eitaa logo
🌙CherryMoon🌙
134 دنبال‌کننده
465 عکس
434 ویدیو
5 فایل
🎀به اکسپلور ایتا خوش اومدی🎀 معلومه اینجا از بودن تو چند تا کانال دیگه بهتره گلم😆🌙 شروع کانال1404/2/19🍒 تراپی!؟ نه ممنون این کانال هست🎻 کپی؟ عهه نبینمااا♋❌ صحبتی داشتید تو لینک زیر در خدمتم🌊 @Parniyahs
مشاهده در ایتا
دانلود
ایده کیک.....
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎂🎂تولدت مبارک بهترین رهبر شهریوری عزیز 🍭🥧
هدایت شده از مـشـکــٰات𐙚
به وقت 00:00 ↜ خدایا ازت میخوام که لطف کنی و آغوشت رو دور تا دور زندگیم حلقه بزنی:)🌱 ↝🌙› ⎝ᯓ ݂݂𓏲࣪ @its_meshkat 🪔 ៸៸⎞
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
طبق قولم امروز چندتا پارت جدید از کلت طلایی رو داریم😊 که الانم در حال تایپه....
پارت19 اون روز تو ماشین وقتی از افشین دلیل دروغگویی شون رو پرسیدم سرم داد زدن و یه دعوای حسابی کردیم. که پی بردم افشین اصلا دوستم نداره ولی چرا باهام عقد کرده رو نمیدونم! **** با صدای جیغ من افشین اومد تو اتاق... افشین:چیشده چرا جیغ میزنی؟ -هی..هیچی کابوس دیدم! +مطمئنی؟ -ا...ره اره یادم اومد همه چی رو یادم اومد که من یه قاتلم! دوباره به همون یگانه ی گذشته تبدیل شدم باید انتقام برادرم رو میگرفتم!! برادری که خودم کشتم! یاد کلتم افتادم...فردا وقتی ارتین و افشین از خونه رفتند نقشه مو عملی میکنم! حرف برادرم روزی که کیوان مجبورم کرد بکش.مش تو مغزم رژه میرفت(ازت نمیگذرم یگانه...تو پاک نیستی و یه روز خواهی سوخت ...خواهی سوخت خواهی سوخت) اه صدا های تو مغزم ساکت نمیشدن!! صحنه های اون روز جلوی چشمم اومد که با لرزیدن دستم کلت طلایی رو گرفتم رو سرش و بنگ یاشار رو کشت.م!! منه بی عرضه جرعت نکردم به جای یاشار به خودم شلیک کنم! دلم سوخت برای کسانی که از این به بعد قراره با کلت طلایی کشته بشن!
🌙CherryMoon🌙
📣شارژ مسابقه📣 به کسانی که چهار نفر عضو داخل کانال بیارن و اسکیرین شات اونو برای پی وی ادمین بفرستن
مسابقه تموم شد ولی شرکت کننده هامون انقدر کم بودن که اصلا نا امید شدم واقعا! ارباب زاده سابق اینجا کامل نشده و جاش کلت طلایی رو داریم(سوال بعضی ها بود که جواب دادم)
پارت20 هیچ وقت کیوان رو نمیبخشم......و قربانی بعدی هم...کیوانه،من برگشتم! **** بعد از کشتن کیوان،و مرخص شدن افشین از بیمارستان احساس کردم ارتین به من شک کرده! نمیدونستم چیکار کنم،موندنم تو خونه افشین برام دردسر ساز شده بود و مانع انتقام گرفتن من بود! از اون ورم کلت طلاییم داشت خاک میخورد و برای منی که کم کم هفته ایی یه نفر رو کشته بودم اینجوری زندگی کردن سخت بود. چند روز بعد قرار شد خاله افشین و آرتین بیان،افشین برای من لباس خرید و اونجا تازه فهمیدم خالش یه پسر داره که خیلی هیزه! و اون پسرش هم فرید عه....میشناختمش تو لیست انتقام بود! ولی کاش اینجا نبود! **** صبح بود که افشین و ارتین رفتن بیرون،باید کار فرید رو میساختم! فرید کسی بود که یاشار رو گیر انداخت توی اون متروکه پس اونم مستحق مرگ بود! تاکسی گرفتم و رفتم نیم ساعت بعد هم رسیدم،یکم بعد هم مامان فرید رو دیدم که از خونه میرفت...
هدایت شده از مـشـکــٰات𐙚
به وقت 00:00 ↜ هممون نیاز داریم که این حرفو بشنویم . . خدا بزرگه ! همه چی به وقتش...🩷 ↝🌙› ⎝ᯓ ݂݂𓏲࣪ @its_meshkat 🪔 ៸៸⎞