🍢 فرض کن مسئول سیخ زدن جوجههای مهمونی شدی 😅
یه ظرف جلوته که توش ۱۰ تیکه گوشت خوابیده و دارن نگات میکنن…
میگی خب شروع کنیم 👨🍳
تکه اول → بزن به سیخ
تکه دوم → بزن به سیخ
تکه سوم → بزن به سیخ
همینجوری ادامه میدی…
تا آخرین تیکه که میره روی سیخ 😎
درواقع تو توی ذهنت یه دستور ساده داری:
«هر وقت یه تیکه گوشت دیدی → بندازش روی سیخ» 🔁
دقیقاً همون کاری که توی برنامهنویسی هم انجام میدیم…
یه دستور میدیم، و اون دستور برای همه تکرار میشه.
🧠 حالا مغزت دقیقاً چی داره میفهمه؟
تصور کن یه لیست از تکههای گوشت داری جلوت. 🍗
کاری که میخوای انجام بدی هم مشخصه:
برای هر تکهای که توی ظرف هست
یه کار ثابت انجام بدی…
👉 برداریش
👉 بزنی به سیخ
یعنی ذهنت داره اینو میگه:
«هر چیزی که توی این لیست بود → همون کار تکراری رو انجام بده» 🔁
دقیقاً همین طرز فکر، پایهی یکی از مهمترین ایدههای برنامهنویسیه.
اینم از کد حلقه for برای این مثال:
for piece in meat_pieces:
skewer.add(piece)
خب تا اینجایی که دیدی
اون قسمت خشک و منطقیِ برنامهنویسی بود 🤓‼️
اما برنامهنویسی فقط این نیست…
یه بخشهایی داره که وقتی ببینیش
میگی: «وای… اینو واقعاً میشه ساخت؟!» 😳⚡️
ولی قبلش باید تست آخر رو انجام بدی.
مثلاً همین مثالی که گفتیم رو یادت هست؟ 🍢
ظرفی که توش چند تکه گوشت بود و باید
دونهدونه بزنی به سیخ.
حالا سؤال تست:
اگه توی ظرف ۲۰ تکه گوشت باشه
به نظرت باید چیکار کنیم؟ 🤔
🔽 جوابو بفرست ببینم حواست به آموزش بوده یا نه.
👇👇👇
@mohsenmodhej_admin
شغل برنامه نویسی برای جنگ و پساجنگ
خب تا اینجایی که دیدی اون قسمت خشک و منطقیِ برنامهنویسی بود 🤓‼️ اما برنامهنویسی فقط این نیست…
❌فقط و فقط ❌
نیم ساعت فرصت میدم، اگر خوندین آموزش هارو و فرستادین جواب سوال رو آموزش رو ادامه
بذار یه مثال ساده بزنم 👇
فرض کن وارد یه رستوران میشی…
قبل از اینکه حتی غذا رو بچشی، چی توجهت رو جلب میکنه؟
دکور قشنگ رستوران…
رنگ میز و صندلیها…
طراحی منو…
نورپردازی فضا…
یا وقتی یه اپلیکیشن رو باز میکنی،
اگه دکمهها خوشرنگ باشن،
جاشون درست چیده شده باشه
و همه چیز مرتب باشه، حس خوبی میگیری، نه؟ ✨
اگه تو هم جزو اون آدمهایی هستی که
به ظاهر، رنگها و چیدمان خیلی دقت میکنی…
احتمالاً از فرانتاند خیلی خوشت میاد 😎
چون کار فرانتاند دقیقاً همینه:
اینکه ظاهر سایت یا اپ رو طوری طراحی کنه که
کاربر وقتی واردش میشه بگه:
«وای… چقدر قشنگ و راحت بود!» 🚀
یه مدل آدم دیگه هم هست 👀
وقتی میره رستوران،
به دکور و رنگها کاری نداره…
بیشتر با خودش میگه:
«سفارشها این پشت چطوری مدیریت میشن؟» 🤔
یا وقتی یه اپ باز میکنه،
کنجکاوه بدونه اطلاعات کجا ذخیره میشه
و پرداختها چطوری انجام میشه. 💳
اگه تو هم اینجوری فکر میکنی
احتمالاً ذهنت **بکاندی**ه! 😎
چون بکاند یعنی
مدیریت همه اتفاقهایی که
پشت صحنه میافته. ⚙️
تا حالا این حسِ لعنتی رو داشتی که توی شغلت جایِ تو نیست؟ 🤔
نه بهخاطر حقوق یا همکارا…
فقط چون حس میکنی «خودت» نیستی!
وقتی کارت با شخصیتت هماهنگ نباشه،
هر روزت میشه یه جنگ روانی 🧠⚔️
📍 آدم درونگرا توی هیاهو و شلوغی، خاموش میشه 🔇
📍 آدم برونگرا توی انزوا و تنهایی، پژمرده میشه 🌫️
شغل فقط منبع درآمد نیست… 💼
باید با روحت همفرکانس باشه. ✨
اگه میخوای بدونی کدوم مسیر برنامهنویسی
با شخصیت تو همفرکانسه،
مطالب بعدیمم ول نکن👇👇👇