eitaa logo
☘شیرینکده ی پونا ☘ رقیه مصطفی پور تبریز
167 دنبال‌کننده
190 عکس
11 ویدیو
0 فایل
سفارش شیرینی خانگی، کیک های عصرانه وخامه ای ،نان و حلوا پذیرفته میشود.
مشاهده در ایتا
دانلود
نحوه ی صحیح خنک کردن کیک ۱) ۵ تا ۱۰ دقیقه کیک پخته شده را داخل قالب نگهدارید تا خنک شود ۲) بعد روی توری خنک کننده برگردانید تا بخار اضافی کیک خارج شود و کیک آماده ی مصرف شود https://eitaa.com/poona1234/33
بنتو کیک : کیکهای کوچک تک نفره هستن که مربع یا دایره ای با قطر محدود ۸ تا ۱۲ سانت هستند برخلاف کیک کلاسیک که برای چند نفر سرو میشن بنتو کیک برای یک نفر سرو میشه https://eitaa.com/poona1234/33
اینجا کانال خواهر عزیزم هست اگه شما هم دوس دارید نگاه بی بدیل عزیزانتون رو در قاب زیبایی ماندگار کنید به دنیای سایه ها بپیوندید👇
در نگاه تو هزار قصه ی ناگفته خوابیده چشم هات شعر میگن بی آنکه کلمه ای بگن ☘ https://eitaa.com/artdrawing
هدایت شده از Z.s
🌀 دنیای گره‌های هنری در ArtLand دیزاین خاص با محصولات مکرومه دست‌ساز. ایده‌های چیدمان مدرن و کلاسیک مخصوص خوش‌سلیقه‌ها. 💎 به جمع هنردوستان ما بپیوندید: https://eitaa.com/ArtLand_gallery
✍هوای گرم تابستان،دستفروشهای بازار تبریز را کلافه کرده بود،عرق از پیشانی پیرمرد قوری فروش سُر میخورد و او با دستمال کهنه ای که از گردنش آویزان بودعرقش را پاک می کرد . بازار بستنی فروش مثل گرمای مرداد داغ بود جلوی بستنی فروشی، بچه ها بستنی قیفی به دست ، ولبخند به لب با پدر و مادر شان دور می شدند . در سویی دیگر کیف فروش بساط کرده بود. مهتاب به همراه همسر و فرزندانش مشغول لباس خریدن بود . پسر بچه ا ی ۶ ساله ، هراسان می دوید . مدام داد می زد ومی گفت که من گم شدم😔 چند دقیقه بعد دور و برش شلوغ شد . مهتاب بچه اش را در بغلش گرفته بود. صورتش به صورت فرزندش چسبیده بود احساس می کردگونه اش می سوزد ولی بچه آرام خوابیده بود . وقتی پسر کوچولو را دید که مثل پرستوی به دام افتاده ، به این طرف و آن طرف می دود ، جلو رفت. گفت نگران نباش من پیشتم. مهتاب گفت آیا شماره تلفن مادرتو میدانی؟ پسر رنگ پریده بود و با صدای بلند و پشت سرهم مدام عدد هارو تکرار می کرد. مهتاب با یک دست بچه را محکم گرفت و با دست دیگر گوشی را از کیفش درآورد. شماره ی مادر پسر کوچولو را گرفت. با صدای بلند گفت پسرتون گم شده ، در این حین از پسر بچه اسمش را پرسید ، محمد رضا مهتاب گفت :اسم پسرتون محمدرضا هست ؟ تلفن قطع شد . یک دقیقه ی بعد زنی چاق به همراه دختر نوجوان خود از راه رسید و میگفت الآن باهم بودیم کمی عقب مانده و فکر کرده گم شده! پسر کوچولو از بین جمعیت رد شد و مادرش را در آغوش کشید و میگفت : من گم شده بودم من ترسیده بودم مادرش او را بوسید و دستش را گرفت و از جمعیت فاصله گرفت . مهتاب بچه اش را محکم گرفت و به همراه فرزندان و همسرش وارد مغازه ی بعدی شد او با خود میگفت کاش حواس مادر ش جمع تر بود . در دلش خداروشکر می کرد که به پسر کوچولو کمک کرد. نویسنده : رقیه مصطفی پور https://eitaa.com/poona1234/33
به نام خداوندی که در تک تک سلولهامون ، اشتیاق و امید به زندگی رو به ودیعه نهاد تا برای هدفهامون بجنگیم و خسته نشیم 🌸 سلام صبحتون بخیر دوستان عزیزم الهی زندگیتون پر از روزی و پر خیر و برکت باشه 🌺🌺
باگر کیک با گر کیک: کیک کوچکی که در ظرفی به اسم با گر تهیه و سرو میشه و مناسب یک نفره ، با تزئینات خاصی که روش انجام میشه بچه ها عاشقش میشن https://eitaa.com/poona1234/33
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بنام خداوندی که در همین نزدیکیست ☘☘☘