بعد از ظهرای این روزا اینطوریه که از مدرسه میای میگیری میخوابی ، بیدار میشی کلی هویت تو فراموش میکنی .
من جدا از همه اینا به یه روز کامل نیاز دارم که یادم بیاد اصلا چطوری برای امتحانا و پرسش درس میخوندم 😀 .
فردا هم با یه دبیر جدید اشنا میشیم ، هنوز نیومده مدیر امروز اومده تو کلاس گفته خیلی خیلی سختگیره حواس تونو جمع کنید ، خوب اخه . . : )
◝پلوتون◟
فردا هم با یه دبیر جدید اشنا میشیم ، هنوز نیومده مدیر امروز اومده تو کلاس گفته خیلی خیلی سختگیره حوا
اصلا سختگیر نبود اتفاقا خیلی ادم اروم و ملایمی بود ، فکر میکنم دبیر خوبیه و میتونم درسی که باهاش دارمو متوجه بشم .
هرچند باید در اینده دید اخلاقش تغییر میکنه یا نه ㅠ .
یه دبیر جدید دیگه هم داشتیم که باحال و گوگولیه و من واقعا ازش خوشم اومده ، خیلی زود با بچه ها کنار اومد و آدم پیشش احساس راحتی میکنه ㅋ . فکر کنم به خاطرش چهارشنبه ها چشم انتظارم .
بعد مدرسه هم با سرعت یوزپلنگ خودمونو رسوندیم پیشواز دوستام که از کربلا اومده بودن ، واقعا دلم براشون تنگ شده بود :( .