نحوه ی صحیح خنک کردن کیک
۱) ۵ تا ۱۰ دقیقه کیک پخته شده را داخل قالب نگهدارید تا خنک شود
۲) بعد روی توری خنک کننده برگردانید تا بخار اضافی کیک خارج شود و کیک آماده ی مصرف شود
#نحوه_ی_خنک_کردن_کیک
https://eitaa.com/poona1234/33
بنتو کیک : کیکهای کوچک تک نفره هستن که مربع یا دایره ای با قطر محدود ۸ تا ۱۲ سانت هستند برخلاف کیک کلاسیک که برای چند نفر سرو میشن بنتو کیک برای یک نفر سرو میشه
#بنتو_کیک
https://eitaa.com/poona1234/33
اینجا کانال خواهر عزیزم هست
اگه شما هم دوس دارید نگاه بی بدیل
عزیزانتون رو در قاب زیبایی ماندگار کنید به دنیای سایه ها بپیوندید👇
در نگاه تو هزار قصه ی ناگفته خوابیده
چشم هات شعر میگن بی آنکه کلمه ای بگن ☘
https://eitaa.com/artdrawing
هدایت شده از Z.s
🌀 دنیای گرههای هنری در ArtLand
دیزاین خاص با محصولات مکرومه دستساز.
ایدههای چیدمان مدرن و کلاسیک مخصوص خوشسلیقهها.
💎 به جمع هنردوستان ما بپیوندید:
https://eitaa.com/ArtLand_gallery
✍هوای گرم تابستان،دستفروشهای
بازار تبریز را کلافه کرده بود،عرق از پیشانی پیرمرد قوری فروش سُر میخورد و او با دستمال کهنه ای که از گردنش آویزان بودعرقش را پاک
می کرد .
بازار بستنی فروش مثل گرمای مرداد
داغ بود جلوی بستنی فروشی، بچه ها
بستنی قیفی به دست ، ولبخند به لب با پدر و مادر شان دور می شدند .
در سویی دیگر کیف فروش بساط کرده بود.
مهتاب به همراه همسر و فرزندانش مشغول لباس خریدن بود .
پسر بچه ا ی ۶ ساله ، هراسان
می دوید .
مدام داد می زد ومی گفت که من گم شدم😔
چند دقیقه بعد دور و برش شلوغ شد .
مهتاب بچه اش را در بغلش گرفته بود. صورتش به صورت فرزندش چسبیده بود احساس می کردگونه اش
می سوزد ولی بچه آرام خوابیده بود .
وقتی پسر کوچولو را دید که مثل پرستوی به دام افتاده ، به این طرف و آن طرف می دود ، جلو رفت.
گفت نگران نباش من پیشتم.
مهتاب گفت آیا شماره تلفن مادرتو میدانی؟
پسر رنگ پریده بود و با صدای بلند
و پشت سرهم مدام عدد هارو تکرار می کرد.
مهتاب با یک دست بچه را محکم گرفت و با دست دیگر گوشی را از کیفش درآورد.
شماره ی مادر پسر کوچولو را گرفت.
با صدای بلند گفت پسرتون گم شده ، در این حین از پسر بچه اسمش را پرسید ، محمد رضا
مهتاب گفت :اسم پسرتون محمدرضا هست ؟
تلفن قطع شد .
یک دقیقه ی بعد زنی چاق به همراه دختر نوجوان خود از راه رسید و میگفت الآن باهم بودیم کمی عقب مانده و فکر کرده گم شده!
پسر کوچولو از بین جمعیت رد شد و مادرش را در آغوش کشید و میگفت :
من گم شده بودم
من ترسیده بودم
مادرش او را بوسید و دستش را گرفت
و از جمعیت فاصله گرفت .
مهتاب بچه اش را محکم گرفت و به همراه فرزندان و همسرش وارد مغازه ی بعدی شد
او با خود میگفت کاش حواس
مادر ش جمع تر بود .
در دلش خداروشکر می کرد که به پسر کوچولو کمک کرد.
#داستان_اول
نویسنده : رقیه مصطفی پور
https://eitaa.com/poona1234/33
به نام خداوندی که در تک تک سلولهامون ، اشتیاق و امید به زندگی
رو به ودیعه نهاد تا برای هدفهامون بجنگیم و خسته نشیم 🌸
سلام صبحتون بخیر دوستان عزیزم
الهی زندگیتون پر از روزی و پر خیر و برکت باشه 🌺🌺
باگر کیک
با گر کیک: کیک کوچکی که در ظرفی به اسم با گر تهیه و سرو میشه و مناسب یک نفره ، با تزئینات خاصی که روش انجام میشه بچه ها عاشقش میشن
#باگر_کیک
https://eitaa.com/poona1234/33