eitaa logo
پروفایل حسینی
703 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
718 ویدیو
29 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی، مطالب کانال کپی‌رایت ندارد ⬅️ روبیکامون https://rubika.ir/profile_ms
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘 حالا بازار شام کجاست...؟ 🔴 بازاریه در شهر دمشق(سوریه کنونی) که بقایای اون به نام بازار حمیدیه معروفه. ⚫️ نقل کردن که بعد از عاشورا، ابن زیاد خاندان حضرت سیدالشهداء (ع) رو اسیر کرد و اون‌ها رو از کوفه به شام فرستاد. 🔴 یزید دستور داد تا شهر شام رو تزئین و چراغونی کنن و اهل بیت امام حسین (ع) رو در کوچه و بازار بگردونن... ⚫️ بازار شام از جمله مکان‌هایی بود که اسرای کربلا رو از میان اون عبور دادن. زمان عبور کاروان اسیران، جمعیت زیادی برای دیدن در دو طرف بازار صف کشیده بودن... میگفتن: آی مردم ... کاروان خارجیا دارن میان... @Profile_MS
🔸 هلال بن نافع که از سربازان دشمن بود، می‌گه: من جلوی صف وایستاده بودم. دیدم امام حسین (ع) پس از خداحافظی با اهل‌بیتش، به سوی میدون میاد. 🔹 در این هنگام ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که از خیمه بیرون اومد و با قدم‌های لرزون، دوون دوون به دنبال امام حسین (ع) دوید و خودش رو به اون حضرت رسوند. 🔸 دامن حضرت رو گرفت و صدا زد: یا ابه! انظر الی فانی عطشان. بابا جان، به من بنگر، من تشنه‌ام... 🔹 سخنش آن‌چنان امام حسین (ع) رو منقلب کرد که بی‌اختیار اشک از چشمان مبارکش جاری شد. با چشمی اشک‌بار به دخترکش فرمود: الله یسقیک فانه وکیلی. دخترم، می‌دانم تشنه هستی خدا تو را سیراب می‌کند، زیرا او وکیل و پناهگاه من است. 🔸 هلال میگه: پرسیدم «این دخترک که بود و چه نسبتی با امام حسین (ع) داشت؟» به من پاسخ دادند: او رقیه (ع) دختر سه‌سالۀ امام حسین (ع) است... @Profile_MS
🔹 خبر رو به يزيد رسوندن، دستور داد سر بريده پدرش رو براش ببرن. 🔸 سر مطهر سيد‌الشهدا رو در ميان طَبَق گذاشتن و وارد خرابه كردن و مقابل اين دختر قرار دادن... 😭😭 ⚫️ تو روضه‌ها میگن: حضرت رقیه فکر کرد براش غذا آوردن، گفت: عــــمه.... من غذا نمی‌خوام عمه... من بابامو می‌خوام😭 🔴 رقیه سرپوش طبق رو كنار زد، سر مطهر سيدالشهدا رو ديد، سر رو برداشت و در آغوش كشيد. ⚫️ به پیشانی پدر بوسه زد و آه و ناله‌ش بلندتر شد... 🖤 آتیشت می‌زنه حرفای رقیه با سر بابا...😭 (روضه‌خونا معمولا عباراتی که شیخ عباس قمی در نفس المهموم از زبان رقیه خطاب به پدرش نقل کرده رو میگن:) 🔴 رقیه گفت: ❓پدر جان کی صورتت رو به خونت رنگين كرده؟ ❓پدر جان... کی رگ‌های گردنت روبريده؟ ❓پدر جان «مَن ذَالَّذي أَيتَمَني علي صِغَرِ سِنِّيِ» کی منو در كودكی يتيم كرد..؟ ❓ پدر جان يتيمت تا بزرگ بشه به کی پناه ببره؟😭😭 🖤 پدر جان كاش می‌مردم، ولی محاسنت رو خضاب شده به خونت نمی‌ديدم... 🏴 عزیزدردونه‌ی حسين(ع) اون قدر شيرين زبونی كرد... اونقده با سر بریده پدر درددل کرد، که یه دفعه دیدن دیگه صدا رقیه نمیاد😭 🏴 همه گمون كردن به خواب رفته. وقتي سراغش اومدن، دیدن رقیه از دنيا رفته...😭😭 شبانه غساله آوردن، رقیه رو غسل دادن و توی همون خرابه دفن کردن. (شرح شمع: صفحه 310 - نفس المهموم456 -الدمع الساكه141) @Profile_MS
یه مداحی میخام براتون بفرستم، مخصوص امشبه. انقدرررر دنبالش گشتم خیلی خیلی خیلی دلیه... تو اینترنت هم راحت پیداش نمی‌کنید. یعنی منکه آخرش از سی دی های قدیمی پیداش کردم. با جون و دل و حال خوب بهش گوش بدید. اشکی جاری شد، ماروهم دعا کنید...
(3) - 6KHAZAI.mp3
زمان: حجم: 8.5M
تو خرابه تک و تنها، دختری شبیه زهرا...😭😭 @Profile_MS
آشفتہ‌ام چو پیرغلامے ڪہ از غمتـ یڪ عمرگریہ ڪرد ولے ڪربلانرفتـ ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
میگه: بر سر نی، زلف رها کرده‌ای با جگر شیعه چه‌ها کرده‌ای... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
شام ‌را ‌ویران ‌ڪرده با‌ ناݪه‌ی: ‌بابا‌... بیا..‌.‌.💔 ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
ز خانه‌ها همه بوی طعام‌ می‌آید ولی به جان تو بابا، گرسنه خوابیدم😭 (ع) ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
نمازامو خوندم ولے قنوت می‌گرفتم (چطوری خانوم؟؟؟ ) .... 😭 ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🖤 وسط روضه یکی گفت به گوش پدرم خوش به حال پدری که پسرش سینه‌زن است... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS