هدایت شده از مُرتادِ دل؛
طنز تلخ:
مردم برای اعتراض به خیابان میآیند، شبکهی میدانی دشمن هدایت اعتراضات را به دست میگیرد، اغتشاش میشود، کسانی که به پزشکیان رای دادند رهایش میکنند، زیرلحاف قایم میشوند و باز، بسیجیِ مظلوم، برای حفظ همین دولتی که به اول تا آخرش نقد دارد به کف خیابان میآید.
بعد از آن؟ در انتخابات بعدی آذری جهرمی دیگری پیدا میشود و به همین آدمهایی که مانع از فروپاشی دولت ضعیفشان شدهاند برچسب «طالبان» میزند، تحقیرشان میکند و برای کاندید جناح فاسدشان رای جمع میکند. همان مراحلی که بعد از آبان نحس ۹۸ طی شد.
کاش نان بیغیرتی و بیدردی حناق میشد و در گلویتان گیر میکرد.
صبح زود بیدار شدن خیلی عجیبه، به کارات میرسی، فیلم میبینی، غذا میخوری اصن یه دور کامل زندگی میکنی و ساعت تازه شده ۹:۳۰ :)))
چشمهایش همه آن چیزی را که
صدایش نمیتوانست، به من گفت.
ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم
بیآنکه واژهای گفته باشیم.»
-میاشریدن
کمی برای ماندنم اصرار کن! نه آنقدر که بمانم
آنقدر که بفهمم رفتنم، چیزی را از جهان تو کم میکند..
آرام ؟ آرام برای چه باید گرفت ؟!
وقتی بمیریم خود به خود آرام میگیریم ؛
پیش از آنکه بمیریم که نباید بمیریم !
-محمود دولت آبادی
همیشه که باشی گم میشوی !
مثل خیلی چیزها که همیشه هستند
و آنقدر هستند که بودنشان در خاطرِ آدم نمیماند !
گاهی نباش ؛
گاهی فقط کنار خودت باش
و ببین کجای این جهانِ درندشت جایت خالیست ...
-معصومه صابر