زندگی یه جوری سر شوخی رو باز کرده که ادم مجبور میشه به "نکنه برام طلسم گرفتن" فکر کنه
نمیدونم ولی به نظرم جالبه که توی کریتون، افلاطون (از زبون سقراط) علاوه بر اشاره به تابعیت از قوانین، به وطن دوستی عقلانی و وظیفه محور هم اشاره میکنه. اینکه انسان هم عقلا و هم اخلاقا موظف به رعایت قوانینِ جاییه که اونو رشد داده. حتی اگر اون قوانین ناعادلانه باشن و باعث مرگش بشن بازم حاضر نیست اونهارو زیر پا بزاره و به وطنش وفادار میمونه