eitaa logo
مونولوگ
208 دنبال‌کننده
420 عکس
300 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
برای تسلای دل ایراد بگیرهای از خدا دین دارتر باید بگویم رضوان جان! وقتی نمیتوانی آداب تلاوت را درست به جا بیاوری به جای مصحف شریف از روی گوشی قرآن بخوان. اما حرف دل خودم : بیا معامله کنیم، یک ختم قرآن از من،با آن یک حزب که خواندی عوض!😄
بچه: مامان "لاده" یعنی چی؟ مامان: چی؟ بچه: لاده.... تو کلمه ی فوق لاده(فوق العاده😄) فوق رو میدونم یعنی بالا، حالا "لاده" یعنی چی؟ 1⃣ ............................................ مامان: پسرم از توی کمد شلوارتو بیار. (پسر دو سال و نیمه، کشو رو باز می کنه و اشتباهی یه تیشرت میاره. ) مامان: اشتباه آوردی پسرم. پسر: ای بابا، رفتم وَوالمو(شلوارمو) بیارم اشتباهی بِداس(لباس) آوردم.😄😁 2⃣ ............................................... بچه: مامان فکر میکنم خانم معلممون رباطه. مامان: یعنی چی؟ بچه: کاراش شبیهه رباطه، فقط وقتی چادرشو سرش میکنه تو کوچه ی مدرسه می بینمش، اونجا میگم نه... انگاری آدمه.😐 3⃣ ....................................... بچه(دو سال و نیمه): مامان، خاله یه میوه ی فَشَندان بهم داد زبونم اوخ شد.😫 (فَشَندان یعنی وحشتناک....خاله ش بهش کیوی داده زبونش ملتهب شده🥺🥺😄) 4⃣ https://eitaa.com/physicist_actor
روز قدس قم در بهاران، خرماپزان شد😅😓 مردم روزه دار،زیر آفتاب داغ و باورنکردنی، بی ساندیس، با لب خشک در صحنه💪 ماشاءالله❤️ https://eitaa.com/physicist_actor
تهران، مهمان بودم. صبح زود، یک سجاده ی ملیله دوزی شده ی سفید و یاسی رنگ برداشتم و یاعلی برای نماز عید فطر. اولین نماز عیدی بود که پشت سر آقا می خواندم. بعداز مترو مصلی مسافتی را باید پیاده گز می کردم، مثل همه ی نمازگزارها. سال ۸۵ بود. تیپ ها و چهره های عجیبی به تورم خورد. یک گفتگو در فاصله ی یک متریم موقع پیاده روی به سمت مصلی از همه جالب تر بود، گفتگو بین یک خانم و آقا. هرسال عید فطر در ذهنم مرور می شود. خانم مانتویی باموهای رنگ شده که از شالش بیرون ریخته بود، خطاب به مرد پیرهن آستین کوتاه، با موهای دم اسبی (خفن ترین چهره های آن سال ها) خانم مانتویی: میدونستی سعیدم اومده! مرد مو دم اسبی: آره کل سال همین دو رکعت نمازو میخونه، میگه امام زمان بیاد بقیه نمازارو میخونم. خانم مانتویی: چه مقیدم هست به نماز عید. مرد مو دم اسبی: آره هر سال میاد، نماز جمعه م اگر فقط آقا بخونه میره. (هردو می خندند) من را میگویید؟ ازین مکالمه ی کوتاه چنان دلشاد شدم و احساس کردم خیالم بابت انقلاب راحت شده😁 . می دیدم کسانی با ظاهرهایی که گمان نمی کردم یک بار پیشانیشان به مهر خورده باشد، داشتند از" نماز خواندن پشت سر رهبری" که "آقا" خطابش میکردند، توسط یک نفر از خودشان عجیب تر می گفتند و می خندیدند. رفتیم برای نماز. چقدر من ناشی بودم. نماز که خوانده شده بود نشسته بودم به گوش دادن خطبه و تعقیبات، یکدفعه دیدم جمعیت دارند از روی سرو کولم رد می شوند. خطبه ها را تا رسیدن به وسایل نقلیه و بین راه می شنیدند. سجاده ی ملیله دوزی شده خاکِ خالی شد و از ترس اینکه گردنم نشکند، بلند شدم. اما هنوز توی جمعیت دنبال آن خانم و آقا بودم. گرچه مطمئنم از من حرفه ای تر بودند و زیر دست و پا نمانده بودند. https://eitaa.com/physicist_actor
بچه: مامان هروقت کفِ اتاق داشتم مشق می نوشتم، بهم بگو برو پشت میزت، میدونی چرا؟ مامان: میخوای خونه به هم نریزه؟ بچه: نه! واسه اینکه هروقت پشت میزم می شینم احساس میکنم محمد گاندو هستم و دارم رو پرونده ها کار می کنم، آی احساس خوبیه مامان😄 1⃣ .............................................. بچه: مامان میدونی چطور میشه ۳رو وحشتناک کرد؟ مامان: مگه ۳م وحشتناک میشه؟ بچه: آره، وقتی یه دندونه دیگه بهش اضافه بشه، امتحان کن.🙃 2⃣ ............................................ (نیم ساعت به افطار،مامان افطار مهمون داره و با عجله داره کاراشو میکنه) بچه: مامان اگه ثواب یه "قل هوالله ...."توی وقتای دیگه ی سال، بشه یک میلیاردو سیصد هزار و دو، اونوقت ثوابش توی ماه رمضان چقد میشه؟ مامان:🤯😤😵‍💫 3⃣ ................................................. دختر بچه ۴ساله: امام زمان کی ظهور میکنه؟ (بزرگترا براش توضیح میدن) دختر بچه: وای نکنه ادما اونقدری خوب نشن و امام زمان انقدر پیر بشه که بمیره... (ادامه ی نتیجه گیری هاش)پس باید خیلی عجله کنیم چون دیگه حتما امام زمان هم خیلی خسته شده اینهمه سال منتظر مونده.🥺😭 4⃣ https://eitaa.com/physicist_actor
امشب کارم شده سرک کشیدن به کانال های خبری، ایران کی می زند؟ کجا را میزند؟ عکس العمل دشمن چیست؟.... یاد خوابم افتادم.......👇 بعداز شهادت آرمان و روح الله عجمیان، حالم خیلی خراب بود. پدرم را در خواب دیدم، دم تویوتای سپاه ،لباس سبز سپاه پوشیده بود و بند پوتینش را می بست. گفتم بابا کجا دارید میرید؟ گفت این بساط ( منظورش فتنه ی زن زندگی آزادی بود) رو باید جمع کنیم، با بچه ها داریم میریم عملیات. به تویوتا اشاره کرد، دیدم کیپ تا کیپ بسیجی های جوان نشسته اند. حالا امشب و یا همین شب ها هم، لشگر زمینی و آسمانی مردان خدا، عملیات سنگینی پیش رو دارند. دعا فراموش نشود. https://eitaa.com/physicist_actor
دوستم دیشب توی بین الحرمین مشغول زیارت بود، پهپاد ها و موشک هارو دیده فک کرده ستاره ن😁😁
دمپایی ها جای دروازه هستن، مداد ها بازیکنان دو تیم. و خودش جای همه ی بازیکنان بازی میکنه(مدادها رو تکون میده و توپ رو جلو می بره و گل میزنه). خودش همزمان داوری و گزارش میکنه. "فوتبال مدادی" اسم این بازیه که اختراع کرده. اون دوربین ها روی فرش دوم،هم VAR هستن. من با خستگی زیاد در حالی که علاقه ای به شنیدن صدای بازیش نداشتم مشغول شستن ظرف ها بودم و پشتم به بازیش بود و دوست داشتم زودتر کارم تموم شه، یه فایل صوتی که از قبل ذخیره کرده بودم گوش کنم تا حالم عوض بشه . یهو وسط گزارش و بازی گفت: _توی دروازه... گل... اما نه! تیم حریف نمی پذیره باید بره VAR. بعد کمی گذشت و گفت: _بینندگان هر سه دوربین گل رو رد کردن. هم VAR ، هم هوش مصنوعی و هم دوربین علم غیب خدا😄 این تعبیر "دوربین علم غیب خدا" رو که شنیدم، زدم زیر خنده، دستامو شستم و نشستم بازیشو تماشا کردم (ادامه ش توی مطلب بعد👇) https://eitaa.com/physicist_actor
بازی دوباره شروع شد، با مداد محکم زد زیر توپ. توپ تا نزدیکی سقف بالا رفت، و افتاد روی یکی از مدادا: _ بینندگان توپ از جو زمین خارج میشه و موقع برگشت ذوب میشه😮 وآتیش می گیره و میخوره تو سر یکی از بازیکنا و اون می میره.... بعد همه ی بازیکنا( مدادا )دورش جمع شدن و می گفتن: نه نه نرو نرو(تصویر) بعد رفت آمبولانسش رو آورد و اون مداد رو برد آشپزخونه که درمان کنه، اما دیر شده بود و بازیکنه مرد. آمبولانسشم به جای بوق زدن می خوند: تو بگو عشق من میگم رقیه.... حیف شد از آمبولانسه و مراسم خاکسپاری بازیکنه عکس نگرفتم. ولی انقد بازیش برام بامزه بود که دیگه نیازی به گوش کردن فایل صوتی نداشتم. 🍀گاهی گم شده ی ما، عامل خوب شدن حال ما، خیلی بهمون نزدیکه، اما ما اصرار داریم پسش بزنیم و به زور چیزای دیگه رو ببینیم. https://eitaa.com/physicist_actor