اومدیم خونهی مامانجونم
بعد مهمون اومده بعد میگه چرا ما هروقت میایم تولد یکیه
من: وا تولد کیه؟
بعد یهو دیدم کیک آوردن🧌
من در حال لنگ و لگد انداختن به در و دیوار برای خروج ملخهای احتمالی از دستشویی🧌
کلبهٔ پیتار;
خیلی یهویی حس کردم گوشام بزرگ شده
بچهها جدی رومخمههه
اندازه طبیعیش چقدره؟