مسئلهٔ ایران
📌 آنچه دکتر ظریف بهدرستی گفت، آنچه نگفت، آنچه نباید میگفت و تصویری که از ایران ساخت ✅ سید محسن مل
📌 آنچه دکتر ظریف بهدرستی گفت، آنچه نگفت،
آنچه نباید میگفت و تصویری که از ایران ساخت
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
📌 بخش چهارم: آنچه نگفت
🔴 نخست، نادیدهگرفتن نقش بسیار پررنگ رژیم صهیونیستی در دو جنگ تحمیلی اخیر است. گویا ایران و آمریکا بهصورت مستقل و مستقیم در حال جنگاند و فقط اراده و انتخاب آنهاست که سرنوشت جنگ را رقم میزند و اسرائیل هیچ نقش تعیینکنندهای در این میان ندارد؛ البته به این معنا نیست که ایران باید با رژیمی که آن را به رسمیت نمیشناسد، مذاکره کند؛ بلکه به این معناست که باید در این طرح، تدبیری هم برای کنترل وحشیگریهای اسرائیل اندیشیده شود؛ وگرنه کل این طرح، جز آرزوهایی شیرین نیست.
🔴 دوم، نادیدهگرفتن تجربههای عهدشکنیهای آمریکا، بهویژه ترامپ در طرحی که برای توافق تدارک دیده شده است. گویا دربارۀ دولت و شخصی متعهد به تعهدات بینالمللی و خوشقول و راستگو سخن میگوید که تا به امروز کشورهای گوناگون در جهان توانستهاند با او بر سر میز مذاکره به توافق برسند و ما هم میتوانیم با او به توافقی معقول دست یابیم. غافل از اینکه امروز بخش بزرگی از جامعۀ جهانی معترفاند، ترامپ جز زبان زور، نمیفهمد. این کژبینی، کل طرح را دچار خطای غیرواقعی بودن میکند؛ زیرا نخستین متغیر در مذاکره، طرف مذاکره است و فهم نادرست از آن، کل طرح مذاکره را به بیراهه میکشاند. پس باید برای مذاکره با چنین طرفی، تدابیری بسیار هوشمندانهتر از اینها تدارک دیده شود.
🔴 سوم، نادیدهگرفتن دستاوردهای نظامی ایران و ترسیم چهرهای ضعیف از نظر نظامی که بدون هیچ واکنشی، زیرساختهایش در حال نابودی است. در این مقاله به ضربههای کمرشکنی که ایران به زیرساختهای آمریکا در منطقه وارد کرده، هیچ اشارهای نشده است و این تصویر، یک طرف مذاکره و توانمندیها و امکاناتش را بهکلی مخدوش و در حد مقاومت برای حفظ داشتههایش محدود میسازد که تازه در آن موفق نیست و مدام زیرساختهایش در حال نابودی است و به همین دلیل، باید هرچه سریعتر، با آمریکا به توافق برسد.
🔴 چهارم، نادیدهگرفتن جنایتهای آمریکا در کل جهان و در کل تاریخ، از جمله نسلکشی مشترکش با رژیم صهیونیستی در غزه که هنوز پیش چشم ماست و پیشنهاد اینکه ایران و آمریکا دیگر همدیگر را تروریست نخوانند. امروز همپیمانان آمریکا هم در حال محکومکردن جنایتهای جنگی و همکارینکردن با آمریکا هستند؛ اما دکتر ظریف پیشنهاد میدهد ما دیگر نگوییم آمریکا تروریست است. آمریکا با وقاحت تمام، رهبر و فرماندهان و سیاستمداران غیرغربپرست ما را بهکمک رژیم صهیونیستی ترور کردهاند؛ در مقابل، ایران متعهد شود آمریکا را تروریست نخواند.
مسئلهٔ ایران
📌«تفرقه میاندازم» پس «هستم»:
چه کسانی انسجام اجتماعی ایرانیان را نشانه گرفتهاند؟
✅ مهدی حسینزاده یزدی
کنشهای سیاسی روحانی، ظریف، آخوندی و آشنا در این چند روز اخیر، برایم بهتآور است. به عنوان مثال، حسامالدین آشنا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هر جنگ/پدیده بزرگی مانندکرونا و جنگ اوکراین در۱۰ تا ۶۰ روز اول آثار شگرفی بر بازارهای جهان و رفتار بازیگران کلیدی داشتهاست. اگر این حوادث در همین بازه زمانی، عزتمندانه حل نشود،میتواند به مساله بدخیم و بلند مدت تبدیل شود. این جنگ هم استثنا نیست؛ دلیل: تجربه تلخ لانه و دفاع مقدس».
در جنگی ظالمانه و نابرابر، در هنگامهای که دشمن کودککش و سفاک، مردم، نیروهای نظامی و انتظامی و زیرساختهای کشور را هدف گرفته است، طرح دوگانههای پوشالی و کشاندن موضوعات مرتبط با امنیت ملی به عرصۀ عمومی و کف خیابان، جز ایجاد شکاف و تفرقه چه معنایی میتواند داشته باشد؟ آیا اگر کسی ذرهای عِرق ملّی داشته باشد، حاضر است در شرایط جنگی و در وسط میدان با انسجام اجتماعی بینظیر ایرانیان بازی کند؟
بیش از یک ماه است، مردم شریف و بزرگ ایران، پس از به شهادت رسیدن رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، زن و مرد، پیر و جوان، خردسال و بزرگسال، از ادیان و مذاهب مختلف، اقوام گوناگونِ لُر، ترک، کرد، عرب، بلوچ، فارس، ترکمن و ...، با گرایشات سیاسی مختلف، با پوششهای متفاوت، هر شب به خیابانها میآیند تا اجنبی و ایادی داخلیاش فرصت عرض اندام پیدا نکنند. جالب آنجاست که هر شب شلوغتر و باشکوهتر از شب گذشته. چه فرهنگی، چه دین و آیینی و چه تمدنی پشتوانۀ حضور مردمان این سرزمیناند؟ در کجای دنیا میتوان چنین صحنۀ باشکوهی را مشاهده کرد؟
اما درباره متن آشنا و فرامتن آن چند پرسش اساسی مطرح است:
۱. بیتردید، چگونگی حل مسئلهای مانند جنگ، یک بحث تخصصی است و برای تصمیم گیری درباره آن به داده ها و اطلاعات گوناگونی در حیطههای مختلف نیاز است؛ از توان لجستیکی گرفته تا تاب آوری اقتصادی کشور. آیا جای طرح موضوعی به این اهمیت که به طور مستقیم به امنیت ملی کشور گره خورده، آن هم در زمانۀ جنگ، در ساحت عمومی است؟ ارتباطات امنیتی و غیر امنیتی این افراد بر کسی پوشیده نیست. آیا نمیتوان این مطالبات را از مسیرهای دیگری، غیر از کف خیابان پیگرفت؟ آیا درانداختن دوگانههای پوشالی مثل جنگ و صلح و میدان و دیپلماسی، جز انداختن شکاف در صفوف بههمپیوستۀ ملت، ثمر دیگری خواهد داشت؟ آیا اینها همه، دستاویزی نیست برای احیاء جریانی که مرگ خودش را در مرگ برجام دید؟ با آن همه خسارتها، فرصتسوزیها، دروغگوییها و فرانچسکوها.
۲. استدلالی که در متن با ذکر نمونهای مانند دفاع مقدس مطرح شده، تمثیل است؟ که معتبرنیست؛ استقرا است؟ که تنوع و تکثر ندارد؛ قیاس است؟ کو کبرای کلی؟ آیا موضوعاتی که ابعاد پیچیده، زمینههای کاملاً متفاوت و بازیگران و کنشگرانی غیر قابلمقایسه دارند، با وجود یک یا دو مورد تجربه مشابه، حکم یکسان پیدا میکنند؟ با چه منطقی؟
۳. دفاع مقدس هشتساله تجربۀ تلخ بود یا جنگ تحمیلی هشتساله؟ تجربۀ لانه؟ ثبّت العرش ثم انقش.
۴. پیشفرض این متن آن است که راه مذاکره و آتشبس به مثابۀ مسیری عَقلانی و عُقلایی باز است. آیا مذاکره با کسی که دو مرتبه در میانۀ مذاکرات به وطنمان تجاوز کرد، عقلایی است؟ آیا عهدنامهای جدید با کسی که به هیچ معاهدهای پایبند نیست، معقول است؟ با کسی که برجام را با آن همه حفرههایش برنتابید و از آن یکطرفه خارج شد، امیدی به پایببندی وجود دارد؟ اگر مذاکرهای شد و آتشبس یا صلحی محقق شد، آنگاه تجدید قوا کرد، پدافندش را ترمیم کرد و ... و دوباره حمله کرد، ضمانتی وجود دارد کشور توان ایستادن داشته باشد؟ اگر خدایی ناکرده، نابود شد که هیچ، اگر دوباره ایستاد و دوباره بعد از اندک زمانی دشمن طلب مذاکره کرد، چه؟ این چرخه تا کجا باید و میتواند ادامه پیدا کند؟ نفرمایید که پیشنهاد ظریف در مجله فارین افرز ضمانت را لحاظ کرده که یضحک به الثکلی.
با توجه به این مطالب، اینگونه کنشگریهای سیاسی نشانه چیست؟ آیا ابزاری است برای اردوکشی خیابانی و نشاندادن قدرت به حاکمیت؟ که به خواست الهی با هوشمندی مردم تاکنون شکست خوده است؛ یا پای احتمال دیگری مطرح است؛ مثلاً قطعهای از یک پازل کودتا؛ به این معنا که مخاطب این کنشگران داخل نیست و اساساً بازی برای خارجیها طراحی شده است. چنین کنشگریهایی به دشمن نشان میدهد که افرادی در کشور وجود دارند که اگر به قدرت برسند، در هر شرایطی مذاکره میکنند و لو بلغ ما بلغ. تنها کافی است موتور ترور دوباره روشن شود. بعید میدانم این فرض، محتمل باشد؛ به نظر میرسد دستکم تا الان، دلایل کافی برای آن وجود ندارد. شاید پای احتمال سومی در میان است. آن چیست؟!
مسئلهٔ ایران
مسئلهٔ ایران
📌 آنچه دکتر ظریف بهدرستی گفت، آنچه نگفت، آنچه نباید میگفت و تصویری که از ایران ساخت ✅ سید محسن مل
📌 آنچه دکتر ظریف بهدرستی گفت، آنچه نگفت،
آنچه نباید میگفت و تصویری که از ایران ساخت
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
📌 بخش پنجم: تصویری که از ایران ساخت
🔴 در آنچه تا به اینجا گفتیم، به متن پایبند بودیم و نکتهای فرامتنی نگفتیم. طبیعتاً در تصویرسازی، پای درک و تحلیل و تفسیر فرامتن به میان میآید؛ اما میکوشیم منصفانه به آن بپردازیم. در اینکه این مقاله بینهایت هوشمندانه تنظیم شده است، هیچ تردیدی نیست و به همین دلیل هم باید هوشمندانه و بهدور از هیجان و احساسات به مصاف آن رفت؛ وگرنه در دام آن میافتیم. در ادامه، تصویرهایی را که این مقاله در ذهن مخاطب میسازد، بررسی میکنیم.
🔴 نخست، تصویر نویسندۀ بیطرف: نویسنده هم به پیروزی ایران اشاره میکند، هم به شکست راهبرد آمریکا در این جنگ. از هر دو طرف میخواهد همدیگر را تروریست نخواند. به ایران و رژیم صهیونیستی میگوید هردو اشتباه کردید و انرژی هستهای برای شما بازدارندگی ایجاد نکرد. نویسنده برای ساختن این تصویر از خود، حاضر است ایران و آمریکا را در نسبتدادن تروریست به یکدیگر برابر ببیند و ایران و رژیم صهیونیستی را در بازدارندگی نداشتن انرژی هستهای یکسان بداند.
🔴 دوم، تصویر ایرانِ ناتوان و در حال نابودی: وقتی مقاله به پایان میرسد، مخاطب با خود میگوید ایرانی که زیرساختهایش در حال نابودی است و تنها خواسته و بزرگترین آرزویش رفع تحریمهاست، چرا نباید هرچه زودتر به این جنگ پایان بدهد؟! ایران که هیچ ضربهای به دشمن نزده است و توان چنین کاری را هم ندارد، چرا نباید هرچه زودتر این جنگ را تمام کند؟ چرا چنین تصویری شکل میگیرد؟ چون هیچ اثری از دستاوردهای نظامی ایران در این مقاله نیست و در مقابل، بارها به نابودی زیرساختها اشاره میکند. در این مقاله، آمریکا هیچ آسیبی ندیده است؛ چون ایران ناتوان است و علت پیروزی ایران هم راهبرد نادرست آمریکاست، نه قدرت ایران.
🔴 سوم، تصویر ایران احساسی و غیرعقلانی: ایران ضعیف و گرفتار در این گرداب، چرا به جنگ ادامه میدهد؟! چون صرفاً احساسی است و در پی انتقامگرفتن از دشمن تا جای ممکن است. همچنین، در پی نابودی زیرساختهای کشورهای همسایه است. گویا هیچ قوۀ عاقلهای در این کشور بهجز نویسندۀ این مقاله وجود ندارد که این بدیهیات جنگ با آمریکا را دریابد و در اولین فرصت، با توافق با آمریکا به جنگ پایان بدهد.
🔴 چهارم، تصویر آمریکای ابرقدرت: شما هیچ دادهای مبنی بر خسارتهای نجومی آمریکا در منطقه مشاهده نمیکنید؛ چون ایران توان نظامی ندارد و آمریکا فقط بهخاطر راهبرد نادرستش در جنگ، دچار مشکل شده است. آنچه آمریکا را مجبور به مذاکره میکند، فشار اقتصادی موقت پیشآمده و ناتوانیاش در تغییر رژیم در ایران است که باز علت آن در مقاله روشن نیست. فشار اقتصادی هم موقت و زودگذر است و تصویر آمریکای ابرقدرت را مخدوش نمیکند.
🔴 پنجم، جلاد و شهید در کنار هم: در جایجای متن، چنانکه در پیامهای پیشین از نظر گذراندیم، مقایسههایی به چشم میخورد که در تعارض کامل با واقعیت قرار دارد. اینکه ایران و آمریکا دیگر همدیگر را تروریست نخوانند یا انرژی هستهای برای ایران و رژیم صهیونیستی بازدارندگی نیاورد، قراردادن شهید در کنار جلاد و دیدن هردو به یک چشم است که چیزی جز تحریف واقعیت نیست. در اینجا هیچ اثری از تجاوزگری و غرامت و جنایت جنگی و... نیست!
🔴 وقتی میگوییم متن بسیار هوشمندانه تنظیم شده است، به این دلیل است که متن جزئیاتی دارد که میتوان آن را در راستای منافع ملی دانست و از آن دفاع کرد؛ چنانکه در یادداشت دوم از نظر گذراندیم؛ اما در سطح کلان، تصویری از ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی و نسبت آنها با یکدیگر ترسیم میکند که در تعارض با آن جزئیات است. هرکس به آن تصویر کلی اعتراض میکند، بلافاصله در پاسخ به او، همان جزئیات برشمرده میشود و فرد معترض به تندروی و تعصب و... متهم میشود که این مقاله اتفاقاً ایران را پیروز میدان میداند و... و چرا با دکتر ظریف دشمنی دارید. در این مجموعه یادداشت سعی کردیم این رویکرد هوشمندانۀ مقاله را با بررسی دقیق و موشکافانۀ متن و فرامتن مقاله، بهخوبی آشکار سازیم. امیدواریم به این هدف دست یافته باشیم.
مسئلهٔ ایران
📌 سازِ کوکِ شرافتِ قمصری
(بهبهانۀ نوازندگی قمصری در نیروگاه دماوند)
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 این روزها بسیاری از مردم و تحلیلگران از سکوت کرکنندۀ سلبریتیها و حتی برخی سیاستمداران، ناراحت و عصبانیاند؛ چون بسیاری از اینها بیشترین بهره را از سرمایههای عمومی کشور بردهاند و توانستهاند سرمایۀ اجتماعی و نمادین و اقتصادی چشمگیری بهخاطر امکاناتی که در اختیارشان بوده است، به دست آورند؛ اما امروز که دشمنان، قصد جان ایران را کردهاند، این افراد یا از کشور گریختهاند یا گوشۀ امنی گزیدهاند تا نه جانشان گزندی ببینند، نه ویزا و سرمایههایشان در خارج از کشور. در این بین اما هنرمندان شریفی هم هستند که وظیفۀ ایرانیبودن و البته هنرمندبودنشان را ادا کردهاند؛ چنانکه در یادداشتی اختصاصی، اثر «حسبیالله» جناب چاوشی را ستودیم.
🔴 امروز ویدئویی از جناب علی قمصری، یکی از نوازندگان و آهنگسازان طرازاول ایران دیدم که در آن اعلام میکند در پی نواختن تار در نیروگاه دماوند است تا به این وسیله بتواند از حمله به این نیروگاه جلوگیری کند. جالب اینکه او در همین ویدئوی کوتاه به این نکته اشاره میکند که هنرمندی مستقل است و سررشته و تخصصی در سیاست ندارد و فقط از موضع هنرمندی ایرانی و با هدف انجام کنشی ملیمیهنی و بهدور از هرگونه مرزبندی سیاسی قرار است دست به این اقدام نمادین بینالمللی بزند.
🔴 از قضا او با این کنش نشان میدهد بهتر از هرکسی سیاست را درک میکند که در این موقعیت، هدفی مهمتر از حفظ کیان ایران وجود ندارد و به این وسیله، شرافت و آزادگی خود را نشان میدهد که به دور از هرگونه منفعتطلبی شخصی، فقط در پی هزینه از سرمایۀ اجتماعی و نمادین خود در این راه است که در این سالها در این آبوخاک به دست آورده و امروز قرار است برای دفاع از همین آبوخاک آن را هزینه کند. شرافت هم معنایی جز این ندارد که انسان براساس ارزشهایی اصیل، از منافع شخصیاش در راه دستیافتن به اهدافی بلندتر چشم بپوشد. من تا به امروز هنر جناب قمصری را ستایش میکردم و به آن غبطه میخوردم و از امروز به شرافت او هم رشک میبرم و آن را میستایم.
مسئلهٔ ایران
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب .pdf
حجم:
185.8K
📝 پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای قائد عظیمالشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62808
📲 @rahbar_enghelab_ir
چهل روز گذشت ...
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
(فاضل نظری)
مسئلهٔ ایران
مسئلهٔ ایران
تئورسینهای ترس و تسلیم سالهاست جریانی در کشور با ادعای واقعگرایی و رویکرد علمی و غیرایدئولوژیک،
«غربپرستی، غربهراسی، تسلیم»
چرخۀ معیوب و محبوب استعمارگران
سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
این جنگ به همۀ کسانی که علوم انسانیِ غربیِ سکولار و رسانههای دشمن، قدرت دیدن و شنیدن را از آنها نگرفته است، نشان داد ما قدرت نظامی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و رسانهای جنگی تمامعیار و وجودی با غرب را داریم و میتوانیم از چنین جنگی، با وجود ضربهها و آسیبهای سنگین که اقتضای هر جنگی است و هردو طرف میزنند و میخورند، سربلند بیرون بیاییم.
بزرگترین مانع دیدن واقعیت، چرخۀ معیوب غربپرستی و غربهراسی و تسلیم است. وقتی دستاوردهای علمی و تکنولوژیک و رسانهای و... غرب، چشم کسی را پُر کند، بدون اینکه تاریخ و مبانی فکری و اخلاقی آن را بداند، عاشق غرب میشود و آن را میپرستد. طبیعی است زمانی که غرب تا به این اندازه در چشم کسی بزرگ باشد، خود را در برابر او حقیر میشمرد و از قدرت او میهراسد و در برابر فشار او تسلیم میشود.
از امروز و با تجربۀ بسیار پُرهزینۀ جنگ رمضان، دریافتیم که غربپرستی و غربهراسی، هدف مشروعی است برای نقد و رد بیوقفۀ خودباوران ایران که نه مرعوب جلوههای فریبندۀ تمدن غرب شدهاند، نه خود را در برابر آن حقیر میشمرند که با عتابوخطاب او دستانشان را بهنشانۀ تسلیم بالا ببرند؛ زیرا بهخوبی دریافتهاند که این چرخۀ معیوب، نهتنها دروغین و غیرواقعی است، بلکه سراسر، خسارتِ نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی برای ایران به همراه دارد و دقیقاً هدف استعمارگران آشکار قرنهای گذشته و استثمارگران ذهن و فکر و اندیشۀ امروز جهان است.
مسئلهٔ ایران
📌 پشتِپرده و منطق حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 این روزها دوباره بحث مذاکرۀ بین ایران و آمریکا داغِ داغ است؛ چون افزون بر حساسیتهای پیشین، در میانۀ جنگ و در آتشبس دوهفتهای انجام میشود و همه نگران تکرار دوبارۀ جنگاند. هیچکس از جزئیات این مذاکره باخبر نیست؛ اما نگاهی کوتاه به منطق و روش حاکم بر مذاکرههای اخیر این دو کشور که با همین تیمها در مذاکره حاضر شدهاند، میتواند نگاهی واقعی به ما بدهد.
🔴 دستیار دیپلماتیک وزارت امور خارجۀ عمان که مدتی طولانی از نزدیک شاهد مذاکرات ایران و آمریکا بوده است و از جزئیات این مذاکرات باخبر بوده و متنهای ردوبدلشده بین دو طرف را تنظیم میکرده است، گزارشی مفصل از این فرایند منتشر کرده است که اصل و ترجمۀ [ متن را میتوانید در اینجا مشاهده بفرمایید. با دانستن پشتپردۀ این مذاکرات، هدف و منطق و روش حاکم بر این مذاکرات را بهخوبی دریابیم و انتطارمان از مذاکرات حاضر را واقعبینانهتر میکنیم.
🔴 «از ژانویه، عمان میانجی مذاکرات غیرمستقیم بین ایالات متحده و ایران دربارهٔ برنامهٔ هستهای ایران بوده است. آمریکاییها در یک اتاق مینشستند و ایرانیها در اتاقی دیگر. من بین آنها رفتوآمد میکردم. روزهای مذاکره، میانگین ۱۴هزار قدم راه میرفتم. راهروی بین دو اتاق در مرکز کنفرانس خانهٔ اپرای سلطنتی، ۴۷ متر است. من در ماه فوریه، ۲۱۲ بار این مسیر را طی کردم.»
🔴 «ایران با صفر بودن ذخیرهسازی اورانیوم غنیشده موافقت کرد؛ نه کاهش ذخیره، بلکه صفر. آنها پذیرفتند ذخایر موجود را تا پایینترین سطح ممکن رقیق کنند. پذیرفتند آنها را به سوختی غیرقابل بازگشت تبدیل کنند. با راستیآزمایی کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با امکان دسترسی بازرسان آمریکایی، موافقت کردند. پذیرفتند «هرگز، هرگز» مواد هستهای برای بمب در اختیار نداشته باشند.»
🔴 «۲۷فوریه، ۴ بعدازظهر به وقت شرقی، رئیسجمهور ترامپ، در گفتوگو با خبرنگاران گفت از سرعت راضی نیست. ۲۸فوریه، ۶ صبح به وقت خلیج، با نوتیفیکیشنهای گوشی بیدار میشوم: ایالات متحده عملیات رزمی عمدهای را در ایران آغاز کرده است. رئیسجمهور ترامپ گفت ایران «پیشنهادهای آمریکا برای توقف تولید سلاح هستهای را رد کرده است.»
🔴 این افشاگری یکی از نزدیکترین افراد به مذاکرات، معنای دقیق استفادۀ ابزاری از مذاکرات برای فریب افکار عمومی جهان و زیادهخواهی و دروغ و فریب در مذاکره را بهروشنی آشکار میسازد؛ چنانکه این سناریو در دور گذشته نیز دقیقاً تکرار شد. این بار هم پیشنهاد آتشبس و مذاکره جز حربهای برای حملۀ وحشیانه به حزبالله، تدارک زمینههای لازم برای محاصرۀ دریایی ایران، ایجاد دودستگی در داخل ایران و افزایش فشار دیپلماتیک منطقهای بر ایران نبود. البته این حربههای نابخردانۀ دولت بیسیاست و جنگنابلد آمریکا نقش بر آب شده است و کارایی گذشته را ندارد و بهزودی به بلای جان خودش تبدیل خواهد شد.
مسئلهٔ ایران
📌 بتنهای روحیهساز
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 هر پدیدهای را میتوان از زوایای گوناگونی بررسی کرد و من بهعنوان پژوهشگر اجتماعی میکوشم به همۀ پدیدهها از زاویۀ اجتماعی بنگرم و پیامدهای اجتماعی اقدامات را بررسی کنم.
🔴 هر ملتی ترکیب منحصربهفردی از ویژگیهای فرهنگی است. ایران هم از این قاعده بیرون نیست. گویا ایرانیان بهدلیل پیشینۀ فرهنگ ایرانیاسلامیشان، از نوعی غرور و آزادگی ملی برخوردارند که تسلیمکردنشان را بسیار دشوار میسازد و اگر هم تسلیم شوند، دچار سرخوردگی بسیار شدیدی میشوند که هضم آن بسیار دشوار و زمانبر است.
🔴 دشمنان هم کموبیش این ویژگیها را دریافتهاند؛ چنانکه در کنشگری مردم در جنگ رمضان بهروشنی آشکار بود؛ پس سعی میکنند این ویژگی ایرانیان را نشانه بروند. هدف قراردادن زیرساختها افزون بر پیامدهای اقتصادی و نظامی و... پیامدهای اجتماعی هم دارد و دشمن از انجام این کار بهنوعی در پی ایجاد احساس ناتوانی در دفاع، عقبماندگی، ناامیدی، سرخوردگی، ترس و تحقیر ملی هم هست.
🔴 به این نکته، باید نقش و سهم پُررنگ رسانه در دنیای امروز و توانمندیاش در تصویرسازی از هویت جمعی را هم افزود. تصویرسازی ضرورتاً انعکاس واقعیتها نیست و بیشتر به ایجاد درک و احساس مخاطب از واقعیت مربوط میشود و واکنش او را برمیانگیزد.
🔴 با این دو مقدمه، میتوانیم نگاهی دوباره به عملیات فوری بازسازی پلهای آسیبدیده در جنگ بیندازیم که میتواند با تصویرسازی رسانهای که در پی آن میآید، چه احساسی در ایرانیان بیافریند و چه پیامی به جامعۀ ایرانی مخابره کند؟
🔴 احتمالاً پس از بمباران رسانهای و تلاش برای تحقیر ایرانیان توسط ترامپ و رسانههای دشمن، این اقدام در حد خود، میتواند پیام توانمندی و قدرت و تخصص به ایرانیان مخابره کند و احساس امید و اعتمادبهنفس اجتماعی بیافریند.
🔴 طبیعی است با چنین اقدامی، جامعۀ ایران به تهدیدهای بعدی دشمن در این زمینه، واکنش روانی متفاوتی نشان میدهد و همان روحیۀ شکستناپذیری و اعتماد و اعتقاد به جبران خسارتها بهشدت، بهبود و افزایش مییابد.
🔴 باید در این بحبوحۀ خبرهای تلخ، هرکدام از ما در هر موقعیتی که هستیم، به چنین اقدامهایی و پیامدهای مثبت اجتماعیشان بهطور ویژه توجه کنیم و بهقدر توان خود بر آنها بیفزایم.
مسئلهٔ ایران
📌 کدام ادبیات؟ کدام جنگ؟
✅ مهدی حسینزاده یزدی
دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را میتوان در قالب مفاهیم گوناگونان و به عبارتی، ادبیاتی متفاوت توصیف کرد. هدفِ از توصیف، نقشی بنیادین در تعیین چارچوب مفهومی مناسب برای توصیف دارد. به عنوان مثال، این جنگ را میتوان در قالب ادبیات راهبردی به تصویر کشید. در این قالب، مفاهیمی مانند توان موشکی، نیروی نظامی، قدرت آفندی و پدافندی، موازنۀ قوا، جنگ نیابتی، تشدید تنش و بازدارندگی اهمیت مییابند. اکنون این پرسش مطرح میشود که برای تحلیل یک جنگ یا پیشبینی نتیجۀ آن، کدام ادبیات مناسب است؟ ویژگی این ادبیات چیست؟ اساساً آیا میتوان گفت ادبیات عامی وجود دارد که برای هر جنگی مناسب و کاراست؟
🔴 در این مجال اندک، یکی از ویژگیها و شاید مهمترین ویژگی یک ادبیات یا چارچوب مفهومی مناسب، یعنی «جامعبودن» را مطرح میکنم؛ به این معنا که یک ادبیات مناسب، همۀ ابعاد و جنبههای مختلف مرتبط را درنظر میگیرد و به همه مولفهها توجه دارد. به عنوان مثال، همان ادبیات راهبردی را برمیرسم. بزرگترین مشکل این ادبیات آن است که بهگونهای فقر فرهنگی و تمدنی دارد و به تاریخ، هویت، مذهب و در یک کلمه، «معنا» بیتوجه است و تنها بازیگرانی را میبیند که کنشهایشان بر اساس عقلانیت ابزاری و بر پایۀ منافع مادی سامان میگیرد.
🔴 توضیح آنکه، سرانجام جنگهای مختلف را تنها سلاحها و کمیت و کیفیتشان تعیین نمیکند. ادبیاتی که بر اساس سلاح و لوازم آن سامان گیرد، بخشی از واقعیت و جنبههای مهمی از آن را از دست میدهد و ازاینرو، نامناسب است. یکی از مهمترین منابع قدرت در یک جنگ، بُعد سوبژکتیو (ذهنی) است که نباید در توصیفها و تحلیلها و تبیینها از آن غافل شد. ایدئولوژی، اندیشه، جهانبینی، فلسفه، دین و مقولاتی از این دست که تولید معنا کنند، گاه بیشتر از هر سلاحی در یک جنگ قدرت دارند و نادیدهانگاشتنشان خطای در تحلیل و محاسبه را به دنبال دارد. نمیتوان این قدرت را به مفاهیم کمرمق و شاید سکولاری مانند تابآوری اجتماعی تقلیل برد.
🔴 در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران کنشگرانی وجود دارند که با عقلانیت ابزاری نمیتوان کنشهایشان را تبیین کرد. برای آنان ارزشهایی متعالی وجود دارند که کنشهایشان بر اساس آن سامان میگیرد. برخی معانی، مانند شهادت، ایثار، مبارزه با استکبار و طاغوت و مقاومت به مثابه نیروی محرک فعالیتهایشان است. حافظۀ جمعی این کنشگران را وقایع خاصی در تاریخ پر کرده است که مهمترینشان، واقعۀ عاشوراست. این کنشگران رو به آسمان دارند و حرکات و سکنات خود را بر پایۀ سنن الهی جهت میدهند؛ مثلاً باور دارند که كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ. در نظر گرفتن اذن و خواست الهی در هر تصمیم و ارادهای برایشان اولویت نخست و شاید تنها اولویت را دارد. از همین عقیده، جهانبینی، فلسفه الهی و ... قدرتی به نام «مردم» در کف خیابان و «بسیج» در عرصههای گوناگون تولید میشود که حتی در محاسبات دشمن هم مغفول میماند و سه روز تبدیل میشود، سه هفته و بعد سه ماه و بعد سه سال و بعد ... .
🔴 اینجاست که ضرورت تولید ادبیاتی متفاوت که میتواند علوم اجتماعی اسلامی نام گیرد، احساس میشود. خواننده فرهیخته را دعوت میکنم به تأمل در مقاله «خوانشی دیگر از علوم اجتماعی اسلامی: ساحت مفاهیم»، منتشر شده در مجلۀ «نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان».
مسئلهٔ ایران
📌 کاسبان دیروز ترس، کاسبان امروز یأس
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 تا پیش از این، دو گروه به جامعه، ترس و وحشت تزریق میکردند. یکی گروهی که به دور از نگاه توحیدی، مرعوب ثروت و علم و تکنولوژی و... غرب غیرتوحیدی، به ویژه ابرقدرتش یعنی آمریکا بودند و تا حدی از آن میترسیدند که از خدای خالق آسمانها و زمین نمیترسیدند و چنان تهدیدهای آمریکا لرزه بر اندامشان میانداخت که از خواب و خوراک میافتادند. طبیعتاً این گروه، با هر وسیلهای، از جمله انتشار کتاب، نوشتن مقاله، توییتزدن، انتشار کلیپ و مناظرههای عمومی، ترس از غرب را به جامعه تزریق میکردند.
🔴 گروه دوم هم منافعشان در ترساندن جامعه از غرب، بهویژه آمریکا بود تا بتوانند با فشار بر افکار عمومی و جهتدادن به آن، مسئولان جامعه را مجبور کنند دستانشان را در برابر غرب بالا ببرند و در پی آن، منافع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی این گروه تأمین شود. این گروه، به هیچ قشر و صنفی در جامعه محدود نبود و از استاد و عضو هیئتعلمی دانشگاه تا روزنامهنگار و فعال اقتصادی و عضو اصناف را در بر میگرفت.
🔴 اما پس از دو جنگ وجودی در ۹ ماه اخیر، بهویژه جنگ رمضان و تقابل تمامقد ابرقدرت غرب و لات بیسروپایش با ایران و سربلند بیرونآمدن ایران از این نبرد، با وجود متحملشدن همۀ آسیبهای سخت و سنگین جانی و مالی، دیگر سکۀ ترس همچون گذشته در بازار ایران خریدار ندارد و کاسبان ترس، در همان دکانهای سابق، سکۀ یأس ضرب میکنند و با همان تکنیکهای سابق به جامعه میفروشند.
🔴 پشتوانۀ اصلی سکۀ یأس هم، خسارتهایی است که دشمن به ایران وارد کرده است، بدون درنظرگرفتن ضربههای مهلک ایران به ابرقدرت غرب و نوچههایش در منطقه و ایجاد نوعی اجماع جهانی علیه دولتهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی و تنها ماندن آنها در میدان جنگ و دیپلماسی. بیگمان، همۀ اینها دستاورد قدرت نظامی ایران در میدان است، نه مذاکره و دیپلماسی.
🔴 کاسبان امروز یأس، همان کاسبان دیروز ترساند و هدفشان بدون تغییر، استهلاک روانی جامعه و تسلیمشدن ایران در برابر خواستههای استعماری و استثماری غرب است؛ یعنی ضعیف و وابسته ماندن و فرمانبردن از غرب و شاهکلیدشان برای همۀ مشکلات هم راضیشدن آمریکا از ماست. غافل از اینکه اگر ما قرار بود مأیوس شویم، امروز تا به این اندازه قوی و نترس نبودیم؛ البته این تضمینی برای آینده نیست و باید برای زهر امروز ترس، پادزهر کارآمدتری برای فردا بسازیم و جامعه را ایمن کنیم.
مسئلهٔ ایران
📌 مذاکره در دنیای موشکها یا دنیای گفتمانها
✅ مهدی حسینزاده یزدی
دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 هر تصمیم و ارادهای وابسته به شناخت دقیق و درست است. درک مناسبات حاکم بر نظام جهانی، شرط لازم برای ترسیم مسیر آینده یک ملت محسوب میشود. شناخت دقیق و درست، شرط لازم و نه کافی انتخاب درست مسیر است. مرور ساختار قدرت در قرن بیستم و مناسبات بینالمللی و پیگیری رخدادهای معاصر، این پرسش را پیش میکشد که آیا میتوان «ظلم، تبعیض و فساد ساختاری» را ویژگی بنیادین نظم کنونی جهان دانست؟ آیا میتوان ادعا کرد که روابط کشورهای مرکز با کشورهای پیرامون بر اساس استخراج منابع، تبادل نامتوازن و سلطهجویی و در یک کلمه، چپاول سامان میگیرد؟
🔴 شواهد نشان میدهد که نظامهای هژمونیک برای حفظ منافع خود، ابزارهای نهادی و نظامی را به کار میگیرند که پیامدهای آن نابودی و لهشدن مردمان مستضعف یا مستعمره است. قحطی سالهای نچندان دور در ایران، در هنگامۀ دو جنگ جهانی و ازدسترفتن میلیونها ایرانیِ غیرنظامی که نامرتبط ترین افراد به این جنگها بودند، گواهی محکم بر این ادعاست. بهراستی، کدام درنده بر روی کرۀ خاکی حاضر میشود از همنوع خود، میلیونها بدَرَد؟ آیا گرگها با همنوعِ خود چنین میکنند؟
🔴 قرن بیستویک هم تاکنون سرنوشتی مانند قرن بیستم داشتهاست تا جایی که مجله تایم دهۀ اول این قرن را «دهۀ جهنم» نامید و آن را فاجعهبارترین دهۀ صلح برای ملتها عنوان کرد. به تعبیری که ایتزن و همکارانش در کتاب خواندی و جذاب «مسائل اجتماعی از دیدگاه انتقادی» نقل میکنند، دهۀ اول قرن بیستویک، دوران ترور، جنگ، افول طبقه متوسط، فروپاشی رویای آمریکایی و ... است.
🔴 البته این مناسبات هژمونیک در روابط میان ملل محدود نمیشود. در کشورهایی که زرقوبرقشان چشمها را مینوازد، این خشونتِ گاهی پنهان، بهروشنی فهم میشود. ایتزن و همکارانش توضیح میدهند که در آمریکا، سرزمین رویاها، خاستگاه مسائل اجتماعی توزیع قدرت و شکل اقتصاد است: «دولت، نمایندۀ بیطرف مردم نیست، بلکه در جهت خدمت به ثروتمندان است که متشکل از طبقات اجتماعی بالا و شرکتهای بزرگاند ... اقتصاد آمریکا اکنون تحت سیطرۀ شرکتهای عظیمی است که بر خلاف نظریههای کلاسیک، به جای پاسخ دادن به تقاضای بازار، آن را کنترل میکنند». گزارش مستند و دقیق و پر منبعِ ایتزن و همکارانش از فقر و تبعیض در آمریکا بهتآور است.
🔴 با توجه به این مطالب، هر گونه تعامل با چپاولگران سلطهگر و متجاوزی که به مردمان سرزمین مادریشان هم رحم نمیکنند، باید از چه منطقی پیروی کند؟ نباید فراموش کرد که شناخت دقیق مناسبات سلطه و منطق حاکم بر آن، شرط لازم برای هرگونه تعامل، خواه در قالب مذاکره یا غیرمذاکره، با غارتگر است. به نظر میرسد این شناخت ما را به این مهم رهنمون میشود که سلطهگر تنها زبان زور را میفهمد و دیگر هیچ، و به تعهدی پایبند نمیماند مگر به زور و دیگر هیچ.
مسئلهٔ ایران