🔻روشنفکری و فایده گرایی
✍️ محمدرضا طاهری
▫️ یادداشتی به قلم آقای فاضلی در مورد قرارداد کرسنت منتشر شد که مشحون است از عدد و رقم و محاسبه سود و زیان، که بیشتر به یادداشت یک حسابدار می ماند تا یک جامعه شناس. بویژه اینکه در انتها نیز چند سوال مطرح شده است که مهمترین آن به تحلیل هزینه – فایده لغو این قرارداد مربوط است که به شکلی یکسویه و بدون توجه به استدلالات طرف مقابل حکم کرده است که ضرر لغو قرارداد بیش از عمل به آن است.
واقعیت آن است که روح بنتامی حاکم بر نحوه استدلال نویسنده حیرت انگیز است. اینکه روشنفکران ما به منطق فایده گرایانه، آنهم از نوع بنتامی آن روی آورده اند، نشانه ساده انگاری در مساله حکم و حکمرانی است. شاید اگر به فایده گرایی قاعده محور استناد می شد، کمتر می شد بدان خرده گرفت. بیائید قضیه کرسنت را کنار بگذاریم و به اصل استدلال فایده گرایانه بنتامی نگاهی بیاندازیم.
در فایده گرایی بنتام که می توان آن را در چارچوب فایده گرایی مبتنی بر عمل جای داد، معیار داوری برای یک سیاست، میزان سود و زیاد حاصله از انجام آن است و معیاری فراتر از آن وجود ندارد. دقیقاً کاری که آقای فاضلی انجام داده است. ماشین حساب گوشی را روشن می کنیم و با انجام چند ضرب و تقسیم، آنهم بر اساس داده هایی مشکوک حکم می دهیم که فرضاً انجام یک قرارداد ضرر کمتری دارد یا لغو آن. اما این منطق حتی در امور ساده و تک بعدی روزمره نیز جواب نمی دهد، چرا که ابعاد هنجاری، اعتباری و درازمدت مساله را نادیده گرفته است. حتی در یک چارچوب فایده گرایانه نیز تقریباً همه ما از بسیاری از سودها پرهیز می کنیم و ضررها و هزینه هایی را متقبل می شویم تا موجب کسب اعتباری شود که در دراز مدت به نفع ماست. در اینجا با تقریر پیچیده تری از فایده گرایی مواجه هستیم که به فایده گرایی مبتنی بر قاعده معروف است.
بر این اساس باید از تحلیل سود و زیان یک عمل واحد فراتر رفت و آن را در چارچوب یک قاعده قرار داد و سوال کرد که ایا عمل به آن قاعده به بیشینه کردن فایده می انجامد یا خیر. برای مثال اگر راستگویی در یک موقعیت موجب ضرر شود، طبق فایده گرایی عمل محور، باید دروغ گفت تا مانع ضرر شد. اما فایده گرایی قاعده محور می گوید راستگویی یک قاعده ای است که التزام به آن در نهایت به سود فرد است. لذا مدافع راستگویی است هر چند در یک مورد خاص متضمن ضرر باشد. از اینرو در همین چارچوب فایده گرایی نیز تحلیل هزینه-فایده و چرتکه آقای فاضلی نمی تواند التزام به قرارداد را موجه کند. زیرا این استدلال قابل طرح است که هزینه لغو قرارداد، هزینه ای است که برای مبارزه با نهادینه شدن فساد و رانت خواری پرداخت می شود که عواید و فواید آن بسیار بیشتر از ضرر موردی لغو یک قرارداد خاص است
البته لازم به ذکر است که همه این تحلیل ها مبتنی بر این فرض است که عمل به یک قرارداد فاسد ضرر کمتری از لغو آن قرارداد داشته باشد. امری که در مورد قرارداد کرسنت محل مناقشه جدی است.
حال بیائید از فایده گرایی فراتر رویم. حقیقت آن است که تصوری که از روشنفکران وجود دارد آن است که بیشتر متمایل به وظیفه گرایی کانت باشند تا فایده گرایی بنتام. چرا که به گفته رالز، فایده گرایی، تمایز میان اشخاص را جدی نمی گیرد و تهدیدی برای حقوق فردی و بویژه حقوق اقلیت ها است. اما اگر قرار باشد بر اساس وظیفه گرایی کانت حکم شود، اساساً قراردادی که با فساد، زد و بند و رشوه بسته شده است، از اساس باطل است و اساساً در اینجا بحث سود و زیان محلی از اعراب ندارد.
اساساً این مساله نیازمند یک پژوهش جامعه شناختی است که چرا یک جامعه شناس به جای توجه به ریشه های فساد و ارائه راه حل برای آن به وادی توجیه گری فساد فرو می غلطد آنهم با ردیف کردن اعداد و ارقام مشکوک و توسل به فایده گرایی بنتامی.
در چارچوب اندیشه اسلامی نیز معیار عمل، درستی و حقانیت و عدالت است. و درستی با میزان سود و زیان آن سنجیده نمی شود. آیه ۱۳۵ سوره مبارکه نسا می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ، طبق این آیه شریفه، افراد باید به عدالت عمل کنند هر چند که به ضررشان باشد. و البته همچنانکه بیان شد، اصل این فرض که عمل به قرارداد کرسنت ضرر کمتری از لغو آن دارد، مردود است. ضمن اینکه در آموزه های دینی اساساً بر تجارتی که بر اساس فساد و رانت و رشوه بنا شده باشد هیچ منفعتی مترتب نیست.
پژوهشگران نویسندگان و محققان باید در منطقی که برای تحلیل پدیده های اجتماعی بکار می گیرند، دقت نظر کافی داشته باشند. اگر یک منطق غلط در جامعه و بویژه در نظام تصمیم گیری حاکم شود، صدمات و خسارات آن اگر بیشتر از قراردادهای فاسد و رشوه ها و زد وبندها نباشد، قطعاً کمتر نخواهد بود.
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
فوکو پاسخ می دهد؛
🔻 ایرانی ها چه رویایی در سر داشتند؟
✍ یحیی حمدی
▫️#میشل_فوکو جامعه شناس فرانسوی از معدود جامعه شناسان اروپایی است که در ماههای منتهی به انقلاب دو بار در ماههای شهریور و آبان به ایران سفر می کند و به صورت مستقیم شاهد آن بوده او در این سفرها با گروههای مختلف که در انقلاب نقش داشتند ملاقات کرد. فوکو حاصل این مشاهدات خود را در سلسله مقالاتی در روزنامه ایتالیایی کوریه ره دلا سرا ( Corriere della sera) منتشر کرد. متن فرانسه این مقالات در جلد سوم از مجموعه نوشته های پراکنده فوکو چاپ شده است.
فوکو در یکی از مقالات خود با عنوان " ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟" تلاش می کند به این سوال پاسخ دهد. در آن دوره در محافل آکادمیک غربی این گزاره در باره ایران مطرح می شده که " خوب می دانیم که چه چیزی را نمی خواهند ( یعنی سلطنت)، اما خودشان هم نمی دانند که چه می خواهند" این گزاره حتی امروز هم گاه شنیده می شود!
او در تظاهرات های متعدد در تهران و قم شرکت کرده و در گفتگو با شرکت کنندگان ( دانشجویان، روشنفکران، علما و...) مطرح می کند که "شما چه می خواهید؟" پاسخ اکثریت به او این عبارت کوتاه است؛ "حکومت اسلامی"
سپس او تلاش می کند تحلیلی از اسلام شیعی ارائه دهد که متفاوت از کشورهای عربی است. او اسلام شیعی را واجد خصوصیاتی می داند که می تواند به خواست حکومت اسلامی رنگ ویژه ای بدهد از جمله به انتظار و مشروعیت حکومت در شیعه می پردازد و از قول یک مرجع دینی می نویسد: "ما منتظر [امام] مهدی هستیم، اما هر روز برای استقرار حکومت خوب مبارزه می کنیم" او در عین حال به برخی ابهامات نیز می پردازد و از زبان مردمی که با آنها مصاحبه کرده به آنها پاسخ می دهد.
او در این گفتگوها به اسلام سیاسی پی می برد و جنبشی که در ایران جریان دارد را از نگرش مردم این گونه روایت می کند:
" جنبشی که از راه آن بتوان عنصری معنوی را داخل زندگی سیاسی کرد. کاری کرد که این زندگی سیاسی مثل همیشه سد راه معنویت نباشد بلکه به پرورشگاه و جلوه گاه و خمیرمایه آن تبدیل شود"
فوکو ادامه می دهد: " من دوست ندارم حکومت اسلامی [ مدنظر مردم ایران] را ایده یا حتی آرمان بنامم اما به عنوان خواست سیاسی مرا تحت تاثیر قرار داده چون کوششی است برای اینکه، برای پاسخگویی به پاره ای مسايل امروزی، برخی از ساختارهای جدایی ناپذیر اجتماعی و دینی سیاسی شود؛ مرا تحت تاثیر قرار داده است چون از این جهت کوششی است برای اینکه سیاست یک بعد معنوی پیدا کند."
فوکو در مقاله دیگری تحت عنوان "تهران؛ دین بر ضد شاه" به اقدامات اجتماعی و اقتصادی پهلوی در برساخت هویت اجتماعی جدید برای ایرانیان می پردازد و حاصل آن اقدامات را به احساس "از ریشه کنده شدن" ایرانیان تعبیر می کند.
از نظر فوکو این مردمی که این احساس را دارند در مقابل کنش تهاجمی پهلوی، در پی هویت واقعی خود هستند:
" کجا باید در پی تامین گشت و هویت واقعی خود را کجا باید سراغ گرفت؟ جز در این اسلامی که از قرن ها پیش زندگی روزانه، پیوندهای خانوادگی، و روابط اجتماعی را با مراقبت تمام سامان داده است؟"
او در این مقاله به ویژگی اسلام شیعی و نقش شهادت در آن می پردازد که: "[مردم] به [شهیدان]می اندیشند زیرا به زندگی پیوندشان می دهد دست به سوی آنها دراز می کنند تا به وظیفه همیشگی عدالت پیوندشان دهند. [شهیدان] با آنها از وظیفه و پیکاری که اسباب پیروزی را فراهم می آورد سخن می گویند"
فوکو یکی از مشاهدات خود را این گونه روایت می کند:
"... هزاران تظاهر کننده، دست خالی، جلوی سربازان مسلح، در خیابانهای تهران رژه می رفتند و فریاد می زدند: 《اسلام، اسلام》، 《خمینی، خمینی، تو وارث حسینی》، 《برادر ارتشی، چرا برادر کشی؟ برای حفظ قرآن، ارتش به ما بپیوند》. و من چندین دانشجو را در میان جمعیت شناختم که با معیارهای ما 《چپی》محسوب می شدند، اما روی تابلویی که خواستههایشان را نوشته بودند و به هوا بلند کرده بودند، با حروف درشت نوشته شده بود: 《حکومت اسلامی》
بنابراین میشل فوکو که به صورت مستقیم در ماههای منتهی به #انقلاب_اسلامی در ایران حضور داشته با تحلیل جامعه شناختی نشان می دهد که ایرانیان در انقلاب اسلامی چه رویایی در سر داشتند و نه تنها می دانستند چه نمی خواهند (سلطنت) که حتی می دانستند چه می خواهند (حکومت اسلامی)
پ.ن: حاصل مشاهدات میشل فوکو از انقلاب ایران در قالب کتاب " ایرانی ها چه رویایی در سر دارند " با ترجمه حسین معصومی همدانی توسط انتشارات هرمس منتشر شده است
📖 جامعهشناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
15.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻سیاست زدایی و سوژه مدرن
✍ حسین نجفی
انقلاب اسلامی لحظه تجدید سیاست در ایران است،لحظه ای که آینده ما از گذشته غرب جدا می شد و خودمان سرنوشت پیدا کردیم تا میانه بزم به میدان رزم برسیم و به " انسان سیاسی" بدل شویم
انسان سیاسی آینده دارد پس امیدوار است سودای گذر دارد اما برای ساختن، این انسان اقامه گر عهد و تاریخی است شگرف به همین سبب امام(ره) می فرمود"دشمنان ما از آدم (سیاسی) می ترسند و گرنه کاری به نماز و دعا و ذکر ما ندارند" این فهم سبب می شد امام "سیاست ما" را "عین دیانت ما" بداند و بسیجیان خود را برای تحقق آیه"ان تقوموا لله مثنی و فرادی" به میدان تاریخ فرا بخواند
به نظر می رسد غرب سرنوشتش را محقق کرده و آینده ای ندارد،جایی که آینده ندارد سیاست تمام می شود و اتمام سیاست یعنی مرگ انسان و شروع حیوان
بی آینده برای بقا چاره ای جز سیاست زدایی و حذف انسان سیاسی ندارد حذف مانند به شهادت رساندن سردار سلیمانی
سیاست زدایی یعنی تولید سوژه ای غیر سیاسی، منفعل و مصرف کننده که هیچ روایتی از عالم جز لذت و شهوت را نمی تواند مشق کند و این نقص عظیم با بزک رسانه ای پنهان می شود
سلبریتی،پایان تاریخ انسان و آخرالزمان انسانیت است درحالیکه قهرمان در تقابل با سلبریتی اوج سیاستمداری است و سیلبریتی اوج انفعال و بی هویتی انسان
سوژه مدرن نفسش بریده است و حیوان حریصی است که تنها می تواند نرخ شهوات و نفسانیات خود را با کمک علم و رسانه به حداکثر برساند او سودا و سرنوشتی ندارد و تمام رستاخیز عالم او به فربه شدن تن می رسد و در این مسیر ابایی از عبور از مرزهای اخلاقی و انسانی ندارد
✅ @Popular_Sociology
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔻این بانگ آزادی است
به این چند فراز استثنائي از سرود ماندگار "بانگ آزادی" با شعری از زنده یاد حمید سبزواری و آهنگسازی زنده یاد احمد راغب که توسط محمد گلریز به زیبایی اجرا شده با دقت بنگرید:
این بانگ #آزادی ست کز خاوران خیزد
فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد
#اعلام طوفانهاست کز هر کران خیزد
آتشفشان قهر ملتهای #در_بند است
#حبل المتین #توده های آرزومند است...
آنقدر جذاب و پرمعنا و زندهاست که قلب انسان را گرم میکند...
این سرود بازتابی است از آرمانهای بلند #انقلاب_اسلامی که جان را گرما می بخشند و روح را جلا می دهند؛ این گنجینههای بیپایان...
دامان #آزادی شد لاله گون از ما
ما #حافظ آزادی و #اسلام و قرآنیم
ما در پی #آسایش و #معراج انسانیم
الله اکبر، خمینی رهبر...
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
🔻جامعهشناس-سلبریتیها به مثابه آسیب اجتماعی
✍ میثم مهدیار
▫️جامعهشناسی اغلب دانشی انتقادی درباره «ساختارها» و «ساختهای» فرهنگی و اجتماعی و سیاسی آنهم به شکلی تاریخی است. از این جهت اراده و تصمیمات افراد و جریانها و دولتها در تحلیلهای جامعهشناختی باید معمولا در ته جدول بررسی هایشان باشد. اما این روزها جامعهشناس-سلبریتیهایی را در رسانهها میبینیم که وزن اصلی در متغیرها، به اراده و تصمیمات فلان افراد و بهمان دولتها میدهند و مشغول محکوم و منکوب کردن افراد و سیاستها و دولتها هستند.
در تبیین هر پدیده و مساله اجتماعی عوامل مختلفی دخیلاند و در جامعهشناسی آموختهایم برای فهم یا حل آن مساله اجتماعی، باید وزن مناسب به عوامل موجده آن داد. ولی آنچه در جامعهشناسیِ رسانهای شده اخیر میبینیم، تفوق سیاست روزمره و قدرت پوزیتیو بر سایر عوامل تبیینی است. کار به جایی رسیده که امروز حتی فوکویی که ما را به درنظر گرفتن تاثیرات میکروفیزیکِ قدرت و قدرت نرم احاله میداد و از تاثیر قدرت «گفتمانهای دانش» مدرن بر شکلدهی سوژهها برایمان میگفت و آرنتی که توتالیتاریسم و فاشیسم مدرن را نقد میکرد و با این نقدها به آرمان رهایی از بند شذوذات مدرنیته نوید میداد، صرفا به یک ابزار برای بحثهای سیاسی روزمره برخی از این جامعهشناس-سلبریتیها در منکوب و محکوم کردن برخی سیاستمداران و دولتها تبدیل شده است.
این فربهی سیاست و یا «سیاستزدگی»، اگرچه میتواند در رسانههای اجتماعی توجه جلب کند، ولی در ازای آن در حال ترویج تفسیری از جامعهشناسی است که با هر عینکی به آن نگاه کنیم با زمینههای تاریخی شکلگیری و تکوین آن متباین و نقض غرض است.
البته شاید اینکه در برنامه درسی علوماجتماعی و جامعهشناسی ما نقصانهایی وجود دارد و ممکن است کسی با کمترین آگاهی از تاریخ و فرهنگ ایران و روندهای تاریخیِ شکلگیری ساختارها و صرفا با مرور برخی نظریات گزینش و ترجمه شده کلاسیک یا معاصر به راحتی مدرک دکترا دریافت کند، در شکل گیری چنین سیاستزدگیهایی بیتاثیر نباشد. اما تا جایی که میدانیم نقطه مشترک همان متون علمی جامعهشناسی متعارف هم، انذار از چنین سطحی نگریهای ارادهگرایانه است.
به گمانم بخش زیادی از آن «ملیگرایی روششناختی» که پیشتر به عنوان یک معضله اساسی در جامعهشناسی ایرانی نام برده بودم، محصول این سیاستزدگی است. چنین سیاستزدگی صرفا به دنبال کنش سیاسی داخلی است، از همین رو نمیتواند و یا نمیخواهد نگاه ساختاری تاریخی به مسائل داشتهباشد تا بهتر بتواند شعار دهد و لایک جمع کند. | اشارات
#سلبریتی
#جامعه_شناس
#آسیب_اجتماعی
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Populr_Sociology
9.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻بتشکن
🎙فریدون فروغی - ۱۳۵۷
خلقی بتشکن، با فرمانی الهی
صبحِِ روشنی، در قلبِ سیاهی
گریه ما، فریادِ ما شد
ایمان ما، بنیادِ ما شد
مزدورِ ننگین، جلاد خونخوار
مرگش رسیده، ای خلق بیدار
رزمی جانانه، گلبانگِ صدایی
عزمی چو کوه و ایمانی خدایی
با لالههای پرپر در میدان
با خون پاکِ خیلِ عزیزان
باغ آزادی، سرسبز و شاداب
نقش اهریمن، شد نقشِ بر آب
#انقلاب_اسلامی
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
🔻صلح آمیزترین انقلاب مدرن!
✍ میثم مهدیار
۱- انقلاب اسلامی نه صرفا در جهان سیاست بلکه در نظریه های جامعهشناسی هم زلزلهای درانداخت. تا قبل از آن تبیین نظری انقلابهای بزرگ صرفا به عوامل اقتصادی، ساختاری و یا روانشناختی محدود میشد. تدا اسکاچپول یکی از مهمترین نظریه پردازان این حوزه بعد از پدیده انقلاب ایران با تجدید نظر در نظریات سابق خود، در مقالهای انقلاب اسلامی را موجد تولد نسل چهارم نظریههای انقلاب یعنی نظریههای فرهنگی عنوان کرد. در واقع یکی از اصلیترین عواملی که برای ناظران غربی جدید بود فراگیری انقلاب و از آن مهمتر فرم صلح آمیز بسیج انقلابی در آن بود.
۲- در حالیکه گفته میشد حتی در انقلابهای کبیر از فرانسه تا روسیه حداکثر ۱۰ الی ۱۵ درصد مردم مشارکت داشتهاند اما در انقلاب ایران از مرکز تهران که راهپیماییهای میلیونی تاسوعا و عاشورا در آن زبانزد رسانههای جهان شده بود تا دور افتادهترین روستاها نیز درگیر تظاهرات و مبارزه انقلاب شده بودند. ( مثلا نگاه کنید به روزهای انقلاب: چگونه زنان یک روستا در ایران انقلابی شدند؟ نوشته مری هگلند، انتشارات ترجمان) میشل فوکو و لیلی عشقی که خود از مهد انقلابهای مدرن ناظر انقلاب اسلامی بودند از آن با «انقلابی با حضور همه» یاد میکنند.
۳- مهمتر اینکه این فراگیری که اقشار و طبقات و گروههای مختلف فکری و سیاسی و فرهنگی را در بر داشت با کمترین میزان خشونت انقلابی نسبت به دیگر انقلابهای مدرن در قرن بیستم و قبل از آن به وقوع پیوست. در حالیکه در انقلابهای دیگر خشونت انقلابی به دهها هزار میرسید در انقلاب ایران این مقدار صرفا به محاکمه دهها تن از دستاندرکاران اصلی جنایات رژیم قبل محدود مانند. بنا بر اسناد موجود حتی بسیاری از کارمندان اداری (و نه عملیاتی) دستگاه اطلاعاتی رژیم پهلوی (ساواک) هم بعد از انقلاب به سرکار خود بازگشتند.
در واقع برخلاف تصویرسازیهای گفتمان غالب جامعهشناسی در ایران ( گفتمان استبداد تاریخی) که فرهنگ سنتی و عامه ایرانیان را فرهنگی غیر روادار، غیر مشارکتی، ستیزهجو و غیر عقلانی تصویر کرده و میکنند ایرانیان در یکی از بحرانیترین لحظات تاریخی این کشور رفتاری کاملا صلح آمیز و مشارکتی از خود بروز دادند.
۴- به عبارت دیگر انقلابهای کبیر اگرچه گسستی سیاسی نسبت به گذشته محسوب میشوند اما حداقل فرم آن بازتاب دهنده فرهنگ تاریخی ملتهای انقلابی است. رهبر اسلامی این انقلاب خود برآمده از فلات مرکزی ایران و شهر خمین (منطقه کمره) بود که امثال جواد صفینژاد و مرتضی فرهادی مردم شناسان بومگرای ایرانی در آثار مختلفشان (از جمله کمره نامه و فرهنگ یاریگری در ایران از مرتضی فرهادی) جلوههای مختلف فرهنگ غنی مشارکتی آن را به تصویر کشیده بودند. در کوران انقلاب گروههای مختلف چریکی چپ و یا مسلمان بارها در ملاقات با او به عنوان رهبر انقلاب میخواستند برای مبارزه چریکی و مسلحانه خود مشروعیت کسب کنند اما امام خمینی زیر بار نرفت و بر مبارزه انقلابی صلح آمیز و فرم راهپیماییهای گسترده خیابانی و تبلیغ انقلابی چهره به چهره تاکید داشت.
۵- این فرم صلح آمیز ریشه در تاریخ فرهنگی ایران داشته و دارد. بی دلیل نیست که عمده قلههای ادبی جهان از این خاک برخاستهاند و مانند حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی نادی مهر و دوستی و فتوت و داد و دهش بودهاند. بی علت نیست که ایرانیان در یک مشارکت جمعی در جنگ تحمیلی ۸ساله توانستند با دست خالی در مقابل یک دنیا تجهیزات و حمایت مقاومت کنند. بی دلیل نیست که در سیل و زلزله و کرونا بیشترین کمکها و مشارکتهای مردمی در ایران شکل میگیرد. همین ماههای گذشته زنان و مردان ایرانی در اوج تحریمهای ظالمانه غربی از طریق پویش ایران همدل خود بیش از هزار و پانصد میلیارد تومان به جنگ زدگان لبنانی کمک کردهاند.
۶- با این همه متاسفانه «جامعه شناسی ایرانیان» بدون در نظر گرفتن چنان تاریخی و چنین ظرفیتهایی به بیراهه رفته و خواهد رفت. | اشارات
#انقلاب_اسلامی
#مردم
#جامعهشناسی_انقلاب
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
9.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خودت رو برای جنگ آماده کن تا در صلح به سر ببری!
📽 ابراهیم متقی - برنامه تلویزیونی شیوه - دی ۱۴۰۲
▫️بر این اساس، منطق حاکم بر روابط بین الملل حکم میکند که ایران برای مقابله با تهدیدات دشمنان خود باید از موضع قدرت با آنها مقابله کند. عقبنشینی در این مقابله، باعث افزایش خطرات و تهدیدات برای کشور میشود، چرا که به دشمن جرئت میدهد که پا را فراتر نهاده و امتیازات بیشتری طلب کند.
ابراهیم متقی در برنامه شیوه توضیح میدهد که چگونه حمله ایران به پایگاه آمریکایی عین الاسد باعث شد که ترامپ به قدرت نظامی ایران پی ببرد و برنامه خود در مورد ایران را تعدیل کند. در شرایط کنونی نیز، نرمش در مقابل ترامپ باعت میشود که او عرصه را برای ضربه زدن به ایران مهیا دیده و برای تضعیف ایران اقداماتی را انجام دهد؛ پس بر مقامات سیاسی کشور واجب است تا با اقدامات و رفتارهای خود، خطای محاسباتی او را برهم بزنند. | سیمافکر
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
🔻دولت عاشقی و رسم برادری
✍ حسن رحیم پور
▫️از مهدی(ع) هر چه بگوییم، حکایت یک قطره از دریاست. ایشان در چشمانداز بسیار بلندی هستند و ما از هر زاویهای که بخواهیم به ایشان بنگریم باید کلاهمان را از سرمان برداریم تا نیفتد! ایشان روی بام جهان و بر شانه تاریخ ایستادهاند؛ درحالی که ما زیرِ دست و پای جهان و زیر چرخهای ارابه تاریخ دست وپا میزنیم، نه ما، بلکه همه بشریت.
قیام مهدی(ع) نقطه غلیان تاریخ و شوک بزرگ تاریخی است که علیه ستمگران جهان و برای گشودن راه تنفس بشریت محروم اتفاق میافتد و بر اساس روایت، نه فقط راه تنفس، که ایشان راه تعقل را هم برای بشریت باز میکنند. بخشهای عظیمی از ظرفیت بالقوه تعقل و عقلانیت بشر تا قبل از ظهور ایشان تعطیل است و در روایات رسیده است که وقتی ایشان بیایند، عقلانیت، تازه فعلیت پیدا میکند. یعنی بعضی از موتورهای عقل بشر، فعلاً خاموش است و به دست ایشان و در عهد ایشان روشن خواهد شد. ایشان مخالفان عقل و عدل را بر سر جایشان خواهد نشاند و بازار عقلانیت و عدالت را گرم خواهد کرد؛ چرا که این دو به یکدیگر مربوط هستند، نه عقلانیت را میتوان جدای از عدل معنا و اجرا کرد و نه عدالت را. به علاوه، ایشان طبق روایات، ریشه کینه را در دنیا خواهد خشکاند و در دوران حاکمیت او کینه و کینهتوزی قاچاق خواهد بود! چون ایشان عوامل کینهتوزی را ـ که ظلم و جهل هستند ـ برخواهد انداخت و اساساً جهاد بزرگ ایشان، ضد استکبار بینالمللی با همین اهداف صورت خواهد گرفت. او رسم برادری و دولت عاشقی را برقرار خواهد کرد.
اعتقاد به امام مهدی(ع)یعنی آینده باز است و این وضعیتی که بر جهان حاکم است، آخر خط نیست، دنیا بن بست نیست؛ و این، خبر بدی برای مستکبران عالم است. مهدویت یعنی نفی استبداد جهانی.
هیچ خبری به اندازه خبری که در نیمه شعبان به بشر داده میشود مهم نیست. نگاه ما به تاریخ با نگاه هِگِلی متفاوت است. ما میگوییم تاریخ یعنی انسانِ طولی، و جامعه یعنی انسان عرضی. ما از سرنوشت بشر و اتفاقاتی که خواهد افتاد حرف میزنیم. اینکه ما صرفاً با نگاه به گذشتهها نمیتوانیم آینده را پیشبینی کنیم که یکی از اشکالاتی است که بر تاریخیگری شده و به جای خود، محفوظ و درست است، اما این هیچ لطمهای به عقیده مهدویت نمیزند؛ چون نقطه عزیمت مهدویت از جای دیگری است. مبنای انتظار در آینده، نه استقرای گذشتههاست و نه قانون احتمالات آینده. مسئله از اساس مسئله دیگری است و این وعده خداوند و پیشگویی همه انبیاست نه پیش بینی! یک خبر است که از آینده داده میشود، انشا و آرزو نیست.
خبر از پروژهای است که قبلاً توسط خداوند طراحی شده و اجرا خواهد شد. امام مهدی(ع) از اول، جزو پروژه خداوند بوده است. اگر امام مهدی(ع) نیاید، فلسفه خلقت انسان، مشکل پیدا میکند. مهدویت جزئی از ارکان خاتمیت است. او میآید تا کار نیمه تمام همه انبیا را تمام کند. برخی گفتهاند: «چون مهدی تا به حال نیامده است، بعد از این هم نخواهد آمد» این چه استدلال منطقی است؟ معلوم میشود کسی که این حرف را زده، میخواهد بشریت را مأیوس کند. اینان میخواهند با خدایان ریز و درشتی که ایجاد کردهاند به حکومت خودشان ادامه دهند و به ملتهای عدالتخواه بگویند که بهتر است از آینده مأیوس شوید.
نکته دیگر اینکه چون انتظار امام مهدی(ع) یک نوع انتظار مثبت و فعال است، نه منفی و منفعل، بنابراین انتظار هیچ منافاتی با مهندسی اجتماعی و اصلاحی همراه با تحولات انقلابی رادیکال و قهر آمیز برای تکامل جامعه و اجرای عدالت نسبی قبل از ظهور حضرت ندارد. این عقیده به نجات، به گونهای است که نه تنها سد راه آزادی ما نمیشود، بلکه مشوق ماست. یعنی گفتهاند منتظر مصلح، باید در حدی که میتواند صالح باشد، وگرنه منتظر مصلح نیست.
📖 جامعهشناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
🔻با ما هم همین کار را کردند!
✍ علیرضا زادبر
تصویر پربازدید در رسانه های جهان، مذاکره روسیه و آمریکا بدون حضور اوکراین!
چند سال پیش اوکراین با تحریک اروپا و آمریکا قربانی تقابل با روسیه در جنگ قدرت شد، حالا دولت آمریکا بعد از میلیاردها دلار کمک بدون حضور اوکراین با روسیه به مذاکره نشسته است! زلنسکی هم اعلام گفته به نشانه اعتراض برنامه سفرش به عربستان را لغو کرده است.
جالب است بدانید سال ۱۹۰۷ در قرارداد سن پطرزبورگ و بعد در قرارداد ۱۹۱۵ در دوره قارجار روسیه تزاری و انگلستان بدون اطلاع دولت ایران، کشور ما را با نام حوزه نفوذ شمال و جنوب بین خود تقسیم کردند. بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و فروپاشی امپراطوری تزاری روسیه توسط انقلابیون جدید روسیه لو رفت!
روح ما خبر نداشت!
در دوره پهلوی کنفرانس تهران و بسیاری از تصمیمات شرکت نفت پیش و پس از ملی شدن و تشکیل کنسرسیوم به همین منوال بود.
نان مهم است
استقلال مهم است
شرافت مهم است
اما تا قدرت نداشته باشی و همه را با وابستگی به اجنبی بدست بیاوری نتیجه میشود این....
تاریخ معاصر ما از این تصاویر ننگین کم ندارد.
#سیاست_خارجه
#اوکراین
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
🔻مقاومت، زیبایی مستور
✍ محمد پورکیانی
۱.معجزه را امر خلاف عادت، فراطبیعی، غیرقابل محاسبه علمی و نشانه ای از دست ربوبی دانستهاند. برای مردمان ظاهربین، عصا اژدها میشود، مرده زنده میشود، غذا نازل میشود، و برای برخی دیگر کلام و بیان الهی اعجاز میکند. اگر زنده کردن بدن یک مُرده، اعجاز الهی است، احیای قلوب زنگ زده میلیون ها نفر اعجاز نیست؟ شهادت و خون، دلها را زنده میکند، ولی معجزه مقاومت بیش از شهادت است. شهید روی دستان مردم قرار می گیرد و اشک ها را جاری می کند، و ممکن است حتی به حرکت و قیام مردم بینجامد، ولی وقتی از حاج قاسم سلیمانی و سیدحسن نصرالله یاد میکنیم درباره امری سخن می گوییم فراتر از شهادت.
آنها قبل از شهید شدن، معجزه می کردند، با سخن خود، با لبخند و قهر خود و با حماسه خود. این ها جذابیتهای یک چریک مبارز نیست، بلکه یک زیبایی اخلاقی نمونه است که در مرز نزاعهای سیاسی حاضر شده و صداقت خود را با فداشدن نشان میدهد. به تعبیری که امروزه از تکرار آن طفره میرویم، این همان «پیوند قدرت و معنویت» و «دین و سیاست» است؛ همان که «مقاومت» مینامیم. مقاومت «زیبا» است، و این زیبایی، معنا و معجزه جدید الهی برای مردمان عصر ماست.
۲. جامعهشناس معروف غربی در شلوغی انقلاب ایران، از دمیدن روح معنوی انقلاب در کالبد جهان بی روح میگوید، و یا آن پژوهشگر غربی، زمان انقلاب ما ایرانیان را زمانی غیر زمانها و برقی از ملکوت توصیف میکند. همگی میدانیم که زندگی روزمره اهمیت دارد، GDP خیلی اهمیت دارد، توسعه نامتوازن نیز مساله مهمی است، ولی آیا به اندازه اینها، از جهان بیمعنا میترسیم؟ وارد این مشاجره بی پایان نشویم که این سخنان آرمانی و عافیتطلبانه چه ارزشی دارد، اگر در تامین آب و نان خود ماندهایم! و این دوگانههای تکراری که انقلاب ایران یک خیزش «معنوی» بود یا یک اصلاح «مدنی»، انقلاب ایران یک راز آسمانی است یا یک مساله زمینی! شیعه یک تمنای آرمان گرایانه معنوی است یا یک طرح برای ساخت مدینه فاضله!
اگر نتوانیم از این دوگانه ها بیرون بیاییم میان معنویت و مدنیت تعارضی میسازیم که با هر انتخابی شکست خوردهایم. نورانیترین امر دوران ما و بلکه معجزه زیبای دوران ما «پیوند سیاست و معنویت» است و این یعنی مدینه معنوی. زندگی روزمره با تمام نیازهای آن بدیهیترین و اولیترین دستور سیاست است، ولی از سیاست بیمعنا و نازیبا نیز باید ترسید. چرا که با از دست رفتن معنای زندگی، دلیلی برای زندگی کردن باقی نمیماند. حال این زندگی با تولید ناخالص بالا همراه باشد یا پایین! جامعه روشنفکری ایران متوجه این دارایی بی بدیل جامعه ایران است؟
۳. معنویت در این روایت، یک رویداد به ناچار موقت یا یک برق زودگذر در بیابان تاریک نبوده و نیست، که حسرت نداشتن آن را داشته باشیم که «یاد باد آن روزگاران یاد باد»! #مقاومت روح حاضر و پایدار در جامعه ایران است. چه میشود که این زیبایی دلبرانه در زندگی روزمره به محاق می رود و پنهان میشود؟ چگونه است که شرافت و صداقت سیاسی، امری موهوم و بلکه بیاهمیت قلمداد میشود؟!
«زیبایی»، تماشایی و دیدنی است، بیش از آنکه موضوع تحلیل و اثبات باشد. حاضر شدن در معرض تجارب معنوی و مشارکت در خلق آنها، گمشده امروز بسیاری از جامعهشناسان و تحلیلگران است؛ مشاهده و مشارکت است که ما را از حجاب معاصرت خارج میکند. معاصرت، قدرت پوشانندگی عجیبی دارد؛ چنانکه پرده بر زیباییهای دوران ما کشیده و زندگی معمولی را بهتر و شدنیتر از زندگی معنوی بازنمایی میکند!
در این دوران سخت، نیازمند حظ بردن از اصیلترین حقایق زندگی هستیم، و این در زمان ما بیش از آنکه در سرگرمیهای مدرن یا آئینهای مذهبی سنتی پیدا شود، در مرز جدیترین، زندهترین، پویاترین و واقعیترین نقطه جهان یافت میشود و آن نقطه، مقاومت و مبارزه صادقانه است. چیزی که در بسیاری از زمانها نسیه و آرزو بوده و در دوران ما نقد و آشکار. این کوشش نه در پی عافیتطلبی که با هزینه و سختی فراوان حاصل شده است که آن را شایسته حرمتگذاری کرده است.
این مبارزه معنوی، مردان بی ادعایی داشته است که در دوران ما خلأ معنا و زوال زیبایی را جبران کردهاند. آنها نماد و نمود این زیبایی بودهاند و همچون «امام»، جامعه ای را به شوق و شور انداختهاند؛ و اکنون نگرانی پیشروی ما این است که آینده این راه، بدون حضور مردانی چون حاج قاسم، شهید نصرالله، شهید رئیسی و امثالهم، چگونه خواهد بود؟ چگونه بدون رهبران بزرگ و خطابههای الهام بخش، شوق میدان برانگیخته میشود؟ | اشارات
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خیال خام زلنسکی - فوریه ۲۰۲۵
✍ سیمافکر
در عرصه #بین_الملل، تامین منافع ملی، آنچیزی است که برای کشورهای مختلف الویت دارد ایجاد معاهدات و سازمانهای بین المللی به این خاطر منطقی است که تهدیدات وجودی نظام بینالملل برای بازیگران مختلف را کاهش میدهد و آنها را در دستیابی به اهداف خود یاری میدهد هنگامی که کارکرد این معاهدات و پیمانها در دستیابی به منافع ملی برای یک بازیگر کمرنگ شود، دیگر توجه و اهمیت دادن به این سازمانها و پیمانها منطقی به نظر نمیرسد
در جنگ بین دو کشور،هیچ بازیگر ثالثی خود را به خطر نمیاندازد مگر آنکه امکان سرایت تهدید به خاک خود را حس کند؛ بنابراین مادامی که خطر و تهدید وجود داشته باشد،حضور در سازمانهای بین المللی، پیمانها و کمک به یکی از طرفین جنگ توجیه پذیر است.هنگامی که تهدید جنگ برای این بازیگر ثالث رفع بشود، دیگر منطقی نیست که خود را به خاطر جنگی که در آن منفعتی ندارد،به خطر بیاندازد.
زلنسکی، تنها دو هفته پیش در مصاحبه با پیرس مورگان، با خوشخیالی گمان میکند که در نزاع اوکراین و روسیه، آمریکا و سازمانهای بین المللی حتما در کنار او باقی خواهند ماند، غافل از آنکه در عرصه روابط بین الملل، هیچ الگویی از دوستی-دشمنی دائمی وجود ندارد و آن چیزی که اهمیت دارد، دستیابی به منافع ملی است. در این الگو،اوکراین یک تاریخ مصرفی داشت که با آمدن ترامپ و تغییر استراتژی آمریکا به پایان رسید.حالا #اوکراین برای بقای خود مجبور است که حاکمیت روسیه بر مناطق تصرف شده خاک خود را بپذیرد و جنگ را به پایان ببرد.
#سیاست_خارجه
📖 جامعه شناسی مردم
✅ @Popular_Sociology