|🌸بررسی Gris
دنیای رنگ ها
-قبل از نوا،راجب گریس حرف میزنم و پیشنهادم اینه که اول اینو بازی کنید
-داستان بازی به شکل محیطی روایت میشه... تا اخر بازی و حتی بعدشم شما ممکنه نفهمید بازی راجب چی بوده
حتی نمیتونم به صورت مقدمه معرفیش کنم،چون فاز بررسی محتوا داره
چون انگار این یه نمایشه و برداشت شماس که به تجربه اتون رنگ و لعاب میده
یه داستان کوتاه اما تجربه ای که سال ها در ذهنتون میمونه
-مراحل و گیم پلی بازی بشدت زیباس
کیفیت پازل ها قابل قبوله
-کیفیت بصری بازی همونطور که معلومه؛ قوی ترین نقطه مثبت بازیه
این از بررسی گریس که هیچ ایرادی بهش وارد نیست،اما تو پست بعدی از لحاظ محتوا بررسیش میکنیم
-دانلود برای اندروید:
https://myket.ir/app/com.devolver.grispaid
-دانلود برای پیسی:
https://www.downloadha.com/game/gris/
|🌴「 #shayan
#بررسی
#pc_game
#mobile_game
|🎮•••⁅ @play_station ⁆•••
طب گیمینگ
|🌸بررسی Gris دنیای رنگ ها -قبل از نوا،راجب گریس حرف میزنم و پیشنهادم اینه که اول اینو بازی کنید -د
اولترا سوپر اسپویل توربو پلاس‼️
-من تا قبل تجربه نوا،به تئوری اصلی که به ذهن هر ادمی سریع میرسه باور داشتم:
اینکه گریس راجب مراحل گذروندن غم سوگواریه و دنیایی که توش سفر میکنیم نمادی از درون خودشه
اما تئوری (دنیای پس از مرگ و اینکه این خود دختره هست که مُرده و مادرش داره براش سوگواری میکنه) هم معروفه.خودم توش به شک افتادم و دارم راجبش تحلیل میکنم
نوا زیادی دنیاش مثل گریس بود
واقعا نمیشه گفت این صرفا مربوط به سبک هنری استودیو واسه بازی هاشه
چیزی...ولی نمیشه زیاد بازش کرد کلی تو ردیت و دیسکورد طرفدارا سرش کلنجار رفتن منم حاشیه نمیرم
-بازی کاملا از روانشناسی رنگ ها بهره میبره
چهار رنگ اصلی دنیا: قرمز،سبز،آبی و زرد
هر بخش که روی یک رنگ تمرکز میکنه،یه مفهومی رو داره
شکل محیط و قدرت هایی که کاراکتر در هر بخش به دست میاره کاملا با روایت محیطی پیوند خورده
-درسته جلو میرفتیم بقیه رمگ ها مخلوط شده بودن؛با این حال قرمز و سبز و آبی کانسپت مخصوص خودشونو داشتن و کاملا حس میکردی که روی اون رنگ متمرکز شده
اما واسه زرد تمرکز خیلی کمتری حس میشد...بیشتر فقط زیبا ترش کرد
تئوری من اینه که این مربوط به داستان سه رنگ اصلی هست که سلول های چشم درک میکنن:قرمز،سبز و آبی
و بقیه رنگ ها مخلوط این رنگ ها محسوب میشن واسه اینکه چشم درک کنه
این خودش میتونه یه اشاره باشه به اینکه دنیای گریس،دنیای درون خودشه اگه همچین درکی بر دنیاش حاکمه
--------------------
-کاراکتر اول بازی تو دنیای عادی خودشه پیش یه مجسمه،اما میفهمه که دیگه نمیتونه اواز بخونه و یهو مجسمه فرو میریزه و پرت بیابون پوچ و بی روحی میشه
این بنظرم به طور مستقل میتونه نماد شکست های تو زندگی هم باشه ولی طبق تئوری سوگواری،همون غم اولیه اس
-------
یه ویدیویی تو یوتیوب دیدم. میگفت وقتی که دختر پیش مجسمه برگشت و اواز خوند،صدای خودش نبود بلکه صدای مادرش بود
با حرفای دیگش کاری ندارم.داستان این بازیو اصلا نباید از بقیه شنید چون دیدگاه خودته
ممکنه واقعا بازی همزمان بخواد راجب سوگواری و دنیای بعد مرگ حرف بزنه
بیاید اینطوری نگاه کنیم
کسی که از دنیا میره
روحش نمیتونه سوگوار از دست دادن بقیه باشه؟
چه لزومی داره روح بعد مرگ حتماً به ارامش رسیده باشه؟
یعنی این داستان یه سوگواری دو طرفه باشه....
حالا با هر عقیده یا ایدئولوژی که بهش باور دارید
طب گیمینگ
اولترا سوپر اسپویل توربو پلاس‼️ -من تا قبل تجربه نوا،به تئوری اصلی که به ذهن هر ادمی سریع میرسه باو
دنیای قرمز
اینو راحت همه میتونن حدس بزن...نماد خشم و این حرفا
هنوزم حس پوچی داره با خرابه هاش
باد هایی که مدام میوزید و مانع پیشرفت میشد
بحوایم از بعد سوگواری در بیایم،این نماد ها توی روایت های بحران های هویتی هم دیده میشه
تلاش برای فراموش کردن گذشته،هرچند با سوگواری جور در نمیاد چون کسی زود تلاش نمیکنه عزیز از دست رفتشو فراموش کنه
ولی این بخش حس و حال سردرگمی هم داره
طب گیمینگ
دنیای قرمز اینو راحت همه میتونن حدس بزن...نماد خشم و این حرفا هنوزم حس پوچی داره با خرابه هاش باد ها
دنیای سبز
از نظر داستان سوگواری،این میتونه یه تلاش برای بازگشت به زندگی عادی باشه (سبز همیشه نماد زندگی و طبیعت اینا بوده،همونطور که میبینید با موجودات جدید تعامل کرد،حیات دید و این حرفا...حتی از یکیشون هم کمک میگرفت برای پیشروی در مراحل این میتونه نماد کمک اطرافیان برای گذر باشه...)
ادم سوگوار زودتر از چیزی که فکر میکنید ناخوداگاه تلاش میکنه به زندگی عادیش برگرده
ولی طغیان غم نمیذاره؛که همون دنیای آبی میشه و کاملا هم درسته که روایت آبی بعد از سبز قرار داره
و میبینیم که میاد تم رو عوض میکنه و دوباره سمت احساسات منفی میشه
(غم به بدی خشم نیست...غمی که خالی شه نشونه خوبیه
دنیای آبی با مکانیزم جاذبه و چیزایی که میبینیم،زیباس بعدش کاملا تو دریا هم میره)
طب گیمینگ
دنیای سبز از نظر داستان سوگواری،این میتونه یه تلاش برای بازگشت به زندگی عادی باشه (سبز همیشه نماد زن
منظورم از طغیان غم بعد دنیای سبز همون وقتاییه که چند وقتیه گذشته ولی یهو یادش میفتی و تو فاز غم میری
که فاز دیگه اش هم تا ابد هست و تا اخر عمر همیشه یه وقتایی به این بخش برمیگردیم
برگشت...دلیل اینکه رنگ ها بعد وارد شدن به هربخش،قبلی هم در اون وجود داره اینه که هر جا و هر زمان میتونیم به هر بخش و حسی برگردیم
چه تو داستان سوگواری،چه زندگی عادی ... هر رنگی لزوما معنی مشخص و دقیقی نداره
طب گیمینگ
منظورم از طغیان غم بعد دنیای سبز همون وقتاییه که چند وقتیه گذشته ولی یهو یادش میفتی و تو فاز غم میری
راجب زرد به دلایلی نمیخوام بحث کنم اولش هم اشاره کردم به عجیب بودنش
میخوام راجب سایه تعقیب کننده حرف بزنم که تو نوا دیگه تمرکز اصلی بازی شده و خیلی ها ایده خاصی ندارن که ماهیتش چیه یا نماد چیه
میتونه مربوط یه نظریات یونگ، بخش سایه درونمون باشه
البته نه فقط سایه،ممکنه به شکل خیلی ریزی کل نظریه رو هدف بگیره
میتونه پوچی،احساسات منفی تعقیب کننده و نابودی باشه
سایه که چهره های مختلی داشت ولی بیشتر به شکل کلاغ دیدیمش
ببینید راجب کلاغ توی روانشناسی و فلسفه بخوایم حرف بزنیم که طومار لازمه😂
بنظر من اینجا نماد مرگه
بله خیلی جاها نماد مرگ بوده؛مثلا بازی Death door رو داشتیم که کاراکتر بازی کلاغ بود،یک انجمن پر از کلاغ و سفر هایی ک داشت با در هایی که به دنیا ها باز میشد...
اگه مرگ کاراکتر بازی رو تعقیب میکنه؛یعنی یا هنوز زنده اس یا سرگردانه و میخواد روحشو ببره دل بکنه از دنیاش
که هر دو وجه روایت سوگواری چه یک طرفه چه دو طرفه رو ساپورت میونه
اخه مسئله ای که هست اینه که به وضوح میبینیم کاراکتر مدام در حال صعود گردن به بالاس و از قدیم دنیای بالا نماد همون بهشت و یه دنیای دیگه و این حرفاس
اما دیگه نمیخوام راجب داستان سوگواری حرف بزنم
دیگه از فاز فلسفی صحبت میکنم
اول باید یه توضیحی بدم که از بعد فلسفی،طبق برداشتم عقیده بازی حول محور پانتئیسم و همه=خدا میگذره و یه تصوری باید شکل بدم
توی دنیای گریس که پر رنگه
مجسمه ای که داشتیم برای کاراکتر خیلی مهم بود و انگار باهاش یکی شده بود
وقتی کاراکتر از مجسمه جدا میشه این داستان ها شروع میشه
اگه تو بازی مجسمه رو خدا فرض کنیم (بت پرستی نه،نمادین..بازی نمادینه)
اگه نور رو خدا فرض کنیم
بیرون از منشور رو جهان معنوی/ابعاد بالاتر
و منشور و بعد عبور از منشور رو دنیای مادی
میبینیم که اون نور تک فام به رنگ های مختلف پخش و تقسیم شده
یعنی اون نور دیگه تک نیست
این رنگ ها حکم چی رو دارن؟🧐
تمام موجودات و انسان ها!
ما بخشی از خدا هستیم و وجودمون از او هست
ولی در این دنیا بخاطر برخورد به منشور که حکم مادی رو داره تقسیم شدیم
خدا چیست؟
خدا در همه موجودات هست
جمع بستن ما موجودات مساوی می شود با خدا
حقیقت ذات خدا
او یک موجود جدا نیست
او در درون ماس
تو دنیای گریس از یجایی به بعد دیدیم که رنگ ها چقدر همه جا هستن
کاراگتر سقوط کرد...دوباره خودشو سرپار کرد،از همون دنیای پوچ شروع به گشت و گذار کرد (نماد سفر درونی و معنوی) و رنگ ها پدیدار شدن و دنیا روح گرفت و زیبا شد
تو بازی اولاش حس بی هدفی بهمون انتقال میداد با خودمون میگفتیم الان اصلا راست بریم یا چپ اصلا قراره چیکار کنیم قراره برگردیم بالا یا چی؟(اشاره به قضیه بالای آسمون بودن خدا توی داستان های بچگی هامون)
به هر نحوی هر چهار رنگ رو دوبارا به دنیا می بخشیم
رنگ ها با هم کامل میشن دنیا رو هی زیبا تر میکنن
وقتی آبی اومد اصلا آب و دریا اضافه شد
زرد اخریش بود دیگه کلا آسمون رو شب و نورانی کرد
مکان ها هم بعضی هاشون آشنا بودن،همون مکان های بخش های قبلی ولی تو یه بخش رنگی دیگه ای از روایت
یهو مرحله قبلی که خشکی بود الان داری با مکانیزم های آبی تو آب دریا داری دوباره ازش رد میشی (deja vu)
تمام حس اون دنیا مثل یه سفر رئالیستی بود
این از ویژگی های سفر معنوی به درون برای تکامل خودته
مادره که با طبیعت یکی شده بود دیگه
دختره به طبیعت و دنیا رسید
توانایی بدست اوردن اواز بخاطر کامل شدن و به بلوغ رسیدنش از لحاظ معنوی،اخلاقیه
آره
هم استندآف رو قوی میکنه
هم دمیج رو بیشتر میکنه
هم جون رو بیشتر میکنه
صد درصد برو
یکی از اون دو تا آرموری که گفته بودم تو داستان اکت ۲ میگیرید همینه
طب گیمینگ
|🌸بررسی Gris دنیای رنگ ها -قبل از نوا،راجب گریس حرف میزنم و پیشنهادم اینه که اول اینو بازی کنید -د
در کل گریس چند ساعت بازیه و کلی حرف برای گفتن
اول و اخر اینکه نظرتون راجب این بازی چیه،بستگی به شناخت و درون خودتون داره که چی توش میبینید
مثل یه آیینه...
طب گیمینگ
آره هم استندآف رو قوی میکنه هم دمیج رو بیشتر میکنه هم جون رو بیشتر میکنه صد درصد برو یکی از اون
قیافش قشنگ نیست
هیچی سامورای کلن ارمور نمیشه