بابام با عموم رفتن ملاقات اون یکی عموم که بیمارستان بستریه. بعد وقتی برگشت خونه پرسیدیم چرا انقدر طول کشید قرار شد زود بیای اینا، گفت تو بیمارستان نشسته بودن با عموم داشتن کشتی میدیدن.
اینکه همش میگید ایتا مثل قبل نیست و اینطور چیزا .. در رابطه باهاش باید بگم که، خوب این یه چیز طبیعیه. زمان میگذره و همه چیز تغییر میکنه. قرار نیست در گذشته، در روزی روزگاری یه کانالی که بود و اون زمان میشناختیش الان هم باشه که. همه ادمین ها هم عوض شدن و ممکنه دوباره کانال جدیدی زده باشن اما با وایب متفاوت. دیگه این چیزیه که شده پس باید بپذیری.