ولی انگار دوستیمون بیشتر از رو عادته
۶ سال و نیمه که همدیگه رو میشناسیم
و سه سال و نیمه که دوست نزدیکیم
همون موقع هم میدونستم ما آدمای هم نیستیم
ولی باهم بودیم
انگار بودن ما کنار هم ضروری بود
نزدیک ترین دوستمه
شاید چتامون بیشتر از بقیه طول بکشه
شاید تو دورهمی اومدنام بستگی به این داشته باشه که اونم باشه یا نه
شاید خیلی چیزا رو راجبم بدونه
ولی قطعا همه چیز رو نمیدونه
نزدیک ترین دوستمه ولی یه سری دیگه از دوستام یه چیزایی از من میدونن که اون نمیدونه و ترجیح هم میدم که هیچ وقت ندونه
سوگند (약속)
نزدیک ترین دوستمه شاید چتامون بیشتر از بقیه طول بکشه شاید تو دورهمی اومدنام بستگی به این داشته باشه
شایدم اقتضای سنیمه
از یه جایی به بعد انگار میفهمی صمیمی بودن به این معنی نیست که همه چی رو برای هم تعریف کنین
هر چقدرم دونفر با هم صمیمی و نزدیک باشن بازم باید یه حد و فاصله ای بین خودشون بذارن