🎼 گریه سایه و ساز شهریار؛ روایت یک آشتی
به بهانه ۲۷ شهریور، سالروز درگذشت استاد محمدحسین شهریار
هوشنگ ابتهاج «سایه» در پیر پرنیاناندیش خاطرهای از دوستی عمیق و پر فراز و نشیبش با شهریار روایت میکند؛ خاطرهای که از یک رنجش تلخ آغاز میشود و به ساز و آواز و اشک میرسد.
روزی سایه مثل همیشه به خانه شهریار میرود. اما شهریار، برخلاف همیشه، سرد و خشمگین است و ناگهان میپرسد:
«تو چرا هر روز میآیی اینجا؟»
حرفها ادامه پیدا میکند و سایه، که خانه شهریار را برای خود «پناهگاه» میدانسته، خاموش میماند و زار میگرید.
شهریار که گریه او را میبیند، ناگهان از جایش بلند میشود، زانوهای سایه را در آغوش میگیرد و با لرزش و گریه میگوید:
«منو ببخش؛ تو که میدونی من دیوانهام.»
اما دل سایه هنوز شکسته بود.
شهریار وقتی میبیند نمیتواند آرامش کند، به جای ادامه سخن، سهتارش را برمیدارد و شور مینوازد. سایه هم با گلویی گرفته غزل سعدی را آغاز میکند:
«بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران...»
از آنجا دیگر موسیقی سخن میگوید.
سایه بعدها میگفت رابطهاش با موسیقی چنان بود که در آن لحظه «شعر و همه چیز در برابر موسیقی» از چشمش میافتاد. شهریار ساز میزد، سایه میخواند و هر دو گریه میکردند.
سایه آن شب ساعتها در خیابانهای تبریز راه رفت و تصمیم گرفت دیگر نزد شهریار نرود.
اما فردای آن روز پیغام شهریار رسید:
اگر سایهجان نیاید، خودم میآیم در کوچه مینشینم.
سایه بازگشت. شهریار سر به زیر انداخت و با شرمندگی گفت:
«یه شعر عرض کردم...»
و وقتی سایه دوباره گفت «بخون شهریارجان»، هر دو فهمیدند که کدورت تمام شده است.
سایه میگوید شعر «اشک مریم» شهریار یادگار همان ماجراست؛ روایتی از دو شاعر که گاهی کلمات میانشان دیوار میساخت و موسیقی دوباره آن دیوار را فرو میریخت.
📚 برگرفته از «پیر پرنیاناندیش؛ در صحبت سایه»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▪️مکتبی که برای ما گشودهاند این است که تا کمر خم نکنیم، تا روسپیوار زندگی نکنیم، نخواهیم توانست خوشبخت و مرفّه و کامروا باشیم.
بیایید تا درسِ این مکتب را تحقیر کنیم و این خوشبختی و رفاه و کامروایی را نفرتانگیز بشماریم، بیایید تا اعتقاد بیاوریم که لذّتهایی هست بسی بزرگتر و پایندهتر و والاتر از لذّتهای مورد پسندِ فرومایگان، و آن لذّتِ اندیشه بهک حالِ محرومان و از یاد رفتگان است، لذّتِ دفاع از «حقیقت» و «عدالت».
بکوشیم تا زانُوانمان نلرزد، سرِ خود را بلند نگاه داریم، در دورانهای دشوارِ زندگی است که نموده میشود مرد کیست و نامَرد، کی.
📕ایران را از یاد نبریم
✍ دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
علم نوین نورواستتیک چیست؟ چرا مغز ما به هنر و شعر نیاز دارد؟
در نگاه مدرن هنر اغلب حوزه لوکس و حاشیه پنداشته می شود اما علم نوین نورواستتیک که به عنوان یک دانش میان رشته ای در حوزه علوم اعصاب و روانشناسی به بررسی واکنش مغز و سیستم عصبی در مواجهه با آثار هنری می پردازد ثابت می کند که رویارویی با هنر، تلاشی نمایشی نیست، بلکه بازسازی بنیادین مدارهای عصبی در سخت افزار زیستی ماست.
🔻 خروج از فرسایشِ محاسبه با فعالسازی شبکهی پیشفرض (DMN):
در مغز انسان شبکهای به نام DMN (شبکهی حالت پیشفرض) وجود دارد؛ زمانی که ما درگیر کارهای بیرونی و حل مسائل روزمره هستیم، این شبکه خاموش و سرکوب میشود. اما مطالعات دانش نوین نورواستتیک ثابت کردهاند وقتی با آثار هنریِ اثرگذار مواجه میشویم، این شبکه—بهویژه در قشر پیشپیشانیِ داخلی (mPFC)—به شکل معجزهآسایی فعال میشود. این پدیده نشان میدهد که هنر مغز را از چرخه فرسایشیِ محاسبه خارج کرده و به درونیترین لایههای «خود» (Self) و تفکر خودارجاعی دسترسی پیدا میکند.
🔻پاداشِ بیولوژیک و ترشح دوپامین: تجربهی یک اوج هنری، سیستم پاداش مغز را تحریک کرده و ترشح دوپامین (نوروترانسمیتر کلیدی در تنظیم انگیزه، پیشبینی پاداش و هدایت رفتارهای هدفگرا در مغز) و مسکنهای طبیعیِ درونزاد را به همراه دارد. این دقیقاً همان حسِ رهایی و تعالی پس از مواجهه با یک اثر هنری ناب است (مثلاً یک شعر)؛ گویی تنِ خسته از هیاهوی جهان، پناهگاهی امن یافته است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
📚 ابوریحان بیرونی؛ پیشگام اندیشههای تطبیقی
✍️ مهدی محقق
چه چیزی ابوریحان بیرونی را، در کنار گستره حیرتانگیز دانشش، از بسیاری از عالمان زمانهاش متمایز میکند؟
مهدی محقق پاسخ را در روش شناخت «دیگری» میبیند.
بیرونی هنگامی که به سراغ هند و باورهای هندوان رفت، به گزارشهای دستدوم اکتفا نکرد. زبان آنان را آموخت، نزد عالمان هندی نشست و کوشید پیش از داوری، جهان فکریشان را از درون بفهمد.
ثمره این کوشش، کتاب مشهور «تحقیق ماللهند» بود؛ اثری درباره دین، فلسفه، فرهنگ، دانش و آداب هند که در آن بیرونی بارها اندیشههای هندی را با آرای یونانی و سنتهای دیگر مقایسه میکند.
محقق از همین ویژگی نتیجه میگیرد که بیرونی را میتوان از پیشگامان بزرگ اندیشه و مطالعات تطبیقی دانست؛ پژوهشگری که هزار سال پیش فهمیده بود برای شناخت یک فرهنگ، باید زبانش را آموخت، منابع خودش را خواند و آن را صرفاً با معیارهای بیرونی داوری نکرد.
بیرونی حتی درباره جایگاه خود در برابر استادان هندی، تعبیری فروتنانه دارد: «التلمیذ المتأدب»؛ شاگردی مؤدب که برای آموختن نزد استاد مینشیند.
این شاید یکی از ماندگارترین درسهای روششناختی او باشد:
پیش از مقایسه، باید فهمید؛ و پیش از داوری، باید آموخت.
📖 «تحقیق ماللهند» یکی از مهمترین آثار تاریخ هندشناسی و مطالعه تطبیقی فرهنگهاست.
#ابوریحان_بیرونی #مهدی_محقق #تحقیق_ماللهند #هندشناسی #فلسفه #تاریخ_علم
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا