بیوگرافی توایلایت📚ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
توایلایت اسپارکل: در اول داستان ما توآیلایت رو میبینیم که کتاب پونی کوچولو رو باز میکنه و شروع به خوندش میکنه📚ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎ توایلایت تا فصل سوم قسمت آخر یک تکشاخ با استعداد و پر از جادوئه اما بعد به خاطر یه اتفاق تبدیل به پرنسس دوستی میشه و مسئولیت هاش بیشتر میشه اون اول به هیچکس جز کتاباش اهمیت نمیده تا اینکه... 📚ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
اون یه تکشاخ و بعد پرنسس بنفش رنگ با موهای سورمه ای و خط های صورتی و بنفشه چشماش بنفشه و رنگ جادوش صورتی حیوون خونگی اش یا جغده ( قابل توجه اونایی که میگم اسپایک حیوون خونگی اشه)
به اسپ اوولویشز (owl wishes) و دستیار و یه جورایی برادر کوچولوش اسپایکه تا فصل چهارم توی کتابخونه ی بلوط طلایی زندگی میکرد اما بعد به قصر دوستی رفت و اونجا زندگی میکنه اصالتا اهل کنترلات هست اما بعد به پونی ویل میاد یه برادر بزرگتر داره به اسم شاینینگ ارمور و مادر توایلایت ولوت و پدرش نایت لایته 📚ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
دانش اموز سابق پرنسس سلستیا و مدیر مدرسه ی دوستی ، حاکم اکواستریا و معلم خیلی هاست آمل دانش اموز اصلی اش لاستر دان هستش 📚ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
بیوگرافی پینکی پای🌷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
پینکی پای: یه پونی زمینی شاد و بانمک و البته خیلی چیزا میدونه.
عاشق مهمونی و شیرینی و کیکه ولی بیشتر عاشق اینه که دوستاش رو بخندونه و باعث خوشحالی شون بشه یکم خنگول بازی در میاره ولی خیلی باحاله شوخی کردن رو دوست داره و مخصوصا با رینبودش. 🌷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
رنگش صورتی کمرنگه و موهاش فرفری و صورتی پرنگه و چشماش ابی تنها شخصیتی هست که واقعا ازدواج میکنه ( از این شخصیت های اصلی البته) و بچه داره میتونین برین ببینین من نمیگم 🤐🌷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
نشان خوشگلی اش سه تا بادکنک زرد و ابی و وقتی ناراحتی میشه موهاش صاف میشه
سه تا خواهر داره دوتاش از خودش بزرگترن و یکی شون کوچیکتر
به ترتیب: ماد ، لایم استون ، پینکی پای ، ماربل 🌷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
مامانش : کلودی کوارتز
باباش: ایگنوس راک هست
خونه ی واقعی اش مزرعه ی سنگه ولی میاد به پونی ویل و اونجا پیش اقا و خانم کیک می مونه عنصر هارمونی اش خنده و شادی هست و حیوون خونگی اش یه تمساح که دندون نداره به اسم گامی اون شاد و مهربون و همون طور که گفتم خیلی شوخ طبعه لطفا پینکی رو ناراحت نکنید🌷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
بیوگرافی فلاترشای🪷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
فلاترشای: فلاترشای یه پونی بالدار اهل کلودسی هست که الان تویه کلبه نزدیک جنگل اورفری زندگی میکنه اون ترسو و یکم خجالتی اما در طور داستان یاد میگیره تو سری خور نباشه و شجاع باشه یه نگاه دارا که هیچکس نمیتونه دربرابرش دووم بیاره و با حرفاش میتونه آرومت کنه خیلیمهربونه و همون طور که گفتم خجالتی🪷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
یه پونی زرد رنگ و موهای صورتی و بلند داره چشماش هم سبز آبیه 🪷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
نشان خوشگلی اش سه تا پروانه ی صورتی صداشو زیاد بلند نمیکنه ولی این دلیل نمیشه که بتونین بهش هرچی بگین یادتون باشه هیچوقت حیوون هارو اذیت نکنین وگرنه فلاترشای .....دیگه خود دانی 🪷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
یه برادر کوچک تر داره که من به شخصه ازس بدم میاد اسمش زفیر بریز هست و مامانش خانم شای و باباش آقای شای هستن 🪷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎
کلی حیوون داره ولی حیوون اصلی خودش یه خرگوش سفید و بد اخلاق به اسم انجله عنصرش هم مهربونی هست صدای خوبی داره اما خیلی خجالت میکشه بخونه ترس از صحنه داره البته فلاترشای اولا ترس از همه چیز داشت راستی میدونستین فلاترشای هم با دیسکورد ازدواج میکنه ولی بچه ندارن🪷ᩘຼꨶ᮫ِ.𖦹︎