سحرم دولتِ بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو #شیرین آمد
#قدحی_درکش_و_سرخوش_به_تماشا_بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتیِ نافه گشای
که ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد
گریه آبی به رخِ سوختگان بازآورد
ناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد
مرغِ #دل باز هوادارِ کمان ابروییست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
#ساقیا_می_بده_و_غم_مخور_از_دشمن_و_دوست
که به کامِ #دلِ ما آن بشد و این آمد
رسمِ بدعهدیِ ایام چو دید ابرِ بهار
گریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفتهٔ #حافظ بشنید از بلبل
عَنبرافشان به تماشایِ رَیاحین آمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1066
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
نه هر که چهره برافروخت #دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
#نه_هر_که_طَرْفِ_کُلَه_کج_نهاد_و_تُند_نشست
کلاه داری و آیینِ سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن
که دوست خود روشِ بنده پروری داند
غلامِ همتِ آن رندِ عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
#بباختم_دلِ_دیوانه_و_ندانستم
که آدمی بچهای، #شیوهٔ پری داند
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدارِ نقطهٔ بینش ز خالِ توست مرا
که قدرِ گوهرِ یک دانه جوهری داند
به قَدّ و چهره هر آنکس که شاهِ خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعرِ #دلکَشِ #حافظ کسی بُوَد آگاه
که لطفِ طبع و سخن گفتن دری داند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1065
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
هر که شد محرمِ #دل در حرمِ #یار بِمانْد
وان که این کار ندانست در انکار بِمانْد
#اگر_از_پرده_برون_شد_دلِ_من_عیب_مکن
شُکر ایزد که نه در پردهٔ پندار بِمانْد
صوفیان واسِتَدَنْد از گروِ مِی همه رَخْت
دلقِ ما بود که در خانهٔ خَمّار بِمانْد
محتسب #شیخ شد و فِسقِ خود از یاد بِبُرد
قصهٔ ماست که در هر سرِ بازار بِمانْد
هر مِیِ لعل کز آن دستِ بلورین سِتَدیم
آبِ حسرت شد و در چشمِ گهربار بِمانْد
#جز_دلِ_من_کز_ازل_تا_به_ابد_عاشق_رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بِمانْد
گشت بیمار که چون چشمِ تو گردد نرگس
شیوهٔ تو نَشُدَش #حاصل و بیمار بِمانْد
از صدایِ سخنِ #عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبدِ دَوّار بِمانْد
داشتم #دلقی و صد عیبِ مرا میپوشید
خرقه رهنِ مِی و مطرب شد و زُنّار بِمانْد
بر جمالِ تو چنان صورتِ چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بِمانْد
به تماشاگَهِ زلفش #دلِ #حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بِمانْد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1064
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
#من_ار_چه_در_نظرِ_یار_خاکسار_شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر میزند همه را
کسی مُقیمِ حریمِ حَرم نخواهد ماند
چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟
چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود
که جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند
#غنیمتی_شِمُر_ای_شمع_وصلِ_پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا #دلِ درویشِ خود به دست آور
که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر
که جز نِکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند
ز مِهْربانیِ جانان طمع مَبُر #حافظ
که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1063
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت
وان مَواعید که کردی، مَرَواد از یادت
#در_شگفتم_که_در_این_مدتِ_ایامِ_فراق
برگرفتی ز حریفان #دل و #دل میدادت
برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآی
که دَمُ و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد، مَر آن #دل، که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و #گل و شمشادت
#چشم_بد_دور_کز_آن_تفرقهات_بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1062
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند
مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند
#طوبی_ز_قامتِ_تو_نیارد_که_دَم_زند
زین قصه بگذرم که سخن میشود بلند
خواهی که برنخیزدت از دیده رودِ خون
دل در وفایِ صحبتِ رودِ کَسان مَبَند
گر جلوه مینمایی و گر طعنه میزنی
ما نیستیم معتقدِ #شیخ خودپسند
ز آشفتگی #حالِ من آگاه کِی شود؟
آن را که #دل نگشت گرفتارِ این کمند
#بازار_شوق_گرم_شد_آن_سروْقد_کجاست؟
تا جانِ خود بر آتش رویش کنم سپند
جایی که #یارِ ما به شِکَرخنده دَم زند
ای پسته کیستی تو، خدا را به خود مخند
حافظ چو تَرکِ غمزهٔ تُرکان نمیکنی
دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خجند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1061
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
حَسْبِ #حالی نَنِوشتی و شد ایّامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟
#ما_بدان_مقصدِ_عالی_نتوانیم_رسید
هم مگر پیش نَهَد لطفِ شما گامی چند
چون مِی از خُم به سبو رفت و گُل افکند نقاب
فرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند
قندِ آمیخته با گُل نه علاجِ #دلِ ماست
بوسهای چند برآمیز به دشنامی چند
زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند
#عیبِ_مِی_جمله_چو_گفتی،_هنرش_نیز_بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ #دلِ عامی چند
ای گدایانِ خرابات خدا #یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
پیرِ میخانه چه خوش گفت به دُردی کشِ خویش
که مگو #حالِ #دلِ سوخته با خامی چند
حافظ از شوقِ رخِ مهر فروغِ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سویِ ناکامی چند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1059
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند
که به بالایِ چَمان از بُن و بیخَم بَرکَنْد
#حاجتِ_مطرب_و_مِی_نیست_تو_بُرقَع_بِگُشا
که به رقص آوَرَدَم آتشِ رویت چو سپند
هیچ رویی نشود آینهٔ حجلهٔ بخت
مگر آن روی که مالَند در آن سُمِّ سمند
گفتم اسرارِ غمت هر چه بُوَد گو میباش
صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند؟
مَکُش آن آهویِ مُشکینِ مرا ای صیاد
شرم از آن چشمِ سیه دار و مَبَندَش به کمند
#منِ_خاکی_که_از_این_در_نَتَوانَم_برخاست
از کجا بوسه زنم بر لبِ آن قصرِ بلند؟
باز مستان #دل از آن گیسویِ مُشکین #حافظ
زان که دیوانه همان بِه که بُوَد اندر بند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1060
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دوش وقتِ سَحَر از غُصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند
#بیخود_از_شَعْشَعِهٔ_پرتوِ_ذاتم_کردند
باده از جامِ تَجَلّیِ صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شبِ قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال
که در آن جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
#هاتف_آن_روز_به_من_مژدهٔ_این_دولت_داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند
همّتِ #حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1058
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دوش دیدم که ملایک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بِسِرشتَند و به پیمانه زدند
#ساکنانِ_حرمِ_سِتْر_و_عِفافِ_ملکوت
با منِ راه نشین بادهٔ مستانه زدند
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عُذر بِنِه
چون ندیدند حقیقت رَهِ افسانه زدند
شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغرِ شکرانه زدند
#آتش_آن_نیست_که_از_شعلهٔ_او_خندد_شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو #حافظ نَگُشاد از رخِ اندیشه نقاب
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1057
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
نقدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرند؟
تا همه صومعه داران پیِ کاری گیرند
#مصلحت_دیدِ_من_آن_است_که_یاران_همه_کار
بِگُذارَند و خَمِ طُرِّهٔ #یاری گیرند
خوش گرفتند حریفان سرِ زلفِ ساقی
گر فَلَکْشان بِگُذارَد که قراری گیرند
قُوِّتِ بازویِ پرهیز به خوبان مفروش
که در این خیل حِصاری به سواری گیرند
یا رب این بَچِّهٔ تُرکان چه #دلیرند به خون
که به تیرِ مُژه، هر لحظه شکاری گیرند
#رقص_بر_شعرِ_تر_و_نالهٔ_نِی_خوش_باشد
خاصه رقصی که در آن دستِ نگاری گیرند
حافظ اَبنایِ زمان را غمِ مسکینان نیست
زین میان گر بتوان بِه که کناری گیرند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1056
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
گر مِی فروش #حاجتِ رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفعِ بلا کند
#ساقی_به_جامِ_عدل_بده_باده_تا_گدا
غیرت نیاوَرَد که جهان پُر بلا کند
حقّا کز این غَمان برسد مژدهٔ امان
گر سالِکی به عهدِ امانت وفا کند
گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم
نسبت مَکُن به غیر که اینها خدا کند
در کارخانهای که رَهِ عقل و فضل نیست
فهمِ ضعیفْ رایْ فضولی چرا کند؟
#مطرب_بساز_پرده_که_کس_بی_اجل_نمرد
وان کو نه این ترانه سُراید خطا کند
ما را که دردِ #عشق و بلای خُمار کُشت
یا وصلِ دوست یا میِ صافی دوا کند
جان رفت در سرِ می و #حافظ به #عشق سوخت
عیسی دَمی کجاست که احیایِ ما کند؟
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1055
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈