#خاطره_نوشت_بازیگران
از بقیه ی زن ها تنومندتر بود و روسریش را با حالتی خاص به سرش بسته بود.بعداز اجرا آمد پشت صحنه.از اجرا تشکر کرد و رفت سمت سینی میوه ها .
_ای بابا...اینا خوردنی نیست؟ چقد انبه دلم خواست.آخه ما زندانیا اینجا انبه گیرمون نمیاد.
بازیگر نقش «سلیمه» که از شنیدن این حرف به وضوح دلش سوخت، گفت: « اینا هیچ کدوم خوردنی نیستن....همه دکورن.اما کشکای سلیمه خوردنی بودها.»
بعد به او و چند نفری که دورمان جمع شده بودند کشک داد و آن ها هم بی اختیار شبیه بازی کردن سلیمه شروع کردند به ملچ ملوچ.
از وقتی برگشتیم این جمله میپیچد توی گوشم:
«آخه ما زندانیا اینجا انبه گیرمون نمیاد.»
و هربار قلبم تیر میکشد.
چیزهایی که برای ما ساده است میتواند برای کس دیگری حسرت باشد.مثلا انبه!
#زندان
#پناه
#اتفاق
https://eitaa.com/ettefagh
ایران - مصر
تا دقیقه ۲۰ دوتا گل داشته ،یه پنالتی
بازی قشنگیه😍
تا الان بیست بار قبض روح شدیم از استرس
مونولوگ
تا حالا سه تا کارت زرد داشته بازی دقیقه ۴۱
یه دونه دیگه داد
دوتا کارت زرد ایران
دوتا مصر
از ابتدای بازی ۵۰۰ عطسه زدم و یه بسته دستمال کاغذی مصرف شد.
دراین لحظات پس از خوردن یک فلاسک آب جوش برای لحظاتی عطسه ها بند اومدن😁