📌متن شبهه👇 #1788
بستن آب، سنت پیامبر اکرم!
درجنگ بدر، محمد آب را بر ابوسفیان بست؛
۶۰ سال بعد،در کربلا، نوه ابوسفیان آب را بر نوه محمد بست!
عجیب اینکه آن یکی را تاکتیک جنگی و نبوغ محمد خواندند این یکی را ظلم یزید
📚تاریخ الکامل/ابن اثیر/ج۲/ص۱۲۲
📚کتاب المغازی/واقدی/ج۱/ص۵۳ و۵۴
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ
ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ .
📌پاسخ به شبهه👇
https://chat.whatsapp.com/Ga6w5gEwwnN12MuPA37G3D
ابتدا باید بررسی شود كه آیا پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ در جنگ بدر چاههای آب را تصاحب كردند یا نه؟! و در صورت دستیابی به آن چاهها، آیا آنها را پُر كردند و با این كار مانع آب خوردن دشمنان خود شدند یا نه؟!
در بعضی از كتاب های تاریخی، روایتی نقل شده كه مضمونش این است:
یكی از اصحاب پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ به نام «حباب بن منذر» به وی پیشنهاد كرد كه لشكر اسلام را در كنار یكی از چاههای بدر فرود آورد و بقیه چاهها را پر كند تا لشكر كفار قریش آبی برای مصرف نداشته باشند. پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ رأی او را پذیرفت و عملی كرد.(ر.ك المغازی، بیروت، مؤسسة للاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، 1409، ج1، ص 53 ـ 54؛ و ر.ك. سیرة ابن هشام، دارالكتاب العربی، 1418، ج2، ص263)
اما این نقل تاریخی، مورد اختلاف مورخان است. در همین كتاب در جای دیگر پیرامون جنگ بدر میگوید:
كفار قریش خواستند از چاههای بدر آب بردارند كه مسلمین مانع شدند، در این هنگام پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ به مسلمین خطاب كرد و فرمود: مانع آب خوردن كفار نشوید و آنها را رها كنید.(ر.ك. المغازی، ج1، ص 61)
این دو نقل تاریخی با هم سازگاری ندارد؛ زیرا اگر پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ راضی به پُر كردن چاههای بدر بود، معنی نداشت كه از مسلمین بخواهد، مانع آب خوردن كفّار قریش نشوند. مگر این كه بگوئیم: (بنابر پذیرش هر دو نقل) از نقل دوم استفاده می شود كه، آنچه در نقل اول آمده است (تصاحب كردن چاه یك و پر كردن بقیه چاهها)، بدین سبب بوده است. كه چاهها در اختیار مسلمین باشند. اگر كفار آبی خواستند، با اجازه مسلمین آب بخورند؛ یعنی هدف پیامبر این بود كه فقط چاهها در اختیار آنها باشد نه این كه مانع آب خوردن كفار هم شوند.
تا اینجا بنابر پذیرش تصاحب و پر كردن چاهای بدر، مطلب را بررسی كردیم؛ اما برخی از مورخین معاصر اصل قضیه را نپذیرفته اند. علامه سید جعفر مرتضی عاملی دلایلی را بر ردّ اصل ماجرا اقامه میكند و در آخر نتیجه گیری میكند كه اساساً چاههای بدر در اختیار مسلمین نبوده است.(ر.ك. مرتضی عاملی، سید جعفر، الصحیح من سیره النبی الاعظم، دارالهادی، دارالسیره ، چاپ چهارم، 1415، ج5، ص 29 ـ 30)
یكی دیگر از محققان معاصر میگوید:
این قضیه با آیات قرآن منافات دارد چرا كه آیات الهی خبر میدهند از اینكه آبی در دسترس مسلمین نبوده است لذا از خداوند طلب آب كردند و خداوند به عنوان امداد غیبی برای آنها بارانی فرستاد كه از چند جهت نافع به حال مسلمین بود(ر.ك. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، سیرة رسول خدا، انتشارات دلیل، چاپ اول،1380، ج1، ص 493 ـ 494)
تا اینجا از دید محققان تاریخ، مسأله را بیان كردیم. مفسران قرآن هم در این باره مطالبی گفتهاند، امین الاسلام طبرسی و علامه طباطبایی در ذیل آیه 11/ انفال، اتفاق نظر دارند كه چاههای بدر در اختیار مشركان قریش بوده است. در آیه 11/ انفال میخوانیم:
یاد آرید هنگامی را كه خواب سبكی كه مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فرا گرفت؛ و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را به رحمت خود با آن پاك كند؛ و پلیدی شیطان را از شما دور سازد؛ و دلهای شما را محكم و گام ها را با آن استوار دارد.
این دو بزرگوار در ذیل همین آیه شریفه میگویند:
مشركان قبل از مسلمانان بر آب تسلط پیدا كردند، و مسلمانان گرفتار تشنگی شدند و شیطان وسوسهشان كرد كه شما خود را از اولیای خدا میدانید، در حالی كه مشركان بر آب مسلطاند؛ پس از آن باران به حد كافی آمد و علاوه بر تطهیر آنان از حدث و خبث، زمین رملی و شن زار زیر پایشان نیز مستحكم شد.(ر.ك. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، دارالاحیاء التراث العربی، مؤسسه التاریخ العربی، 1412، ج4، ص 250؛ و ر.ك. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، مؤسسه اسماعیلیان، ج9، ص 22)
همچنین در تفسیر كشاف نقل شده كه چاه های آب در منطقه بدر در اختیار كافران بود و آنان زودتر از مسلمانان آنجا را گرفته بودند و مسلمانان در جائی بودند كه آب نبود و بعد از ورود به منطقه بدر ناگهان با نیروهای دشمن روبرو شدند..(كشاف، ج2، چاپ چهار جلدی، ص223 در ضمن آیه 42 سوره انفال) در تفسیر صافی نیز آمده كه: مشركان بر آب مسلط شدند.(تفسیر كشاف,ج1، چاپ دو جلدی، ص640 ,در تفسیر آیه 12 سوره انفال)
با توجه به آن چه گفته شد، نتیجه میگیریم كه؛ اولاً، در اصل قضیه تردید وجود دارد؛ چون از دیدگاه تاری