابید.
از گرمای نیمروز و سرمای بامدادان باید پرهیز کرد و شبها و بامدادان سر را از سرما پوشاند.
کتاب اول قانون؛ ترجمه هژار، ص۴۲۲
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سکانس پایانی فیلم مستشرق
متن سنگ نوشته مزار هانری کربن
با صدای بهزاد فراهانی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پوچیه معنای بیمعنا بودن خودِ زندگی نیست؛ بلکه از برخوردِ میل انسان به یافتن معنا با جهانی که پاسخی قطعی و ازپیشتعیینشده به او نمیدهد، پدید میآید.
🔍 کامو و زندگی در جهان پوچ
از نگاه آلبر کامو، مسئله این نیست که زندگی ذاتاً بیمعناست؛ مسئله، رویاروییِ میل انسان به معنا با سکوت جهان است. این برخورد، تجربهای را میسازد که کامو آن را «پوچی» مینامد.
اما کامو از پوچی به ناامیدی نمیرسد. او نه خودکشی را میپذیرد، نه پناه بردن به توهم و پاسخهای قطعی و ساختگی را. راه او، آگاهی، پذیرش واقعیت و سرکشی علیه تسلیم شدن است.
انسان میداند که جهان ممکن است پاسخ نهایی و معنایی ازپیشتعیینشده برای او نداشته باشد؛ بااینحال، زندگی میکند، انتخاب میکند، میآفریند و تجربه میکند.
در این نگاه، ارزش زندگی نه در یافتن یک معنای نهایی، بلکه در نحوهٔ زیستن ما در برابر این واقعیت است.
کامو در «افسانهٔ سیزیف» سیزیف را نماد انسان میداند: کسی که میداند سنگ دوباره به پایین خواهد غلتید، اما باز آن را بالا میبرد.
شاید آزادی انسان از جایی آغاز میشود که واقعیت را همانگونه که هست میبیند، اما اجازه نمیدهد بیپاسخیِ جهان، شیوهٔ زیستن او را تعیین کند.
کامو میگوید «اگر معنای نهایی را نمییابی، آگاهانه زندگی کن و خودت شیوهٔ زیستن را انتخاب کن.»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▪️مبنا را بر سوتفاهم بگذارید،
آنجایی که فکر میکنید فهمیدهاید،
مطمئن باشید نفهمیدهاید!
#لکان
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
✅ آرتور شوپنهاور می گوید :
«هنگامی که بهدرستی درمییابیم که بسیاری از اندیشههای دیگران تا چه اندازه سطحی و تهی است، نگاهشان چقدر محدود، قضاوتهایشان چقدر شتابزده و نیتهایشان گاه چقدر کوچک و خودمحورانه است، بهتدریج از اسیر شدن در داوریهای آنان رها میشویم.
زیرا جهان سرشار از انسانهایی است که نه عمق کافی برای فهمیدن دارند و نه صداقت لازم برای قضاوت کردن. آیا خردمندانه است که ارزش خویش را به نظر کسانی وابسته کنیم که خود، جهان را از پشت دیوارهای تعصب، ناآگاهی یا پیشداوری مینگرند؟
انسان آگاه میداند که هر قضاوتی، پیش از آنکه دربارهی دیگری سخن بگوید، چیزی دربارهی خودِ قضاوتکننده آشکار میکند. بنابراین نباید اجازه دهیم نگاههای سطحی و گذرای دیگران، مسیر شخصیت، انتخابها و آرامش درونی ما را تعیین کند.
آیا یک نوازندهی بزرگ، اگر بداند تمام شنوندگانش ناشنوا هستند، از سکوت یا تشویق آنان دربارهی ارزش هنرش نتیجهگیری خواهد کرد؟
ارزش حقیقت، زیبایی و اصالت، به تعداد کسانی که آن را میفهمند وابسته نیست؛ همانگونه که نور خورشید، به دلیل آنکه کسی چشمانش را بسته است، از درخشیدن بازنمیایستد.»
📕 اضطراب موقعیت
✍🏻 #آلن #دوباتن
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▪️سقراط درست پیش از اینکه جام شوکران را سر بکشد، به دوست و شاگردش، کریتون، گفت: «من به آسکلپیوس خروسی بدهکارم. فراموش نکن دینم را ادا کنی.»
آسکلپیوس الههی درمان در اساطیر یونان باستان بود. به ماری که دور چوبدستیاش پیچیده دقت کنید. آشناست. نه؟ پزشکان عاشق استفاده از این مار در لوگوهایشاناند. به هر حال آسکلپیوس ایزدگونهی پزشکی در اساطیر یونان باستان بود. پس کلام آخر سقراط شاید در حالت تحتاللفظی اشاره دارد به اینکه سقراط یا یکی از پسرانش بهتازگی بیمار بوده و معالجه شده و او باید برای خدای درمان قربانی کند. ولی بدون شک معنای واقعی این کلام چیزی فراتر از معنای تحتاللفظی آن است. بر اساس فلسفهی سقراط، زندگی یک بیماریست. نوعی کوری که دیدگان ما را در مقابل حقیقت تیرهوتار میکند. سقراط در آستانهی مرگ بود، اما از مرگ نمیهراسید. مرگ را به چشم درمانی برای بیماریاش میدید؛ پس برای خدای درمان قربانی درنظر گرفت. این عالیترین کنش سقراط بود، کسی که در سرتاسر مکالمهی فایدون تلاش کرد تا دوستانش را متقاعد کند که روح انسان جاودانه است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
"راز گل سرخ"
پرده را برداریم / بگذریم که احساس هوایی بخورد
ساده باشیم / ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت / کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ / کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم / دست در جذبهی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم / صبحها وقتی خورشید درمیآید متولد بشویم / روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی / ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم / بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر، از چنار از پشه از تابستان / روی پای تر باران به بلندی محبت برویم / در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم / کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن، پی آواز حقیقت بدویم ...
#سهراب_سپهری
✏️ انچه خواندید "بخش پایانی شعر بلند "صدای پای آب" است که سهراب سپهری آن را در تابستان سال ۱۳۴۳ در قریه چنار شهر کاشان نوشت،
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
⬅️🌺۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
🔹۲۷ شهریور ماه، سالروز درگذشت استاد شهریار، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز شعر و ادب پارسی نامگذاری شده است. به همین مناسبت هرساله در کشورمان یاد بزرگان شعر و ادب پارسی گرامی داشته میشود.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا