eitaa logo
پیچَکِ‌قَلَمْ🍃
205 دنبال‌کننده
299 عکس
43 ویدیو
3 فایل
نیاز ساده‌ی من تنها شنیدن صدای تو بود. تو دریغ کردی و من نوشتم... با من هم کلام بشید👈 @M5566M
مشاهده در ایتا
دانلود
آخییییش خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ چقدر دلم تنگ شده بود براتون
دلم می‌خواد این بار شما شروع کنید. از خودتون بنویسید از این چند روز از حال و هوای شهر و خیابونتون از قلب خودتون و خونتون منتظر شنیدنتون هستم💟 برای خوندنتون من اینجام👇 @M5566M اینم لینک ناشناس👇 https://daigo.ir/secret/41325980928
جان من است او♥️ @pichakeghalam
هدایت شده از ‌ ابراهیمی
. داستان ناتمامِ نور...♥️ شب بود. از چشم خیابان خون می‌چکید و از دهانش آتش فواره می‌زد. سیدحسن، مجاهد بود. هنوز ایستاده بود و برای مردم روشنگری می‌کرد. توگویی شمعی✨🕯✨ در تقلا... می‌خواست با آخرین سوسوی نورش راه، پیش پایِ عابران روشن بماند. اساتید نویسندگی می‌گویند: «برای شکل‌گیری داستان دیالوگ لازم است.» دوستانش آمدند. بین‌شان دیالوگی رد و بدل شد. -حسن! دیر وخته. اوضا پسه.. ما وظیفه‌مونو انجام دادیم. بدو که وقت رفتنه.. دیالوگ سیدحسن را دوست داشتم. خیلی لایک داشت، چون آرام، خونسرد و پیش برنده‌ بود، حال و هوای قهرمان قصه را هم خوب توصیف می‌کرد. یعنی رسد آدمی به چه جایی که راضیةًمرضیه وسط بحبوهه، لبخند بزند و سبکبار بگوید: «خب دیر شه! اصلا مگه چی میشه؟ تهش مثل آرمان علی‌وردی می‌شم... بشم... این آرزومه. و به آرزویش رسید. اما داستان نور ادامه دارد، چون: «آن‌ها می‌خواهند، نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران کراهت داشته باشند.» ✍ابراهیمی
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم من هیچ‌وقت آن همه دختر و پسر سیاهپوش اسلحه به دست را یک‌جا ندیده بودم. راستش هنوز هم مطمئن نیستم چیزهایی که دیدم واقعی باشند! من تا آن موقع ندیده بودم مردها و زن‌ها دست بچه‌های چهار ساله را بگیرند و بیاورند توی جهنم! برای هر دختری خانه‌ی پدری، امن‌ترین نقطه‌ی جهان است. من آن شب توی کوچه‌ی امن‌ترین نقطه‌ی جهانم یک عالمه شبح دیدم که نمی‌دانم با کدام طلسم از زیر زمین سر درآورده بودند و آن‌طور ترسناک توی محل می‌دویدند و فریاد می‌زدند. من هیچ‌وقت صدای تیراندازی را نشنیده بودم تا آن شب که از پشت پنجره‌ی خانه‌ی پدری، مدام صدای تیر می‌آمد تو و هرچه گوش بچه‌ها را می‌گرفتم قطع نمی‌شد! خواب بود! یک خواب ترسناکِ بختک‌زده! می‌خندیدم که صدایم بیفتد روی وحشت آن همه بلبشو. صدایم خفه بود و درنمی‌آمد. می‌خواستم بگویم دروغ است. می‌خواستم فریاد بزنم بازی است و لابد الآن تمام می‌شود؛ اما نبود! این را وقتی فهمیدم که در راه برگشت به خانه محاصره شدیم! مسعود بلند شعر خواند تا لرز بچه‌ها را بگیرد! دور و برمان صدتا ماشین بود با مسافرهای سیاه‌پوش. و آدم‌هایی که مثل مورچه‌های سیاه نیش‌دار تند تند از لابه‌لای ماشین‌ها رد می‌شدند و صداهای عجیب در می‌آوردند. شیشه‌های دودی را داده بودیم بالا. انگار داشتیم همرنگ آن‌ها می‌شدیم. همان موقع دلم خواست از این هم‌رنگیِ ناخواسته بالا بیاورم که چشمم خورد به برچسب سفید و شبرنگ روی شیشه:« ذکر یا فاطمه سربند سلیمانی‌هاست!» قلبم آرام گرفت. باید یک‌جوری از بین آهن‌های کنده شده‌ی کف خیابان و خرده شیشه‌ها رد می‌شدیم! باید یک‌جوری راهمان را کج می‌کردیم. گمانم خدا صدای دو رگه‌ و خشک بچه‌ها را شنید که رسیدیم به دور برگردان! ماشین را لاک‌پشت‌وار کشاندیم به منتهاالیه چپ! پیچیدیم و گروه سیاهپوش قهقهه زنِ کلاشینکف به دست را پشت سرمان جا گذاشتیم! @pichakeghalam
این وجودِ سبز نازنین، با آن قلب تپنده‌ی امام‌رضایی‌اش، قصه‌سازترین بازمانده‌ی آتش‌سوزی آن شبِ شهر است. بی‌شرف‌ها مسجد را هم... @pichakeghalam
هرچه روزگار سخت‌تر می‌گیرد، بیشتر دوستت دارم! هرچه هوا غبارآلودتر می‌شود، بیشتر دوستت دارم! دوستت دارم! تو به زندگی می‌مانی، به نوشیدن جرعه‌ای آب میان دو رؤیا، به بوسیدن روی ماه از شکاف پرده‌ها، به بوییدن یک نامه پیش از گشودنش، به سلام گرم سرصبح یک عابر در خلوت کوچه، و به انتظار! و من تو را دوست می‌دارم... چرا که دوست دارم زندگی را، آب و شکاف پنجره را، نامه و سلام عابر را و انتظار را...🌱 @pichakeghalam
شب میلاد عزیزترین عزیزمون مبااااارک😍 یکی از خوشبختی‌های آشکار ما بچه شیعه‌ها حبّ امام حسین جونمونه😍😍😍 خدا رو شکر بخاطر وجود عشق حسیـــــن که مهر شده رو قلبمون🤲 @pichakeghalam
میشه یه خواهش کنم؟ برای دل‌های خسته از حاجات کوچک برآورده نشده... برای اندوه‌های کوچک فرساینده... برای زخم‌های ممتد.... برای آدم‌های متحیر بر سر مسائل بسیار ساده... میشه دعا کنید؟ @rozhaye_khob
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - شب شب زین العابدین - کریمی.mp3
زمان: حجم: 9.2M
خدا تارهای حنجره‌ی حاج محمود رو با لیف‌ خرماهای بهشت تنیده🌱 @sharaboabrisham 💬 نظرات