دیروز زمانی که تو شلوغ ترین حالت ممکن بودیم، یه خانوم مشکوک اومد که شوهرم بهم علامت داد حواست بهش باشه
بعد همکارم دویید اومد پیشم گفت این خانومه همونیه که سری پیش دستمو بوس کرد😂
گفتم ینی چی؟😐
گفت اومدم کارتشو بگیرم حساب کنم، گفت وای من چقدر ازت خوشم اومده دستمو گرفت ماچ کرد🗿🤣
بعد من همینجوری دنبالش میرفتم حواسم بهش بود. وقتی داشت جانماز نگاه میکرد شروع کرد به حرف زدن
گفت اره چقد فروشگاهتون خوبه چقدر انرژیتون رو دوست دارم
یه دستی هم به شونم کشید (که من تجربه همکارم یادم افتاد خواستم فرار کنم😂)
گفتم مرسی و اینا
گفت یه چیزی خواستم ازتون بپرسم؛
من خیلی وقتا تو خونه که هستم یه چیزی رو میذارم رو میز مثلا، میرم و برمیگردم میبینم نیست😃
مثلا یه بار کاهو تو خونم گم شد😀
به نظرتون جنه؟😃😃😃😃😃
من همینجوری (😃) گفتم چی بگم والا لابد یکی داره سر به سرتون میذاره
گفت نه من تنها زندگی میکنم😀