eitaa logo
مسئلهٔ ایران
248 دنبال‌کننده
74 عکس
52 ویدیو
3 فایل
شناسایی، تحلیل و تبیین مسائل ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 سازِ کوکِ شرافتِ قمصری (به‌بهانۀ نوازندگی قمصری در نیروگاه دماوند) ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 این روزها بسیاری از مردم و تحلیلگران از سکوت کرکنندۀ سلبریتی‌ها و حتی برخی سیاستمداران، ناراحت و عصبانی‌اند؛ چون بسیاری از این‌ها بیشترین بهره را از سرمایه‌های عمومی کشور برده‌اند و توانسته‌اند سرمایۀ اجتماعی و نمادین و اقتصادی چشمگیری به‌خاطر امکاناتی که در اختیارشان بوده است، به دست آورند؛ اما امروز که دشمنان، قصد جان ایران را کرده‌اند، این افراد یا از کشور گریخته‌اند یا گوشۀ امنی گزیده‌اند تا نه جانشان گزندی ببینند، نه ویزا و سرمایه‌هایشان در خارج از کشور. در این بین اما هنرمندان شریفی هم هستند که وظیفۀ ایرانی‌‌بودن و البته هنرمندبودنشان را ادا کرده‌اند؛ چنان‌که در یادداشتی اختصاصی، اثر «حسبی‌‌الله» جناب چاوشی را ستودیم. 🔴 امروز ویدئویی از جناب علی قمصری، یکی از نوازندگان و آهنگسازان طرازاول ایران دیدم که در آن اعلام می‌کند در پی نواختن تار در نیروگاه دماوند است تا به این وسیله بتواند از حمله به این نیروگاه جلوگیری کند.‌ جالب اینکه او در همین ویدئوی کوتاه به این نکته اشاره می‌کند که هنرمندی مستقل است و سررشته‌ و تخصصی در سیاست ندارد و فقط از موضع هنرمندی ایرانی و با هدف انجام کنشی ملی‌میهنی و به‌دور از هرگونه مرزبندی‌ سیاسی قرار است دست به این اقدام نمادین بین‌المللی بزند. 🔴 از قضا او با این کنش نشان می‌دهد بهتر از هرکسی سیاست را درک می‌کند که در این موقعیت، هدفی مهم‌تر از حفظ کیان ایران وجود ندارد‌ و به این وسیله، شرافت و آزادگی خود را نشان می‌دهد که به دور از هرگونه منفعت‌طلبی شخصی، فقط در پی هزینه‌ از سرمایۀ اجتماعی و نمادین خود در این راه است که در این سال‌ها در این آب‌وخاک به دست آورده و امروز قرار است برای دفاع از همین آب‌وخاک آن را هزینه کند‌. شرافت هم معنایی جز این ندارد که انسان براساس ارزش‌هایی اصیل، از منافع شخصی‌اش در راه دست‌یافتن به اهدافی بلندتر چشم بپوشد. من تا به امروز هنر جناب قمصری را ستایش می‌کردم و به آن غبطه می‌خوردم و از امروز به شرافت او هم رشک می‌برم و آن را می‌ستایم. مسئلهٔ ایران
پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب .pdf
حجم: 185.8K
📝 پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای قائد عظیم‌الشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62808 📲 @rahbar_enghelab_ir
چهل روز گذشت ... انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت این‌قدر که خالی شده بعد از تو جهانم (فاضل نظری) مسئلهٔ ایران
مسئلهٔ ایران
تئورسین‌های ترس و تسلیم سال‌هاست جریانی در کشور با ادعای واقع‌گرایی و رویکرد علمی و غیرایدئولوژیک،
«غرب‌پرستی، غرب‌هراسی، تسلیم» چرخۀ معیوب و محبوب استعمارگران سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران این جنگ به همۀ کسانی که علوم انسانیِ غربیِ سکولار و رسانه‌های دشمن، قدرت دیدن و شنیدن را از آن‌ها نگرفته است، نشان داد ما قدرت نظامی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای جنگی تمام‌عیار و وجودی با غرب را داریم و می‌توانیم از چنین جنگی، با وجود ضربه‌ها و آسیب‌های سنگین که اقتضای هر جنگی است و هردو طرف می‌زنند و می‌خورند، سربلند بیرون بیاییم. بزرگ‌ترین مانع دیدن واقعیت، چرخۀ معیوب غرب‌پرستی و غرب‌هراسی و تسلیم است‌. وقتی دستاوردهای علمی و تکنولوژیک و رسانه‌ای و... غرب، چشم کسی را پُر کند، بدون اینکه تاریخ و مبانی فکری و اخلاقی آن را بداند، عاشق غرب می‌شود و آن را می‌پرستد. طبیعی است زمانی که غرب تا به این اندازه در چشم کسی بزرگ باشد، خود را در برابر او حقیر می‌شمرد و از قدرت او می‌هراسد و در برابر فشار او تسلیم می‌شود. از امروز و با تجربۀ بسیار پُرهزینۀ جنگ رمضان، دریافتیم که غرب‌پرستی و غرب‌‌هراسی، هدف مشروعی است برای نقد و رد بی‌وقفۀ خودباوران ایران که نه مرعوب جلوه‌های فریبندۀ تمدن غرب شده‌اند، نه خود را در برابر آن حقیر می‌شمرند که با عتاب‌وخطاب او دستانشان را به‌نشانۀ تسلیم بالا ببرند؛ زیرا به‌خوبی دریافته‌اند که این چرخۀ معیوب، نه‌تنها دروغین و غیرواقعی است، بلکه سراسر، خسارتِ نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی برای ایران به همراه دارد و دقیقاً هدف استعمارگران آشکار قرن‌های گذشته و استثمارگران ذهن و فکر و اندیشۀ امروز جهان است. مسئلهٔ ایران
📌 پشت‌ِپرده و منطق حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 این روزها دوباره بحث مذاکرۀ بین ایران و آمریکا داغِ داغ است؛ چون افزون بر حساسیت‌های پیشین، در میانۀ جنگ و در آتش‌بس دوهفته‌ای انجام می‌شود و همه نگران تکرار دوبارۀ جنگ‌اند. هیچ‌کس از جزئیات این مذاکره باخبر نیست؛ اما نگاهی کوتاه به منطق و روش حاکم بر مذاکره‌های اخیر این دو کشور که با همین تیم‌ها در مذاکره حاضر شده‌اند، می‌تواند نگاهی واقعی به ما بدهد. 🔴 دستیار دیپلماتیک وزارت امور خارجۀ عمان که مدتی طولانی از نزدیک شاهد مذاکرات ایران و آمریکا بوده است و از جزئیات این مذاکرات باخبر بوده و متن‌های ردوبدل‌شده بین دو طرف را تنظیم می‌کرده است، گزارشی مفصل از این فرایند منتشر کرده است که اصل و ترجمۀ [ متن را می‌توانید در اینجا مشاهده بفرمایید. با دانستن پشت‌پردۀ این مذاکرات، هدف و منطق و روش حاکم بر این مذاکرات را به‌خوبی دریابیم و انتطارمان از مذاکرات حاضر را واقع‌بینانه‌تر می‌کنیم. 🔴 «از ژانویه، عمان میانجی مذاکرات غیرمستقیم بین ایالات متحده و ایران دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران بوده است. آمریکایی‌ها در یک اتاق می‌نشستند و ایرانی‌ها در اتاقی دیگر. من بین آن‌ها رفت‌وآمد می‌کردم. روزهای مذاکره، میانگین ۱۴هزار قدم راه می‌رفتم. راهروی بین دو اتاق در مرکز کنفرانس خانهٔ اپرای سلطنتی، ۴۷ متر است. من در ماه فوریه، ۲۱۲ بار این مسیر را طی کردم.» 🔴 «ایران با صفر بودن ذخیره‌سازی اورانیوم غنی‌شده موافقت کرد؛ نه کاهش ذخیره، بلکه صفر. آن‌ها پذیرفتند ذخایر موجود را تا پایین‌ترین سطح ممکن رقیق کنند. پذیرفتند آن‌ها را به سوختی غیرقابل بازگشت تبدیل کنند. با راستی‌آزمایی کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، با امکان دسترسی بازرسان آمریکایی، موافقت کردند. پذیرفتند «هرگز، هرگز» مواد هسته‌ای برای بمب در اختیار نداشته باشند.» 🔴 «۲۷فوریه، ۴ بعدازظهر به وقت شرقی، رئیس‌جمهور ترامپ، در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت از سرعت راضی نیست. ۲۸فوریه، ۶ صبح به وقت خلیج، با نوتیفیکیشن‌های گوشی بیدار می‌شوم: ایالات متحده عملیات رزمی عمده‌ای را در ایران آغاز کرده است. رئیس‌جمهور ترامپ گفت ایران «پیشنهادهای آمریکا برای توقف تولید سلاح هسته‌ای را رد کرده است.» 🔴 این افشاگری یکی از نزدیک‌ترین افراد به مذاکرات، معنای دقیق استفادۀ ابزاری از مذاکرات برای فریب افکار عمومی جهان و زیاده‌خواهی و دروغ و فریب در مذاکره را به‌روشنی آشکار می‌سازد؛ چنان‌که این سناریو در دور گذشته نیز دقیقاً تکرار شد. این بار هم پیشنهاد آتش‌بس و مذاکره جز حربه‌ای برای حملۀ وحشیانه به حزب‌الله، تدارک زمینه‌های لازم برای محاصرۀ دریایی ایران، ایجاد دودستگی در داخل ایران و افزایش فشار دیپلماتیک منطقه‌ای بر ایران نبود. البته این حربه‌های نابخردانۀ دولت بی‌سیاست‌ و جنگ‌نابلد آمریکا نقش بر آب شده است و کارایی گذشته را ندارد و به‌زودی به بلای جان خودش تبدیل خواهد شد. مسئلهٔ ایران
📌 بتن‌های روحیه‌ساز ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 هر پدیده‌ای را می‌توان از زوایای گوناگونی بررسی کرد و من به‌عنوان پژوهشگر اجتماعی می‌کوشم به همۀ پدیده‌ها از زاویۀ اجتماعی بنگرم و پیامدهای اجتماعی اقدامات را بررسی کنم. 🔴 هر ملتی ترکیب منحصربه‌فردی از ویژگی‌های فرهنگی‌ است. ایران هم از این قاعده بیرون نیست. گویا ایرانیان به‌دلیل پیشینۀ فرهنگ ایرانی‌اسلامی‌شان، از نوعی غرور و آزادگی ملی برخوردارند که تسلیم‌کردنشان را بسیار دشوار می‌سازد و اگر هم تسلیم شوند، دچار سرخوردگی بسیار شدیدی می‌شوند که هضم آن بسیار دشوار و زمان‌بر است. 🔴 دشمنان هم کم‌وبیش این ویژگی‌ها را دریافته‌اند؛ چنان‌که در کنشگری مردم در جنگ رمضان به‌روشنی آشکار بود؛ پس سعی می‌کنند این ویژگی ایرانیان را نشانه بروند. هدف‌ قراردادن زیرساخت‌ها افزون بر پیامدهای اقتصادی و نظامی و... پیامدهای اجتماعی هم دارد و دشمن از انجام این کار به‌نوعی در پی ایجاد احساس ناتوانی در دفاع، عقب‌ماندگی، ناامیدی، سرخوردگی، ترس و تحقیر ملی هم هست. 🔴 به این نکته، باید نقش و سهم پُررنگ رسانه در دنیای امروز و توانمندی‌اش در تصویرسازی از هویت جمعی را هم افزود. تصویرسازی ضرورتاً انعکاس واقعیت‌ها نیست و بیشتر به ایجاد درک و احساس مخاطب از واقعیت مربوط می‌شود و واکنش او را برمی‌انگیزد. 🔴 با این دو مقدمه، می‌توانیم نگاهی دوباره به عملیات فوری بازسازی پل‌های آسیب‌دیده در جنگ بیندازیم که می‌تواند با تصویرسازی رسانه‌ای که در پی آن می‌آید، چه احساسی در ایرانیان بیافریند و چه پیامی به جامعۀ ایرانی مخابره کند؟ 🔴 احتمالاً پس از بمباران رسانه‌ای و تلاش برای تحقیر ایرانیان توسط ترامپ و رسانه‌های دشمن، این اقدام در حد خود، می‌تواند پیام توانمندی و قدرت و تخصص به ایرانیان مخابره کند و احساس امید و اعتمادبه‌نفس اجتماعی بیافریند. 🔴 طبیعی است با چنین اقدامی، جامعۀ ایران به تهدیدهای بعدی دشمن در این زمینه، واکنش روانی متفاوتی نشان می‌دهد و همان روحیۀ شکست‌ناپذیری و اعتماد و اعتقاد به جبران خسارت‌ها به‌شدت، بهبود و افزایش می‌یابد. 🔴 باید در این بحبوحۀ خبرهای تلخ، هرکدام از ما در هر موقعیتی که هستیم، به چنین اقدام‌هایی و پیامدهای مثبت اجتماعی‌شان به‌طور ویژه توجه کنیم و به‌قدر توان خود بر آن‌ها بیفزایم. مسئلهٔ ایران
📌 کدام ادبیات؟ کدام جنگ؟ ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را می‌توان در قالب مفاهیم گوناگونان و به عبارتی، ادبیاتی متفاوت توصیف کرد. هدفِ از توصیف، نقشی بنیادین در تعیین چارچوب مفهومی مناسب برای توصیف دارد. به عنوان مثال، این جنگ را می‌توان در قالب ادبیات راهبردی به تصویر کشید. در این قالب، مفاهیمی مانند توان موشکی، نیروی نظامی، قدرت آفندی و پدافندی، موازنۀ قوا، جنگ نیابتی، تشدید تنش و بازدارندگی اهمیت می‌یابند. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که برای تحلیل یک جنگ یا پیش‌بینی نتیجۀ آن، کدام ادبیات مناسب است؟ ویژگی این ادبیات چیست؟ اساساً آیا می‌توان گفت ادبیات عامی وجود دارد که برای هر جنگی مناسب و کاراست؟ 🔴 در این مجال اندک، یکی از ویژگی‌ها و شاید مهمترین ویژگی‌ یک ادبیات یا چارچوب مفهومی مناسب، یعنی «جامع‌بودن» را مطرح می‌کنم؛ به این معنا که یک ادبیات مناسب، همۀ ابعاد و جنبه‌های مختلف مرتبط را درنظر می‌گیرد و به همه مولفه‌ها توجه دارد. به عنوان مثال، همان ادبیات راهبردی را برمی‌رسم. بزرگ‌ترین مشکل این ادبیات آن است که به‌گونه‌ای فقر فرهنگی و تمدنی دارد و به تاریخ، هویت، مذهب و در یک کلمه، «معنا» بی‌توجه است و تنها بازیگرانی را می‌بیند که کنش‌هایشان بر اساس عقلانیت ابزاری و بر پایۀ منافع مادی سامان می‌گیرد. 🔴 توضیح آنکه، سرانجام جنگ‌های مختلف را تنها سلاح‌ها و کمیت و کیفیتشان تعیین نمی‌کند. ادبیاتی که بر اساس سلاح و لوازم آن سامان گیرد، بخشی از واقعیت و جنبه‌های مهمی از آن را از دست می‌دهد و ازاین‌رو، نامناسب است. یکی از مهمترین منابع قدرت در یک جنگ، بُعد سوبژکتیو (ذهنی) است که نباید در توصیف‌ها و تحلیل‌ها و تبیین‌ها از آن غافل شد. ایدئولوژی، اندیشه، جهان‌بینی، فلسفه، دین و مقولاتی از این دست که تولید معنا کنند، گاه بیشتر از هر سلاحی در یک جنگ قدرت دارند و نادیده‌انگاشتن‌شان خطای در تحلیل و محاسبه را به دنبال دارد. نمی‌توان این قدرت را به مفاهیم کم‌رمق و شاید سکولاری مانند تاب‌آوری اجتماعی تقلیل برد. 🔴 در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران کنشگرانی وجود دارند که با عقلانیت ابزاری نمی‌توان کنش‌هایشان را تبیین کرد. برای آنان ارزش‌هایی متعالی وجود دارند که کنش‌هایشان بر اساس آن سامان می‌گیرد. برخی معانی، مانند شهادت، ایثار، مبارزه با استکبار و طاغوت و مقاومت به مثابه نیروی محرک فعالیت‌هایشان است. حافظۀ جمعی این کنشگران را وقایع خاصی در تاریخ پر کرده است که مهمترین‌شان، واقعۀ عاشوراست. این کنشگران رو به آسمان دارند و حرکات و سکنات خود را بر پایۀ سنن الهی جهت می‌دهند؛ مثلاً باور دارند که كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ. در نظر گرفتن اذن و خواست الهی در هر تصمیم و اراده‌ای برایشان اولویت نخست و شاید تنها اولویت را دارد. از همین عقیده‌، جهان‌بینی، فلسفه‌ الهی و ... قدرتی به نام «مردم» در کف خیابان و «بسیج» در عرصه‌های گوناگون تولید می‌شود که حتی در محاسبات دشمن هم مغفول می‌ماند و سه روز تبدیل می‌شود، سه هفته و بعد سه ماه و بعد سه سال و بعد ... . 🔴 اینجاست که ضرورت تولید ادبیاتی متفاوت که می‌تواند علوم اجتماعی اسلامی نام گیرد، احساس می‌شود. خواننده فرهیخته را دعوت می‌کنم به تأمل در مقاله «خوانشی دیگر از علوم اجتماعی اسلامی: ساحت مفاهیم»، منتشر شده در مجلۀ «نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان». مسئلهٔ ایران
📌 کاسبان دیروز ترس، کاسبان امروز یأس ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 تا پیش از این، دو گروه به جامعه، ترس و وحشت تزریق می‌کردند.‌ یکی گروهی که به دور از نگاه توحیدی، مرعوب ثروت و علم و تکنولوژی و... غرب غیرتوحیدی، به ویژه ابرقدرتش یعنی آمریکا بودند و تا حدی از آن می‌ترسیدند که از خدای خالق آسمان‌ها و زمین نمی‌ترسیدند و چنان تهدیدهای آمریکا لرزه بر اندامشان می‌انداخت که از خواب و خوراک می‌افتادند. طبیعتاً این گروه، با هر وسیله‌ای، از جمله انتشار کتاب، نوشتن مقاله، توییت‌زدن، انتشار کلیپ و مناظره‌های عمومی، ترس از غرب را به جامعه تزریق می‌کردند. 🔴 گروه دوم هم منافعشان در ترساندن جامعه از غرب، به‌ویژه آمریکا بود تا بتوانند با فشار بر افکار عمومی و جهت‌دادن به آن، مسئولان جامعه را مجبور کنند دستانشان را در برابر غرب بالا ببرند و در پی آن، منافع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی این گروه تأمین شود. این گروه، به هیچ قشر و صنفی در جامعه محدود نبود و از استاد و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تا روزنامه‌نگار و فعال اقتصادی و عضو اصناف را در بر می‌گرفت. 🔴 اما پس از دو جنگ وجودی در ۹ ماه اخیر، به‌ویژه جنگ رمضان و تقابل تمام‌قد ابرقدرت غرب و لات بی‌سر‌‌وپایش با ایران و سربلند بیرون‌آمدن ایران از این نبرد، با وجود متحمل‌شدن همۀ آسیب‌های سخت و سنگین جانی و مالی، دیگر سکۀ ترس همچون گذشته در بازار ایران خریدار ندارد و کاسبان ترس، در همان دکان‌های سابق، سکۀ یأس ضرب می‌کنند و با همان تکنیک‌های سابق به جامعه می‌فروشند. 🔴 پشتوانۀ اصلی سکۀ یأس هم، خسارت‌هایی است که دشمن به ایران وارد کرده است، بدون درنظرگرفتن ضربه‌های مهلک ایران به ابرقدرت غرب و نوچه‌هایش در منطقه و ایجاد نوعی اجماع جهانی علیه دولت‌های تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی و تنها ماندن آن‌ها در میدان جنگ و دیپلماسی. بی‌گمان، همۀ این‌ها دستاورد قدرت نظامی ایران در میدان است، نه مذاکره و دیپلماسی. 🔴 کاسبان امروز یأس، همان کاسبان دیروز ترس‌اند و هدفشان بدون تغییر، استهلاک روانی جامعه و تسلیم‌شدن ایران در برابر خواسته‌های استعماری و استثماری غرب است؛ یعنی ضعیف و وابسته ماندن و فرمان‌بردن از غرب و شاه‌کلیدشان برای همۀ مشکلات هم راضی‌شدن آمریکا از ماست. غافل از اینکه اگر ما قرار بود مأیوس شویم، امروز تا به این اندازه قوی و نترس نبودیم؛ البته این تضمینی برای آینده نیست و باید برای زهر امروز ترس، پادزهر کارآمدتری برای فردا بسازیم و جامعه را ایمن کنیم. مسئلهٔ ایران
📌 مذاکره در دنیای موشک‌ها یا دنیای گفتمان‌ها ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 هر تصمیم و اراده‌ای وابسته به شناخت دقیق و درست است. درک مناسبات حاکم بر نظام جهانی، شرط لازم برای ترسیم مسیر آینده یک ملت محسوب می‌شود. شناخت دقیق و درست، شرط لازم و نه کافی انتخاب درست مسیر است. مرور ساختار قدرت در قرن بیستم و مناسبات بین‌المللی و پیگیری رخدادهای معاصر، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا می‌توان «ظلم، تبعیض و فساد ساختاری» را ویژگی بنیادین نظم کنونی جهان دانست؟ آیا می‌توان ادعا کرد که روابط کشورهای مرکز با کشورهای پیرامون بر اساس استخراج منابع، تبادل نامتوازن و سلطه‌جویی و در یک کلمه، چپاول سامان می‌گیرد؟ 🔴 شواهد نشان می‌دهد که نظام‌های هژمونیک برای حفظ منافع خود، ابزارهای نهادی و نظامی را به کار می‌گیرند که پیامدهای آن نابودی و له‌شدن مردمان مستضعف یا مستعمره است. قحطی سال‌های نچندان دور در ایران، در هنگامۀ دو جنگ جهانی و ازدست‌رفتن میلیون‌ها ایرانیِ غیرنظامی که نامرتبط ترین افراد به این جنگ‌ها بودند، گواهی محکم بر این ادعاست. به‌راستی، کدام درنده بر روی کرۀ خاکی حاضر می‌شود از هم‌نوع خود، میلیون‌ها بدَرَد؟ آیا گرگ‌ها با هم‌نوعِ خود چنین می‌کنند؟ 🔴 قرن بیست‌ویک هم تاکنون سرنوشتی مانند قرن بیستم داشته‌است تا جایی که مجله تایم دهۀ اول این قرن را «دهۀ جهنم» نامید و آن را فاجعه‌بارترین دهۀ صلح برای ملت‌ها عنوان کرد. به تعبیری که ایتزن و همکارانش در کتاب خواندی و جذاب «مسائل اجتماعی از دیدگاه انتقادی» نقل می‌کنند، دهۀ اول قرن بیست‌ویک، دوران ترور، جنگ، افول طبقه متوسط، فروپاشی رویای آمریکایی و ... است. 🔴 البته این مناسبات هژمونیک در روابط میان ملل محدود نمی‌شود. در کشورهایی که زرق‌وبرق‌شان چشم‌ها را می‌نوازد، این خشونتِ گاهی پنهان، به‌روشنی فهم می‌شود. ایتزن و همکارانش توضیح می‌دهند که در آمریکا، سرزمین رویاها، خاستگاه مسائل اجتماعی توزیع قدرت و شکل اقتصاد است: «دولت، نمایندۀ بی‌طرف مردم نیست، بلکه در جهت خدمت به ثروتمندان است که متشکل از طبقات اجتماعی بالا و شرکت‌های بزرگ‌اند ... اقتصاد آمریکا اکنون تحت سیطرۀ شرکت‌های عظیمی است که بر خلاف نظریه‌های کلاسیک، به جای پاسخ دادن به تقاضای بازار، آن را کنترل می‌کنند». گزارش مستند و دقیق و پر منبعِ ایتزن و همکارانش از فقر و تبعیض در آمریکا بهت‌آور است. 🔴 با توجه به این مطالب، هر گونه تعامل با چپاول‌گران سلطه‌گر و متجاوزی که به مردمان سرزمین مادری‌شان هم رحم نمی‌کنند، باید از چه منطقی پیروی کند؟ نباید فراموش کرد که شناخت دقیق مناسبات سلطه و منطق حاکم بر آن، شرط لازم برای هرگونه تعامل، خواه در قالب مذاکره یا غیرمذاکره، با غارتگر است. به نظر می‌رسد این شناخت ما را به این مهم رهنمون می‌شود که سلطه‌گر تنها زبان زور را می‌فهمد و دیگر هیچ، و به تعهدی پایبند نمی‌ماند مگر به زور و دیگر هیچ. مسئلهٔ ایران
📌ایران و دشمنانش؛ نبرد بر سر موازنۀ امید ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 «انسان به امید زنده است.» این گزاره را می‌توان براساس صدها پژوهش انجام‌شده در این زمینه، از نظر روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، برای فرد و جامعۀ انسانی به اثبات رساند. آشکار است که زنده‌بودن در اینجا فقط به معنای نفس‌کشیدن نیست؛ بلکه به معنای انسانی زیستن است که حرکت و پویایی و پیشرفت بخش جدایی‌ناپذیر آن به حساب می‌آید. 🔴 اگر فرد یا جامعه‌ای امید به آینده نداشته باشد؛ یعنی احساس نکند تلاش و‌ کوشش و تکاپوی او به دستاوردهای مدنظرش می‌انجامد، از حرکت باز می‌ایستد و دیگر انگیزه‌ای برایش نمی‌ماند که هدفی برگزیند و طرحی دراندازد و سختی به جان بخرد و راهی بپیماید. چنین فرد و جامعه‌ای با مرده تفاوتی ندارد و بود و نبودش برابر است. 🔴 ایران اسلامی کوشیده است افق و هدفی برگزیند و پی گیرد، جز آنچه تمدن غرب برای انسان در نظر گرفته است و با ابزارهای علمی و رسانه‌ای و نظامی و... می‌کوشد همۀ جهان را دنباله‌روی خود سازد. در این بین، ایران به‌دلیل سرمایۀ تمدنی فربه و فراوان و دینی زنده و زایند زیر بار چنین استثماری نرفته و راه دیگری برای خود برگزیده است. 🔴 طبیعی است شناکردن خلاف جهت دریای خروشان تمدن مسلط بر جهان، آن هم به‌تنهایی و در جهانی که رسانه‌ها احساسات مردم را نشانه رفته‌اند و عقل و تحلیل و منطق آن‌ها را زخمی و نیمه‌جان رها کرده‌اند، تا چه اندازه به انرژی و انگیزه و از همه مهم‌تر به امیدی استوار برای پیمودن راهی ناپیموده و رسیدن به هدفی نادیده نیاز دارد؟! 🔴 طبیعی است در اینجا دشمن مهم‌ترین عنصر، یعنی امید را نشانه می‌رود و هر لحظه می‌کوشد جامعۀ ایران را از راهی که در پیش گرفته است، ناامید سازد. گاهی با نشان‌دادن عظمت همه‌جانبه و شکوه دست‌نیافتنی‌اش، گاهی با تحقیر و اثبات ناتوانی ما، گاهی با بزرگ‌نمایی فساد، گاهی با تحقیر باورها و ارزش‌های ما و... . دشمن این روند را تا جایی ادامه می‌دهد که جامعۀ ایران از پا دربیاید و از راه باز بماند و تسلیم شود. 🔴 جنگ ما با غرب، جنگ بر سر موازنۀ امید است. ما باید موازنۀ منفی امید را مثبت کنیم و به همان اندازه و حتی بیش از آنچه به تراز تجاری و اقتصادی کشور حساسیم، به موازنه و تراز امید در جامعه حساس باشیم. باید به همان اندازه و البته کمی بیشتر که هر لحظه به جامعه ناامیدی تزریق می‌شود، برای جامعه امیدآفرینی کنیم و به هر اندازه در این موازنه عقب بمانیم و این موازنه منفی شود، از حرکت در مسیر افق و اهدافمان باز می‌مانیم و این خود، ناامیدی بیشتری در جامعه می‌آفریند و موازنه را منفی‌تر می‌کند. البته امیدآفرینی هرگز به معنای نادیده‌گرفتن خطاها و کمبودها و فسادها نیست؛ بلکه این خطای راهبردی بیشترین ناامیدی را در جامعه ایجاد می‌کند و در یادداشت دیگری بیشتر آن را بررسی کنیم. مسئلهٔ ایران
📌 فرماندهی رسانه‌ساز، دیپلماسی رسانه‌سوز ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 تهاجم به ایران اسلامی از روز ۹اسفند۱۴۰۴ تا به امروز را می‌توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد: بخش نخست، تهاجم وحشیانه در قالب حملۀ نظامی و بخش دوم، تهاجم موزیانه در قالب آتش‌بس‌. این دو بخش، شباهت‌ها و تفاوت‌های بسیاری دارند و در این متن فقط به یک تفاوت و یک شباهت می‌پردازیم. 🔴 تفاوت این دو دوره این بود که در دورۀ نخست، میدان‌دار واکنش به تهاجم دشمن، نیروهای نظامی شجاع و جان‌برکف بودند و در دورۀ دوم، دیپلمات‌های پُرکار و سخت‌کوش. شباهت هر دو دوره هم، پشتیبانی شگفت‌انگیز مردم از مدافعان ایران با حضور پرشور و پرپیام در خیابان بود. 🔴 اگر از بحث‌های زرد فضای مجازی برای متهم‌کردن نیروهای نظامی به تندروی و نیروهای دیپلماسی به کندروی چشم بپوشیم، باید به نکته‌ای جامعه‌شناختی دربارۀ ارتباط متفاوت فرماندهان و دیپلمات‌ها با مردم توجه کنیم و درس‌هایی از آن بگیریم و برای ادامۀ جنگ از آن بهره ببریم. 🔴 ارتباط فرماندهان نظامی ایران از لحظۀ نخست جنگ با عموم‌ مردم و دعوتشان به حضور در میدان، ارتباطی هماهنگ و هوشمندانه بود و هردو طرف به چنان فهم متقابلی از کنشگری هم رسیده بودند که خواستۀ همدیگر را به‌خوبی درک می‌کردند و نیاز هم را به‌درستی برآورده می‌ساختند. 🔴 اما نقطۀ آغاز این ارتباط پویا و پایا، به کنشگری سخته و سنجیدۀ فرماندهان با مردم باز می‌گشت. آن‌ها در اوج اقتدار در برابر دشمن، فروتنانه دست کمک به‌سوی مردم دراز کردند و حضور مردم را سوخت موشک‌های خود دانستند و خواستۀ خود از مردم را به‌روشنی گفتند: حضور پیوسته و یکپارچه تا پیروزی. 🔴 افزون بر این، فرماندهان به‌طور پیوسته، واقعیت‌های میدان و اهداف و توانمندی‌ها و دستاوردهایشان را با مردم در میان می‌گذاشتند و مردم افزون بر احساس یگانگی با نیروهای نظامی، با فهم دقیق و درست از میدان و با امید و ایمان به نیروهای نظامی، در خیابان حاضر می‌شدند. 🔴 اما از آغاز آتش‌بس، دیپلمات‌ها میدان‌دار دفاع از ایران شدند و ناگهان ارتباط بی‌وقفۀ مدافعان کشور با مردم حاضر در خیابان، به‌شدت دگرگون شد. برخلاف دور نخست، مردم احساس نیازی از سوی دیپلمات‌ها مشاهده نکردند و از واقعیت‌های میدان دیپلماسی بی‌خبر ماندند. طبیعی است در چنین بستری، هر روز پرسش‌ها و تردیدهای بیشتری برای مردم پیش می‌آید و دشمنان بی‌نقاب و بانقاب هم از این خلأ پیش‌آمده، بیشترین بهره را می‌برند. 🔴 این وضعیت، زمانی خطرناک‌تر می‌شود که طرف مقابل، پیوسته با توییت‌ها و مصاحبه‌هایش به افکار عمومی جهان، از جمله ایرانیان، جهت می‌دهد و با گفته‌های ضدونقیضش امکان هرگونه تحلیل روشن و فهم موقعیت را از جامعه می‌گیرد و در این بین، لحظه‌ای هم از تحقیر مردم ایران و توهین به آن‌ها دست برنمی‌دارد و با واکنش اثرگذاری هم روبه‌رو نمی‌شود و عملاً به یکه‌تاز جنگ رسانه‌ای تبدیل می‌شود و به‌راحتی بازارهای مالی را با خود همراه می‌سازد و فشارها و هزینه‌هایش در جنگ را به حداقل می‌رساند. 🔴 با اینکه از دستگاه دیپلماسی انتظار بسیار بیشتری در جنگ رسانه‌ای و مدیریت افکار عمومی نسبت به نیروهای نظامی وجود دارد؛ اما آنچه در واقعیت مشاهده می‌کنیم، متفاوت است. این ناتوانی در کنشگری کارآمد در جنگ روانی و رسانه‌ای با دشمن، کار ما را در دیپلماسی هم بسیار دشوارتر و اقدامات ما را کم‌اثرتر می‌کند و شاید دستاوردهای میدانی نظامی و امکان تبدیل آن‌ها به فرصت‌ها و امتیازهای سیاسی و دیپلماتیک را به حداقل برساند. 🔴 این هدف، به‌کمک مشاوران کارآزموده و کاربلد در حوزه‌های سیاست خارجه، رسانه‌، زبان، روان‌شناسی اجتماعی، اقتصاد و... کاملاً ممکن و دردسترس است؛ اما فرصت چندانی برای جبران این کمبود وجود ندارد و هر لحظه، هزینۀ کمرشکنی برای ایران امروز و آینده برجای می‌گذارد‌. مسئلهٔ ایران
📌 خیابان پشت میز مذاکرات: وقتی مطالبۀ مردم جواب می‌دهد ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 ایران عزیز، تجربه‌های تلخی از مذاکرات و معاهدات در قرون اخیر دارد. هنوز داغ برخی از عهدنامه‌ها و معاهدات، مانند ترکمنچای و گلستان، بر پیکره ایران باقی ‌است. پس از پیروزی مردم ایران و انقلاب شکوهمندانۀ ایران اسلامی و در دو دهۀ اخیر، سوگمندانه تجربه‌های تلخ دیگری از این جنس رخ داد. خسارت محض برجام نافرجام یکی از تلخ‌ترین خاطرات در حافظۀ جمعی ایرانیان است. البته با حضور مردم و امام‌شان ذره‌ای از خاک سرزمین مادری کم نشد، اما از شتاب پر قدرت به سمت پیشرفت و توسعه، محسوس و قلب‌گداز کاسته شد. 🔴 جریان غرب‌گرا و غرب‌پرست با وعده‌های دروغین و گره‌زدن زندگی مردم و حتی آب‌ خوردن‌شان به دست بیگانه، مسیر توسعه و پیشرفت را به سمت ناکجا آباد هدایت کرد. این جریان به جای صداقت با مردم، مسیر فریب و دورزدن شروط امام شهید انقلاب را پی‌گرفت. آن توانی که بایست صرف امتیاز گرفتن از غرب می‌شد، به خدعه با مردم گذشت و در پایان همه کاستی‌ها و نیرنگ‌ها بر سر فرانچسکو نامی خراب شد؛ دیوارکوتاهی که هیچ‌کس آن را ندید. 🔴 در طول دوران فریب، بودند نخبگانی که از کلاه گشادی که بر سر ملت می‌رفت، می‌گفتند و می‌نوشتند، اما با برچسب‌هایی مثل ضدعقلانیت، ضد توسعه، ضد مردم و ضد رفاه به خشن‌ترین وجه ممکن ترور شخصیت شدند. قرار بود این‌بار کدخدا به جای خدا بنشیند و هر که ضرورت این جایگزینی را منکر شود، جز متحجرِ منجمدِ خشک‌مغز لایق وصف دیگری نباشد. اما به‌مرور صحنه برای مردم روشن شد و آنان این تفکر را از میدان سیاست کنار گذاشتند. 🔴 اما با شهادت آیت‌الله رئیسی، دوباره تفکر غرب‌گرا فرصت تنفس پیدا کرد. دوباره قصه پرغصه مذاکرات و غض‌نظر از تذکرات امام شهید، و دوباره بدعهدی‌ها و این‌بار تجاوز و حمله در میانۀ مذاکرات. شاید این تجاوز ددمنشانه و شهادت مردمان مظلوم این سرزمین کافی بود که بساط مذاکره باشیطان برچیده شود، اما آدرس‌های غلط و تفاسیر نادرست، دوباره مسیر مذاکره را گشود. 🔴 این‌بار هم در میانه مذاکرات تجاوز و حمله صورت گرفت و در روز اول امام شهید انقلاب به همراه دخترکانش در مدرسۀ میناب پرکشید و داغی فراموش‌ناشدنی را تا روزی که ایران و اسلام هست بر دل‌ها به‌جای گذارد. 🔴 با این شهادت عظمی، صحنه برای بسیاری از مردم و نخبگان روشن ‌شد. تازه بسیاری از آنان معنای تذکرات دلسوزانه امام شهیدشان را فهمیدند. روشن شد حتی اگر کارگزاران نظام حسن نیت داشته باشند و حتی از سر خیرخواهی کاری را انجام دهند، این به معنای درستی کار نیست؛ به ویژه اگر مسئولانی باشند که دل در تمنای غرب داشته‌باشند و سعادت و غایت ملت خویش را غربی‌شدن بدانند و غایت روشنفکران‌شان احداث برج خلیفه در وسط تهران باشد. 🔴 این تجربه‌های تلخ و اندوهناک زمینۀ فهم دقیق سخنان حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب را فراهم کرد؛ آنجا که در چهلم امام شهید نوشت: «مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجۀ مذاکرات مؤثر است». مردم دانستند که حسن فاعلی، حسن فعلی نمی‌آورد. باید خود ناظر و شاهد باشند. مذاکره به هر قیمتی صواب نیست. معنای مذاکره، تسلیم و باج‌دادن نیست. امام شهیدشان به آنان آموخت که باید مطالبه‌گر باشند. دانستند که اتحاد و انسجام و وفاق به معنای سکوت و مشاهدۀ سلطه‌پذیری و سقوط و انحطاط نیست. 🔴 باید مطالبه‌گر بود، باید جهادی تبیین کرد و باید مطالبه را به خواست عمومی بدل ساخت. مردم این‌بار خود را نه شاهد مذاکرات که پشت میز مذاکرات می‌دانستند. در شبی که توئیت ناصواب و پرابهام وزیر محترم امور خارجه زده شد، به جای توجیهات بی‌مبنا و همیشگی مطالبه کردند تا جایی که مسئولین محترم دولت سریع اشتباه را تصحیح کردند. قیمت نفتی که با توئیت وزیر نزولی شد، با تصحیح سخنگوی محترم وزارت امور خارجه جان گرفت. 🔴 اما امروز، اقدام آگاهانه و شجاعانه مسئولان و نیروهای مسلح در بستن دوباره تنگه هرمز، نشان داد که به خواست الهی اشتباهات گذشته قرار نیست تکرار شود. البته این مهم شروط دارد و شاید مهم‌ترین آن حضور مردم در خیابان و پشت میز مذاکرات باشد. مسئلهٔ ایران