😔😔😔😔
من از بیگانگان هرگز ننالم...
🔻 متاسفانه، متاسفانه و متاسفانه بعضیا با نام انقلابیگری و ولایتمداری تا میتوانند دارند بذر تردید و بدگمانی و اختلاف را در دل مردم میکارند و آبیاری میکنند!!!
عجب صبری خدا دارد...😔
https://eitaa.com/s_a_razavi/28742
🔴🔴🔴ارجاع به مطالب مرتبط قبلی:
مطلب تشریحی و پاسخ به شبهه حول تصویر فوق:
https://eitaa.com/progress2/34390
🔴🔴🔴رسانه امام شهیدمان تبیین می کند:
🔹️ در چنین شرایط خطیری که جنگ وارد مراحل جدیدی شده و برای پیروزی بر این دشمن خبیث، وحدت ملی مهمترین سلاح و عامل ایران است، بیش از آنکه توطئهها و برنامههای دشمن تهدیدآمیز باشد، «#اختلافات پوچ سیاسی» و «#برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی»، خطرناک و تهدیدکننده است. این برجستهسازیهای نادرست در ادامه به تجزیه اجتماعی منجر شده و چنان خطرناک است که میتواند دشمن شکستخورده و در گلگیرکرده در میدان نظامی را به طرف پیروز نبرد تبدیل کند:
https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/512
🔴صحبتهای تبیینی استاد دکتر حداد عادل :
https://eitaa.com/progress2/34016
🔴صوت سخنان دکتر مهدی محمدی:
https://eitaa.com/mohammadi61/967
🔴چکیده سخنان آقای محمدی با پی نوشتی از حقیر در تشریح وضعیت میدان و انذار هموطنانی که تحلیل هایی ارائه می دهند که در قضیه جنگ و تنگه هرمز ما کم کاری کردیم و پابست مذاکره بودیم و....:
https://eitaa.com/progress2/34419
https://eitaa.com/progress2/34418
🇮🇷@progress2
🔴🔴🔴پاسخ به شبهات حول قطع و رفع انسداد اینترنت:
https://eitaa.com/progress2/34182
https://eitaa.com/progress2/34183
https://eitaa.com/progress2/34184
https://eitaa.com/progress2/34185
🔻نقشه فقهی مذاکرات؛ از گِرَند استراتژی تا تاکتیکهای میدانی
🖊محمدعلی رنجبر
هرگاه سخن از مذاکره به میان میآید، برخی آن را در برابر مقاومت و میدان قرار میدهند؛ گویی میان دیپلماسی و مبارزه نسبت تضاد وجود دارد. در حالی که سیره نبوی و منطق قرآن، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میکند.
یکی از درخشانترین نمونههای تاریخ اسلام، مأموریت حضرت جعفر بن ابیطالب(ع) در حبشه است. جعفر طیار در حالی که مسلمانان تحت فشار شدید مشرکان بودند، با بهرهگیری از گفتوگو، استدلال و دیپلماسی توانست پادشاه حبشه و فضای سیاسی آن سرزمین را با جبهه اسلام همراه سازد. نقل شده است که روز فتح خیبر توسط حیدر کرار(ع) و بازگشت فاتحانه جعفر از مأموریت حبشه مقارن شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: نمیدانم از کدامیک بیشتر خوشحال باشم؛ از فتح خیبر یا از بازگشت جعفر. این تعبیر نشان میدهد که در منظومه اسلامی، دیپلماسی و میدان دو مسیر متعارض نیستند، بلکه دو بازوی مکمل برای پیشبرد اهداف امت اسلامیاند.
در منطق اسلام، گفتوگو، دعوت، احتجاج، مناظره و تعامل، ابزارهایی مشروع برای همراهسازی انسانها و پیشبرد مبارزه حق علیه باطل هستند. اما نکته مهمتر آن است که قرآن کریم میان «هدف ثابت» و «روشهای متغیر» تفکیک قائل میشود.
قرآن یک گرند استراتژی ثابت را ترسیم میکند: غلبه جبهه حق، دفع سلطه باطل و تأمین عزت مؤمنان. اما برای رسیدن به این مقصد، مجموعهای متنوع از تاکتیکها را در اختیار جامعه اسلامی قرار میدهد.
در جایی سخن از نبرد قاطع با دشمن متجاوز است؛ آنجا که میفرماید: «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ...»؛ یعنی هنگامی که میدان نبرد فرا رسیده و شرایط اقتضا میکند، باید دشمن را چنان تحت فشار قرار داد که توان ادامه تهاجم را از دست بدهد.
اما در آیهای دیگر، قرآن از ممنوعیت فرار از میدان سخن میگوید و در عین حال یک استثنای مهم را نیز بیان میکند: «إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَى فِئَةٍ». یعنی عقبنشینی تاکتیکی، تجدید سازمان، تغییر آرایش یا پیوستن به نیرویی دیگر برای تقویت جبهه اسلام نه تنها مجاز، بلکه بخشی از منطق جنگ هوشمندانه است.
همین منطق را میتوان در صلح حدیبیه مشاهده کرد؛ توافقی که در ظاهر امتیازاتی به دشمن میداد اما در عمل زمینهساز بزرگترین فتوحات اسلام شد. همچنین در صلح امام حسن مجتبی(ع) که حفظ اصل جبهه حق و جلوگیری از استحاله کامل آن، اقتضای اتخاذ راهبردی متفاوت را ایجاب میکرد.
قرآن حتی در برابر دشمن در حال جنگ نیز باب صلح را مسدود نمیکند: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا». اگر طرف مقابل به سمت صلح و توافق گرایش پیدا کرد، جامعه اسلامی نیز میتواند وارد این مسیر شود. البته قرآن واقعبین است و احتمال فریب را نیز نادیده نمیگیرد؛ از همین رو بلافاصله هشدار میدهد: «وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ».
از سوی دیگر، اگر روشن شد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نیست و پیمان را نقض میکند، قرآن راهکار دیگری ارائه میدهد: «فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ». یعنی پایان دادن شفاف و علنی به توافق و بازگشت به وضعیت جدید.
بنابراین قرآن نه نسخهای تکبعدی از جنگ ارائه میکند و نه نسخهای تکبعدی از مذاکره. آنچه قرآن عرضه میکند، یک بسته کامل از تاکتیکهاست؛ از مقاومت و نبرد گرفته تا صلح، مذاکره، عقبنشینی تاکتیکی، اتمام حجت، فسخ توافق و مدیریت هوشمندانه صحنه نبرد.
آنچه ثابت است، اهداف و اصول است؛ اما آنچه متغیر است، تاکتیکها و شیوههای تحقق آن اهداف است.
از همین رو تعیین اینکه در هر مقطع زمانی کدام تاکتیک باید انتخاب شود، بر عهده ولیّ امر مسلمین است؛ کسی که علاوه بر شناخت اصول ثابت، موظف به بهرهگیری از خرد جمعی و مشورت با خبرگان و متخصصان نیز هست: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ».
در نتیجه، از منظر فقه سیاسی اسلام، مذاکره نه یک ارزش مطلق است و نه یک ضد ارزش مطلق؛ بلکه ابزاری در کنار سایر ابزارها برای پیشبرد اهداف جبهه حق است. همانگونه که میدان بدون دیپلماسی ممکن است دستاوردهای خود را تثبیت نکند، دیپلماسی بدون پشتوانه میدان نیز غالباً به نتیجه نخواهد رسید. هنر حکمرانی اسلامی آن است که در هر زمان، متناسب با شرایط، بهترین تاکتیک را در خدمت راهبرد ثابت اسلام به کار گیرد.
https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/12105
🔴🔴🔴ارجاع به مطالب مهم قبل:
🔴🔴🔴پاسخ به شبهات حول مذاکرات:
https://eitaa.com/progress2/34117
https://eitaa.com/progress2/34434
بر همین اساس، کسانی که اصل مذاکره را زیر سؤال میبرند و هرگونه گفتوگو، توافق یا تعامل سیاسی را ذاتاً مساوی با خیانت، سازش و عدول از آرمانها قلمداد میکنند، با نهایت تأسف باید گفت به منظومه جامع و چندلایه قرآن کریم توجه کافی ندارند. قرآن نه «تسلیم مطلق» را تجویز میکند و نه «مقابله یکبعدی» را؛ بلکه مجموعهای از راهبردها و تاکتیکهای متنوع را در اختیار جبهه حق قرار میدهد تا در پرتو هدایت ولیّ امر و تشخیص شرایط، بهترین مسیر برای تحقق اهداف اسلام انتخاب شود.
https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/12106
نکته دیگری که نباید از آن
غفلت کرد این است که رهبر انقلاب هیچگاه مذاکره را از حیث ماهیت، عملی حرام یا ذاتاً خیانتآمیز معرفی نکردهاند. آنچه ایشان بارها مورد تأکید قرار دادهاند، بیاعتمادی به دولت آمریکا، عهدشکنی مکرر آن و بیفایده بودن یا زیانبار بودن برخی مذاکرات در شرایط خاص بوده است.
اگر مذاکره فینفسه ممنوع بود، اساساً امکان طرح آن در دستگاه تصمیمگیری جمهوری اسلامی وجود نداشت. حال آنکه در مقاطع مختلف، جمهوری اسلامی با هدایت و نظارت رهبری، اشکال گوناگونی از گفتوگو، مذاکره، تبادل پیام، توافق و چانهزنی سیاسی را در دستور کار قرار داده است.
واقعیت آن است که در منطق رهبر انقلاب، مذاکره به معنای تسلیم شدن نیست؛ بلکه بخشی از فرایند تقابل و پیشبرد منافع ملی و اسلامی است. به تعبیر دیگر، مذاکره یک میدان از میدانهای مبارزه است؛ همانگونه که عرصه نظامی، اقتصادی، رسانهای و فرهنگی میدانهای دیگر این مبارزهاند.
از همین رو، ممکن است در یک مقطع زمانی، ورود به مذاکره به مصلحت نباشد و «بنبست» تلقی شود، و در مقطع دیگری، به اقتضای شرایط، نظام اسلامی استفاده از همین ابزار را برای آزمودن طرف مقابل، اتمام حجت، مدیریت صحنه بینالمللی، خنثیسازی تبلیغات دشمن یا تأمین منافع کشور ضروری بداند.
بنابراین، نزاع اصلی در اندیشه سیاسی اسلام میان «مذاکره» و «عدم مذاکره» نیست؛ بلکه میان «مذاکره هوشمندانه و عزتمندانه» و «مذاکره منفعلانه و خسارتبار» است. تشخیص این موضوع نیز بر عهده رهبری و دستگاه محاسباتی نظام اسلامی است، نه سلایق فردی و جناحی.
بر همین اساس، نمیتوان از برخی بیانات ناظر به یک شرایط خاص چنین نتیجه گرفت که اصل مذاکره همواره و در همه شرایط مردود است؛ همانگونه که نمیتوان از مشروعیت اصل مذاکره نتیجه گرفت که هر مذاکرهای در هر زمان و با هر شرایطی مطلوب و مفید است. معیار، مصلحت جبهه اسلام و تشخیص ولیّ امر مسلمین است.
https://eitaa.com/Binesh_Rahbordi/12107
🔴🔴🔴ارجاع به مطالب مهم قبل:
🔴🔴🔴پاسخ به شبهات حول مذاکرات:
https://eitaa.com/progress2/34117