eitaa logo
^تاسیان^
106 دنبال‌کننده
121 عکس
71 ویدیو
0 فایل
«تاسیان: پژواکِ سکوتِ ابدی.» «هم‌نشینانِ سایه‌ها؛ میراثِ نجوای فراموش‌شده.»
مشاهده در ایتا
دانلود
بَر سرش چتر گِرفتم دیدم ؛ او خودش باران بود ... !
به آغوش که می‌توان پناه برد وقتی از تمام جهان رنجیده ای؟
زیر باران ڪه به من زل بزنی خواهی دید فن تشخیص نم از چهره‌ی گریان سخت است...
روزها با فکر او دیوانه ام شب بیشتر هر دو دلتنگ همیم اما من اغلب بیش تر باد می گوید که او آشفته گیسو دیدنیست شانه می گوید که با موی مرتب بیشتر
این آخرین جمعه ی تابستون بود؟؟؟؟ جدا؟؟؟؟؟
آرزویی محال است دیدن دوباره ی او حسرتی تماشایی است خندیدن او
و اما اگر زمان مرگم فرا رسید و همدیگر را ندیدیم..... بدان من دیدن تو را بسیار آرزو کردم🙂❤️‍🩹
‍        شبيہ عشق ممنوعے، درون سينه‌اے حبسم        من آن احساس پنهانم ڪہ از ابراز می‌ترسم
کودتا کردی و رفتی و من اعدام شدم لشکر خاطره ها گوش به فرمان تو بود
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد ماه من! بس کن ندیدن‌های بی‌اندازه را دل فرو می‌ریزد و تنها تماشا می‌کنم مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را