سَحَر به بویِ #گلستان دَمی شدم در باغ
که تا چو بلبلِ بیدل کُنَم عِلاجِ دِماغ
#به_جلوهٔ_گلِ_سوری_نگاه_میکردم
که بود در شبِ تیره به روشنی چو چراغ
چُنان به حُسن و جوانیِ خویشتن مغرور
که داشت از #دلِ بلبل هزار گونه فَراغ
گشاده نرگسِ رعنا ز حسرت آب از چشم
نهاده لاله ز سودا به جان و #دل صد داغ
زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن
دهان گُشاده شقایق چو مردمِ ایغاغ
#یکی_چو_باده_پرستان_صُراحی_اندر_دست
یکی چو ساقیِ مستان به کف گرفته اَیاغ
نشاط و عیش و جوانی چو گُل غنیمت دان
که #حافظا نَبُوَد بر رسول غیر بَلاغ
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/934
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف
گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف
#طَرْفِ_کَرَم_ز_کَس_نَبَست،_این_دلِ_پُر_امیدِ_من
گر چه سخن همیبَرَد، قصهٔ من به هر طرف
از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد
وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف
اَبرویِ دوست کِی شود دَستکَشِ خیالِ من؟
کس نزدهست از این کمان تیرِ مراد بر هدف
چند به ناز پَروَرَم مِهرِ بُتانِ سنگدل
یادِ پدر نمیکنند این پسرانِ ناخَلَف
#من_به_خیالِ_زاهدی_گوشهنشین_و_طُرفه_آنْک
مُغْبَچهای ز هر طرف میزندم به چنگ و دَف
بی خبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل
مستِ ریاست محتسب، باده بده و لاتَخَف
صوفی شهر بین که چون لقمهٔ شُبهه میخورد
پاردُمَش دراز باد آن حَیَوانِ خوش علف
حافظ اگر قدم زنی در رَهِ خاندان به صِدق
بدرقهٔ رَهَت شود همَّتِ شَحنِهٔ نجف
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/933
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق
#دریغ_مدت_عمرم_که_بر_امیدِ_وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق
سری که بر سرِ گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم، بر آستانِ فِراق
چگونه باز کنم بال در هوایِ وصال
که ریخت مرغِ #دلم پَر در آشیانِ فِراق
کنون چه چاره که در بَحرِ غم به گردابی
فُتاد زورقِ صبرم ز بادبانِ فِراق
#بسی_نَمانْد_که_کَشتیِ_عمر_غرقه_شود
ز موجِ شوقِ تو در بحرِ بیکرانِ فِراق
اگر به دستِ من اُفتَد فِراق را بِکُشَم
که روزِ هجر سیَه باد و خان و مانِ فِراق
رفیقِ خِیلِ خیالیم و همنشینِ شَکیب
قَرینِ آتشِ هجران و هم قِرانِ فِراق
چگونه دَعویِ وصلت کُنَم به جان؟ که شدهست
تنم وکیلِ قَضا و #دلم ضمانِ فِراق
ز سوزِ شوق #دلم شد کباب دور از #یار
مدام خونِ جگر میخورم ز خوانِ فِراق
فلک چو دید سرم را اسیرِ چَنبَرِ #عشق
بِبَست گردنِ صبرم به ریسمانِ فِراق
به پایِ شوق گر این رَه به سر شدی #حافظ
به دستِ هجر ندادی کسی عِنانِ فِراق
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/932
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
مقامِ امن و مِیِ بیغَش و رَفیقِ شَفیق
گَرَت مُدام مُیَسَّر شود زِهی توفیق
#جهان_و_کارِ_جهان_جمله_هیچ_بَر_هیچ_است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
دریغ و دَرد که تا این زمان ندانستم
که کیمیایِ سعادت، رَفیق بود رَفیق
به مَأمَنی رو و فرصت شِمُر غنیمتِ وقت
که در کمینگهِ عُمرَند، قاطِعانِ طَریق
بیا که توبه ز لَعلِ نگار و خندهٔ جام
حکایتیست که عقلش نمیکُنَد تَصدیق
#اگر_چه_مویِ_میانَت_به_چُون_مَنی_نَرِسَد
خوش است خاطرم از فکرِ این خیالِ دَقیق
حلاوتی که تو را در چَهِ زَنَخدان است
به کُنهِ آن نَرِسَد صد هزار فکرِ عمیق
اگر به رنگِ عقیقی شد اشکِ من، چه عجب؟
که مُهرِ خاتَمِ لَعلِ تو هست همچو عقیق
به خنده گفت که #حافظ غلامِ طبعِ توام
ببین که تا به چه حَدَّم همیکُنَد تَحمیق
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/931
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
اگر شراب خوری جُرعهای فِشان بر خاک
از آن گناه که نَفعی رسد به غیر چه باک؟
#برو_به_هر_چه_تو_داری_بخور،_دریغ_مخور
که بیدریغ زَنَد روزگار تیغِ هَلاک
به خاکِ پایِ تو ای سروِ نازپرورِ من
که روزِ واقعه پا وا مَگیرم از سرِ خاک
چه دوزخی، چه بهشتی، چه آدمی، چه پَری
به مذهبِ همه کفرِ طریقت است اِمساک
مهندسِ فَلَکی راهِ دِیرِ شش جهتی
چُنان بِبَست که رَه نیست زیرِ دیرِ مُغاک
#فریبِ_دخترِ_رَز_طُرفِه_میزند_رَهِ_عقل
مباد تا به قیامت خراب طارَمِ تاک
به راهِ میکده #حافظ خوش از جهان رفتی
دعایِ اهلِ #دلت باد مونسِ #دلِ پاک
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/930
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
اگر آن تُرک #شیرازی به دست آرد #دل ما را
به خال هِندویَش بخشم سمرقند و بخارا را
#بده_ساقی_مِیِ_باقی_که_در_جنّت_نخواهی_یافت
کنار آب رُکنآباد و گُلگَشت مُصَلّا را
فَغان کاین لولیانِ شوخِ #شیرینکارِ شهرآشوب
چنان بردند صبر از #دل، که تُرکان خوان یغما را
ز #عشقِ ناتمامِ ما جمالِ #یار، مُستَغنی است
به آب و رنگ و خال و خط، چه #حاجت روی زیبا را؟
من از آن حُسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که #عشق از پردهٔ عصمت برون آرد زلیخا را
#اگر_دشنام_فرمایی_و_گر_نفرین،_دعا_گویم
جوابِ تلخ میزیبد، لبِ لعلِ شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوستتر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و مِی گو و راز دَهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و دُر سفتی، بیا و خوش بخوان #حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عِقد ثریّا را
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/929
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
زلفت هزار #دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چارهگر از چار سو ببست
#تا_عاشقان_به_بوی_نسیمش_دهند_جان
بگشود نافهایُّ و دَرِ آرزو ببست
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نمود و جلوهگری کرد و رو ببست
ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت
این نقشها نگر، که چه خوش در کدو ببست
یا رب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم
با نعرههای قُلقُلش اندر #گلو ببست
#مطرب_چه_پرده_ساخت_که_در_پردهٔ_سماع
بر اهل وجد و #حال، درِ های و هو ببست
حافظ! هر آن که #عشق نَورزید و وصل خواست
احرامِ طوفِ کعبهٔ #دل بی وضو ببست
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/928
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
هزار دشمنم اَر میکنند قصدِ هلاک
گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
#مرا_امیدِ_وِصالِ_تو_زنده_میدارد
و گر نه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک
نَفَس نَفَس اگر از باد نَشنوم بویش
زمان زمان چو #گل از غم کُنَم گریبان چاک
رَوَد به خواب دو چشم از خیالِ تو، هیهات
بُوَد صبور #دل اندر فِراقِ تو، #حاشاک
اگر تو زخم زَنی بِهْ که دیگری مَرهم
و گر تو زَهر دهی بِهْ که دیگری تریاک
#بِضَربِ_سَیْفِکَ_قَتْلی_حَیاتُنا_اَبدا
لِأنَّ روحیَ قَدْ طابَ اَن یَکونَ فِداک
عِنان مَپیچ که گر میزنی به شمشیرم
سِپر کُنَم سر و دستت ندارم از فِتراک
تو را چُنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قَدرِ دانشِ خود هر کسی کند اِدراک
به چَشمِ خَلق، عزیزِ جهان شود #حافظ
که بر درِ تو نَهَد رویِ مَسکَنَت بر خاک
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/927
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
ای #دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
حق نگه دار که من میروم، الله مَعَک
#تویی_آن_گوهرِ_پاکیزه_که_در_عالمِ_قدس
ذکرِ خیرِ تو بُوَد #حاصلِ تسبیحِ مَلَک
در خلوصِ مَنَت ار هست شکی، تجربه کن
کَس عیارِ زرِ خالص نشناسد چو مَحَک
گفته بودی که شَوَم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَک
بگشا پستهٔ خندان و شِکَرریزی کن
خلق را از دهنِ خویش مَیَنداز به شک
#چرخ_برهم_زنم_ار_غیرِ_مرادم_گردد
من نه آنم که زبونی کَشَم از چرخِ فلک
چون بَرِ #حافظِ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بَرِ او یک دو قدم دورتَرَک
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/926
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
که به ما میرسد زمانِ وصال
#قصّةُ_الْعِشق،_لَا_انْفِصامَ_لَها
فُصِمَت ها هُنا لسانُ القال
ما لِسَلمی و من بِذی سَلَمٍ
أینَ جِیرانُنا و کَیفَ الْحال
عَفَتِ الدارُ بَعدَ عافیةٍ
فَاسألوا #حالَها عَنِ الاَطْلال
فی جَمالِ الکمالِ نِلتَ مُنی
صَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال
#یا_بَریدَ_الْحِمی_حَماکَ_الله
مرحباً مرحباً تَعال تَعال
عرصهٔ بزمگاه خالی ماند
از حریفان و جامِ مالامال
سایه افکند #حالیا شبِ هجر
تا چه بازَند شبرُوانِ خیال
تُرکِ ما سویِ کَس نمینِگرد
آه از این کبریا و جاه و جلال
حافظا #عشق و صابری تا چند؟
نالهٔ عاشقان خوش است، بِنال
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/925
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
بیا که بویِ تو را میرم ای نسیمِ شِمال
#اَحادیاً_بجمالِ_الحبیبِ_قِف_وانْزِل
که نیست صبرِ جمیلم ز اشتیاقِ جَمال
حکایتِ شبِ هجران فروگذاشته بِهْ
به شکرِ آن که برافکند پرده روزِ وصال
بیا که پردهٔ #گلریزِ هفت خانهٔ چشم
کَشیدهایم به تَحریرِ کارگاهِ خیال
چو #یار بر سرِ صلح است و عُذر میطلبد
توان گذشت ز جورِ رقیب در همه #حال
#به_جز_خیالِ_دهانِ_تو_نیست_در_دلِ_تنگ
که کَس مباد چو من در پِیِ خیالِ محال
قَتیلِ #عشقِ تو شد #حافظِ غریب، ولی
به خاکِ ما گذری کن که خونِ مات حلال
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/924
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
یَحییِ بنِ مُظَفَّر مَلِکِ عالمِ عادل
#ای_درگهِ_اسلام_پناهِ_تو_گشاده
بر رویِ زمین روزنهٔ جان و دَرِ #دل
تعظیمِ تو بر جان و خِرَد واجب و لازم
اِنعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
روزِ ازل از کِلکِ تو یک قطره سیاهی
بر رویِ مَه افتاد که شد حلِّ مسائل
خورشید چو آن خالِ سیَه دید، به #دل گفت
ای کاج که من بودَمی آن هندویِ مقبل
#شاها_فلک_از_بزمِ_تو_در_رقص_و_سَماع_است
دستِ طَرَب از دامنِ این زمزمه مَگسِل
مِی نوش و جهان بخش که از زلفِ کمندت
شد گردنِ بدخواه گرفتار سَلاسِل
دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است
خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل
حافظ قلمِ شاه جهان مقسِمِ رزق است
از بهرِ معیشت مَکُن اندیشهٔ باطل
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/923
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈