࿔‧ ֶָ֢˚˖𐦍˖ ˚ֶָ֢ ‧࿔
بله من دوست دارم مغرور باشم و هرکی از زندگیم خواست بره استقبال کنم
"اما موقع از دست دادن آدما سردم میشه و درحالی که یخ زدم و حالت تهوع گرفتم دلم لرزیده
موقع رفتن تک تک آدمای زندگیم آهنگ غمگین گذاشتم و رفتم زیر پنجره اتاق و پتو رو دورم پیچیدم تا شاید گرم شم و همیشه میگفتم دارم میمیرم
هربار که مطمئن بودم دارم میمیرم نمردم
ولی هر آدمی ی تیکه از قلبمو با خودش برد
اگه امیدم
آخرین نفر هم تیکه ی باقی مونده قلبم رو ببره
برای آخرین بار میرم زیر پتو و
دیگه خبری از احساسات نیست. چون اینبار شاید واقعا من مردم."
52 Hertz ⴕ
بله من دوست دارم مغرور باشم و هرکی از زندگیم خواست بره استقبال کنم "اما موقع از دست دادن آدما سردم م
خودم تیکه تیکهش رو کنار هم می زارم.