هدایت شده از دریای سکون | آموزش متفاوت هوش مصنوعی
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بغض گلومو فشرده
از دوراهی عجیبی که اسلام جلوی پام گذاشته
اين که ذوق شهادت رو باید بزارم کنار و منتظر محرم باشم و محرم رو ببینم😭
.
یا ندیدن محرم رو بر ذوق شهادت ترجیح بدم
.
این کلیپ دلی رو با اشک تقدیمتون می کنم.
اگه دلتون شکست
برای آسمونی شدن من و جانموندن از قافله هم دعا کنید
.
|• دریای سکون
✨️⃢⃟🐬 @Sea_of_tranquility
خب دوستان
چند تا از متن های زیبای عزیزان هنرمند در #سرای_اهل_قلم_میبد را تقدیم می کنم
#اختصاصی_جهادعلمی
چندی است میخواهم بنویسم ، اما تا قلم بر کاغذ میفشارم و تاریخ میزنم مابقی خطوط را نمیتوانم پر کنم ، الان قریب به ده برگهی خالی در دفتر خاطرات روزانهام دارم ...
جنگ واژهای نبود و نیست که بخواهم برایش قلم فرسایی کنم ، راستش را بخواهید کمی هم میترسم ، حتی از شنیدن نامش هم واهمه دارم ، نه برای خودم که کمترین چیزی که دارم و میتوانم فدای ایران زمین کنم همین جان ناقابل است ، بلکه برای کودکان میترسم ...
کودک در نظر من معصوم ترین واژهی تمام ادبیات های دنیاست ، کودک چه در ایران ، چه در افغانستان ، چه در غزه و لبنان ، چه در قلب آمریکا و حتی اسرائیل معصوم و مظلوم است ...
هرچیزی که در این دنیا ذرهای باعث هراس و ترس کودکان شود ، هرچیزی که باعث سر سوزن خراش و زخمی بر دست و پای کودکان شود محکوم است به نابودی ...
و حال در برههای از تاریخ زیست میکنیم که کودک کشی افتخار است برای بعضی هیولاهای دنیا...
چگونه درک کنم حال مادرانی که طفلی آبستن هستند و هر لحظه بیم آن را دارند که آیندهی کودکشان چه خواهد شد .
چگونه درک کنم حال مادرانی را که طفل خردسال خود را برای بازی راهی کوچه میکنند و بعد با بدن بیجانشان روبه رو میشوند .
چگونه درک کنم حال مادرانی را که کودک در خانهی امن پنهان میکنند و موقع برگشت با تصویری از خانهی سوخته و پاره پارهی خود مواجه میشوند و حتی برای فرزند خویش گوری ندارند که بالای آن خاک بر سر ریزند ...
جای کودک میان دشت و صحرا و رنگ و بازی و پروانه و خنده هست ، جای کودک در بیمارستان و زیرآوار و پناهگاه نیست ...
اگر حقوق بشری وجود داشت ، ابدا هیچ مادر و کودکی نباید از هم جدا میشدند
ولی
به قول جملهی معروف ، دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید ...
کاش میتوانستم کاری از پیش ببرم و کمکی رسانم ، کاش میتوانستم این انسانهای گرگصفت را به سزای عمل کثیفشان برسانم ولیکن تنها کاری که فی الحال از دستانم برمیآید این است که صدای هر انفجار را برای کودکان اطرافم توجیه کنم و بگوییم نگران نباشید ، آقا پلیس ها همیشه بیدارن ، اونا مواظب ما هستن ، بیاید واسشون دعا کنیم ، خب ؟
و قلبم مچاله میشود از شدت انبوه ...
به راستی ، چقدر ما مدیون دلیر مردان این مرز و بوم هستیم ، خدایا سلامت بدارشان و در پناه تو باشند تا خون از دماغ هیچ کودکی نیاید ....
اواخر خرداد یک هزار و چهارصد و چهار
✍سرکار خانم زهرا آقایی میبدی
#سرای_اهل_قلم_میبد
وقت آن شد که دل از قافله ی شب بکَِنید
وبه خورشید سحر دست توسل بزنید
آسمان عرصه ی شیران نهانی شده است
کار این قافله ی عشق جهانی شده است
تا رسیدن به صفِ صف شکنان راهی نیست
دیر بجنبی پس از این ،فرصت همراهی نیست
✍سرکار خانم اشرف دهقانی
#سرای_اهل_قلم_میبد
جنگ واژه ایست که اگر برعکس کنید گنج نمیشود، رنج میشود؛ رنج از دست دادن جوانان، کودکان، مردان، زنان...
رنج زیر آوار ماندن ارزوها، امیدها، برنامه ها...
رنج خراب شدن خانه ها، ویرانی وطنها...
و رنج تنها غنیمت مشترک جنگ است.
✍سرکار خانم زهره کارگر
#سرای_اهل_قلم_میبد