درسته من گفتم از دست یه زندگی خسته کننده و یکنواخت خسته و کلافه شدم ولی منظورم این نبود هر روز جدیدی که شروع میکنم با مشکلات و سختی های جدید تری روبه رو بشم. منظورم اشتباه رسیده :(
همش دارم حسرت زندگی ساده و معمولی بقیه رو میخورم ولی زندگی خودمم معمولیه، نمیدونم چرا درست نیست. من هنوز معنی لحظه به لحظه زندگی کردن رو درک نکردم. ما فقط اونو به زبون میاریم ولی هرکسی نمیتونه واقعا اونطور که باید از زندگیش لذت ببره. ما فقط چشم مون به دنبال زندگی بقیه است و خودمونو مقایسه میکنیم. این تو ذات انسان هاست، نمیتونی انکارش کنی یا از بین ببریش.
فکر میکردم به آدم بالغ تری تبدیل شدم ولی فکر نکنم اینطور باشه. بالغ شدن خیلی زمان میبره. اون زمانی اتفاق میوفته که میبینی چقدر همه چی تغییر کرده.