#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
امیدوارم اذیتت نکنم.. چطور فهمیدی که آمادگی ازدواج و تشکیل یه خانواده برای خودت رو داری؟ و اینکه چطور تونستی به همسرت به عنوان شریک زندگیت اعتماد کنی؟.چطور فهمیدی آدم درستیه؟ میدونی حقیقتا ذهنم خیلی درگیره، همه اتفاقا دارن پشت سر هم میوفتن. معمولا اینطوریه... ممنون میشم اگه راهنماییم کنی و اگه بنظرت کتابی به دردم میخوره معرفی کنی. راستی حس میکنم بخشی از مشغله ذهنیت بخاطر نامزدیته..هوم؟ دوران بین مجردی محض و متأهلی محض، شاید بشه اینطور توصیفش کرد. میخواستم بگم اکثر دوستا و آشناهام که تو این دورانن / بودن حس و حال تو رو داشتن/ دارن. طبیعیه.. بعد از اینکه واقعا رفتی سر خونه زندگیت درست میشه، امیدوارم زودتر از این بلاتکلیفی دربیای♡
عام خب اولا خودم حسش میکردم که میتونم از پس زندگی بربیام. همین الان خیلی از دوستا و آشناهای همسنمو میبینم که میگن من آمادگی ازدواج رو تو خودم نمیبینم و الان دلم نمیخواد درگیرش بشم.
من اینجوری نبودم. از مدت ها قبل ازدواجم میدیدم که میخوام وارد زندگی متاهلی باشم و میتونم.
درکنار خواستن چندتا بلوغ هست که باید برای ازدواج بهشون رسیده باشی و اونا رو هم با فکر کردن خودم هم حرف زدن با مامانم حس کردم بهشون رسیدم.(بلوغ جنسی، بلوغ فکری، بلوغ عاطفی، بلوغ اجتماعی، بلوغ اقتصادی، بلوغ اخلاقی)
درمورد سوال دومت؛ با دوماه و نیم رفت و آمد و تحقیقات و مشورت مفید با آدما و تصمیم گیری عاقلانه نه احساسی.
من مراحل خواستگاریمو تو یه ناشناس دیگه گفته بودم که الان بعد این پیام دوباره ریپلایش میکنم. بالاخره تو این رفت و آمدا ما باهم حرف میزدیم و من دیدم همسرم و خانوادشون بیشترین تطابق با معیارهام رو داره. حتی تو خیلی چیزای ریز دیدم تفاهم داریم.
اگه تو هم الان وسط پروسه خواستگاری و تصمیم گیری و اینایی، این همه یهو تند تند اتفاق افتادن همه چیز طبیعیه. منم که از قبل میخواستم ازدواج کنم وقتی هر جلسه جلوتر میرفت بیشتر میگرخیدم😀 آدم یهو به خودش میاد میبینه سر سفره عقده😀😀 ولی مهم اینه با وجود این استرس و بهم ریختگی ذهنی تصمیم یهویی و احساسی نگیری و به همه جوانب فکر کنی. و در کنارش حتماااااا دعای توسل و نماز استخاره(طلب خیر) رو بخون. سرچ کنی میاره. دو رکعت نمازه با یه دعای کوچولو بعدش.
کتابایی که میشناسم هم ریپلای میکنم.
من درواقع درگیریم به خاطر کاراییه که جلو نمیرن. بازم ممنون💜💜✨
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
یکی از آرزو هام اینه که از اصفهان بیام تهران ببینمت 🥲🥲🥲 از بس که خوش اخلاق و کیوتی 🥲
#z.m
وای نه🥲 کیوتی از خودته🥲🥲💜💜
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/8584943/13302
وای اینجا ما از سرما نمیدونیم چیکار کنیم 😂😂یعنی سرد نیستا ، هوا یجوری خنکه که آدم سردش میشه
#z.m
خوش به حالتون😭
البته اینجام فعلا شباش خوبه اما سر ظهر که میشه آدم میخواد بمیره😩😩
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
اه لعنت به امتحانااااتتتت
#یک_عدد_بیکار
من امتحانام شروع نشده وگرنه ثانیه به ثانیه کانال غر بود
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
هدی اصلا نمیتونم با خانواده ام کنار بیام .... هر چی بزرگتر میشم بیشتر احساس میکنم درکم نمیکنن🥲
#z.m
فکر کنم همه تو سنای نوجوونی این احساسا رو دارن منم گه گاهی این فکرو میکنم😀
ولی شاید مامان بابات اون احساساتی که تو داری رو متوجه نشن ولی هیچکس اندازه خانواده مشتاق شادی و خوشبختی و زندگی سالم بچشون نیستن
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
یه سریال کره ای که بشه با خانواده دید؟😂🥲
#z.m
من هر سریالی بگم بالاخره دو سه تا صحنه داره😀
با توجه به پیام قبلیت من مینی سریال نوجوانان یا یک نوجوان (a teen) یادم افتاد. درباره مشکلات و دغدغه های نوجوونا توی سن دبیرستانه. شاید این سریال باعث شه خانوادت بهتر احساسات و درگیری های تو رو متوجه بشن. ولی با سانسور ببین😀 دوتا فصل داره که هر فصل یه دونه صحنه داره
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/promisee2/569
چه خوب ، ممنونم💕😍
خواهش میکنم💜✨
خانواده سوگند
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند یه سریال کره ای که بشه با خانواده دید؟😂🥲 #z.m من هر سریالی بگم بالاخ
فصل دومش درگیری های سال آخر دبیرستان و آزمون ورود به دانشگاس.
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
هدی نترس حتی اگه گربهه جن باشه اشکال نداره به هر حال اونهم خدا آفریده نباید بترسی
پ. ن:خودمم تازه عروسک قدیمیمو دیدم چشاش ترسناک بود انگار داشت بهم نگاه میکرد نکنه یه روح تسخیرش کرده باشه
#یک_عدد_بیکار
مرسی که قوت قلب میدی😂💜
من فکر جن زیاد میکنم ولی الان فکر جن نیستم. بیشتر به فکر دزد و قاتلم😀 فیلمی هم که تو اینستا دیدم هم جن نبود. یه قاتلی متجاوزی چیزی بود که داشت یه زنه رو دنبال میکرد