eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊پلاکشان را برای ما جا گذاشتن تا روزی بدانیم از جنس ما بودن هویتشان خاکی بود اما دلشان را به آسمان زدن راستی امانتدار خوبی بوده ایم؟ https://eitaa.com/piyroo
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
گلزار شهدای بجنورد قطعه یک دعاگوی همه بزرگواران هستیم
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
امامزاده سید عباس بن موسی بن جعفر علیه السلام و گلزار شهدای بجنورد قطعه دو دعاگوی همه بزرگواران هستیم
بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷 غلامرضا جنگی، اول بهمن ماه ۱۳۲۶ در روستای ساغشک مشهد چشم به جهان گشود. دوره ابتدایی را در شاندیز گذراند. شاگرد زرنگ و باهوشی بود. دیگران را هم به خواندن درس تشویق می‌کرد. تا اول دبیرستان درس خواند و سپس به کار پرداخت. در سال ۱۳۵۲ با شهربانو حصاری ازدواج کرد. به همسرش گفته بود «من از مال دنیا چیزی ندارم، فقط ایمان کاملی دارم.» این‌گونه بود که ۱۴ سال کنار یکدیگر زندگی کردند؛ ثمره این زندگی تولد چهار دختر بود. پس از انقلاب ارتباطش با مسجد بیشتر شد و علاوه بر عضویت در شورای محلی در گشت‌های شبانه محله نیز حضور داشت. به انقلاب، دین و عقیده‌اش احساس مسئولیت می‌کرد، برای همین اهالی محل را یا در منزل یا در مسجد گرد هم می‌آورد و درباره مسائل انقلاب صحبت می‌کرد. با شروع جنگ تحمیلی برای دفاع از کشور به جبهه رفت. https://eitaa.com/piyroo
✯در جبهه مسئولیت تدارکات و ملزومات لشکر پنج نصر را داشت، می‌گفت: «دوست دارم به عنوان یک رزمنده انجام وظیفه کنم.» اگر مقام یا درجه‌ای پیشنهاد می‌شد، قبول نمی‌کرد. با این حال در حدود ۱۵ عملیات حضور داشت. چه در غرب و چه در جبهه جنوب. غلامرضا جنگی چندین بار شیمیایی شد، در فهرست ترور منافقین هم بود، اما از جبهه دست برنمی‎داشت و در جواب می‌گفت: «تا فتح کربلا در جبهه می‌مانم.» با این تفاصیل، در پشت جبهه هم فعال بود، او از مؤسسین مسجد امیرالمؤمنین در منطقه آزادشهر بود؛ مسجدی که پایگاه فرهنگی آن بعد‌ها به نام شهید جنگی نام‌گذاری شد. همیشه می‌گفت: «دوست دارم از ناحیه قلب یا سر در راه خدا شهید شوم.» و همان‌طور که آرزو داشت ۱۲ مرداد ۱۳۶۶ در جبهه سقز، تیر نیرو‌های ضد انقلاب، به ناحیه قلب و سرش اصابت کرد و به شهادت رسید. پیکر شهید غلامرضا جنگی پس از تشییع در بهشت‌رضا (ع) به خاک سپرده شد. https://eitaa.com/piyroo
✯همه کارش برای رضای خدا بود اخلاقش بسیار خوب بود. با من و فرزندانم بسیار خوش رفتاری می‌کرد. همیشه با رویی باز و شاد با ما برخورد می‌کرد. زمانی که از سرکار به خانه می‌آمد، با بچه‌ها بازی می‌کرد. موقع نماز ایشان جلو می‌ایستاد و من و بچه‌ها پشت سر ایشان نماز را اقامه می‌کردیم. به وضع درسی بچه‌ها رسیدگی می‌کرد. به مدرسه آن‌ها سر می‌زد. اوایل زندگی‌مان من تصادف کردم. بچه‌ام ۲۷ روزه بود. حدود ۶ ماه در بیمارستان بستری بودم. در آن مدت سر کار نرفت و از من پرستاری کرد تا زودتر حالم خوب شود. راننده ضارب را هم بخشید. همه کارش برای رضای خدا بود؛ به جبهه هم برای رضای خدا رفت. می‌گفت «از من راضی باشید تا به جبهه بروم و من هم در روز قیامت شما را شفاعت می‌کنم. جبهه مانند سفره‌ای است که اکنون پهن شده است، اگر کسی لیاقت داشته باشد، از آن بهره‌مند می‌شود.» زمانی هم که از جبهه برمی‌گشت، یا در سپاه فعالیت می‌کرد یا نامه‌های دوستانش را به خانواده‌های آن‌ها می‌رساند. بعد از دو، سه روز از مرخصی می‌گفت «دیگر نمی‌توانم تحمل کنم. احساس خفگی می‌کنم. اینجا برایم مانند قفسی است و باید هرچه زودتر به منطقه برگردم.» سه، چهار شب قبل از شهادتش دخترم از خواب بیدار شد و گریه کرد. هرکاری می‌کردم، نمی‌خوابید. غلامرضا او را بغل کرد، تا بچه خوابید. بعد به نماز ایستاد؛ دعای نمازش برای خانواده‌هایی بود که پدر ندارند و بچه‌ها سراغ پدرشان را می‌گیرند. شهربانو حصاری، همسر شهید https://eitaa.com/piyroo