eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.3هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
بسمــ رب الشهدا : جنگ اگرهست همه عشق شهادت داریم مابه دنیای پرازحادثه عادت داریم سالیانیست که اسپنددرآتش هستیم ماهمانیم که رندان بلاکش هستیم عشق آموخت ره کرببلاپروازاست یادمان داددرباغ شهادت بازاست 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 میهمان شــ🕊ــهید پنجشنبه ها قطعه یک از شــــ💔ــهدای شـــهرستان شهید پرور بجنورد 🌷 https://eitaa.com/piyroo
🍃💔 شهادت سنگ را بوسیدنے کرد؛ شهادت خاک ها را دیدنے کرد؛👌 در آنجایی که عقل و علم ماندند؛ شهادت عشق را فهمیدنے کرد 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 میهمان شــ🕊ــهید پنجشنبه ها از شــــ💔ــهدای شـــهرستان شهید پرور 🌷 https://eitaa.com/piyroo
💐قبر مطهر شهید منصور علی رستم پور از شهدای استان لرستان شهرستان رومشگان ارسالی کاربران کانال https://eitaa.com/piyroo
اذان مغرب به افق تهران به حق شهدا اللهم عجل لولیک الفرج شهید مدافع حرم مهدی ایمانی شهید مدافع حرم محمد شالیکار شهید مدافع حرم مهدی قره محمدی شهید مدافع حرم عبدالکریم پرهیزکار سالروز شهادت تان گرامی باد شهدای بزرگوارم 💐💐💐💐 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز سالگرد شهید باباسنی هست سمت چپ مادر شهید گلزار شهدای شهر سردشت زیدون استان خوزستان ارسالی کاربران کانال https://eitaa.com/piyroo
تنبیه محمدعلی ....😢 بچه های گردان کربلا، مانند دیگر گردان های لشکر 7 ولی عصر (عج ) در منطقه رقابیه جمع شده بودند تا با گذراندن دوره های فشرده ، برای عملیات والفجر مقدماتی آماده شوند . فرمانده گروهان نجف اشرف ، موقع آموزش بسیار جدی رفتار می کرد و مدام تذکر می داد تا بچه ها تمام حواسشان به آموزش های او باشد . اما این حرفها به خرج محمد علی آزادی نمی رفت که روحیه شادی داشت و یک جا آرام نمی گرفت . عاقبت فرمانده گروهان به ستوه آمد و از سیاست تنبیه😱 علیه محمد علی استفاده کرد . پس محمد علی را از صف گروهان خارج کرد و چند دقیقه ای بفکر فرو رفت . در اطراف ما چند راس گاو و گوسفند قرار داشت . ناگهان چهره فرمانده از فکر بکری که کرده بود خندان شد و با جدیت به محمد علی گفت : باید سریع بدوی و دستت را به آن گاو 🐄 خال خالی بزنی و برگردی ! محمد علی هم بدون هیچ چون و چرایی شروع به دویدن 🏃🏃 به سمت گاوها کرد . گاوها از دیدن محمد علی که با سرعت به طرف آنها می رفت ، وحشتزده شدند و رو به سمت دیگری در بیابان رم کردند . محمد علی که شیطنتش گل کرده بود ، مصمم برای اجرای دستور فرمانده با سرعت بیشتری پشت سر گاوها می دوید . حالا گاوها 🐄🐂🐃 بدو .... محمد علی 🏃 بدو ... بچه ها هر چه سعی کردند جلوی فرمانده با صدای بلند نخندند ، نشد که نشد .آنها در حالی که دل خود را گرفته بودند ، صدای قهقهه خنده شان به هوا رفته بود😅😎 😂 راوی : _فرید موسوی بر گرفته از کتاب دندون موجی https://eitaa.com/piyroo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
💝🕊💝🕊💝🕊💝 #قصه_دلبری #قسمت_۳۵ هر دفعه بین وسایل شخصی اش دوتا از عکس های من را با خودش می برد. یکی پر
💝🕊💝🕊💝🕊💝 ۳۶ کم می خوابید. من هم شب ها بیدار بودم. اگر می دانستم مثلاً برای کاری رفته تا برگردد , بیدار میموندم تا از نتیجه کارش مطلع شوم وقتی می گفت:( می خوایم بریم یه کاری بکنیم وبرگردیم,) می دانستم که یعنی در تدارکات عملیات هستند. زمانی که برای عملیات می رفتند, پیش می آمد تا۴۸ساعت 🕰هیچ ارتباط وخبری نداشتیم. یک دفعه که دیر آنلاین شد, شاکی شدم که: ( چرا دسترس نیستی?) (دلم هزار راه رفت) نوشت: ( گیر افتاده بودم) بعداز شهادتش 🌷فهمیدم منظورش این بوده که در محاصره افتادیم. فکر می کردم لَنگ لوازم شده است. یادم نمی رود که نوشت: ( تایم ما با تایم هیئت رفتن تو یکی شده. اون جا رفتی برای ما دعا کن.) گاهی که سرش خلوت می شد, طولانی با هم چت می کردیم. می گفت: ( اونجا اگه اخلاص داشته باشی کار یه دفعه انجام می شه) پرسیدم :( چطور مگه?) گفت: ( اون طرف یه عالمه آدم بودن وما این طرف ده نفر هم نبودیم, ولی خداوند متعال وامام زمان 《 عجل الله تعالی فرجه الشریف》 یه طوری درست کردن که قضیه جمع شد.)👌 بعد نوشت: ( خیلی سخته اون لحظات !) وقتی طرف می خواد شهید 🌷بشه , خداوند متعال ازش می پرسه ببرمت یانبرمت؟ کنده می شی از دنیا؟ اون وقته که مثه فیلم🎞 تمام لحظات شیرین زندگی جلوی چشمات رد میشه!) متوجه منظورش نمی شدم. می گفتم:( وقتی از زن و بچه ت بگذری و جونت رو بگیری کف دستت که دیگه حله!) ماه رمضان پارسال تلوزیون📺فیلمی را از جنگ های۳۳روزه ی لبنان پخش می کرد در آشپزخانه دستم بند بودکه صدا زد : بیا ,بیا ,باهات کار دارم. گفتم: چی کار داری؟ گفت:( اینکه میگی دل کَندن رو درک نمیکنی اینجا معلومه!) سکانسی بود که یک رزمنده ی لبنانی می خواست برود برای عملیات استشهادی, اطرافش را اسرائیلی ها گرفته بودند😲 خانمش بار دار بود وآن لحظات می آمد جلو چشمش. وقتی می خواست دل💔 من را بشکند , دستش می لرزید. تازه بعد از آن ماموریت رفتنش برایم ترسناک شده بود. ولی باز با خودم می گفتم: ( اگه رفتی باشه می ره, اگه هم موندی باشه, می مونه) به تحلیل آقای پناهیان هم رجوع می کردم که : (تا پیمونه ات پر نشه, تو را نمی برن) این جمله افکارم را راحت می کرد. 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
❤️ دلگیر نباش! دلت‌‌‌ که‌‌ گیر‌‌‌ باشد‌‌ رها نمیشوی... یادت‌باشد خدا بندگانش‌ را با آنچه‌‌ بدان‌ دل‌ بسته‌اند می‌آزماید...! 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
••⚜•• راه شدن رو بلدیم؟ راه عشق بازی با معشوق رو چی!؟ شهدا رفتن سراغ کارهایی ڪه نشدنی بود... مبارزه با ،ڪار راحتۍ نیست...!! شُهدا رو نخواستند و براۍ ما سخته ڪه رو نخوایم!! ڪار سخت همیشه زحمت داره... رنج داره...درد داره...!! ولی ♥️ ڪه کاریو بۍحساب نمیذاره... فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره «7» و من يعمل مثقال ذرة شرا يره «8» حتما شنیدین ڪه میگن: هفت آسمــون ... ڪه هفتمین سقف مطلق به جایگاه پیامبران الهی و مقربان خداونده ... بنظرتون آسمونی ڪه ما زیر سایه اش داریم نفس میکشیم سقف چندمه !!؟ چند قدم مونده به آسمون هفتم برسیم !؟ سقفی ڪه‌ میزبان مهمان‌هاۍمخصوص خداست ...!! "یامهدۍادرڪني 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روایتگری شهدایی قسمت531 روایتگری سیره شهدا-شهدا درب توبه،رحمت،رأفت و رزق #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo