هدایت شده از منادی
📢 | #آواز_جنگ
🔹️ بعضیها باهم دوستند و بعضیها مرید و مراد. جایگاه محافظ و رهبر حتما از نوع اول نمیتواند باشد. کدام رهبری با محافظش رفیق جینگ میشود آخر؟ ته تهش نظر لطفی به محافظش دارد و قدر زحماتش را میداند!
🔹️ ابوعلی از دسته دوم بوده لابد. مرید بوده و مرادش، دلیل نفس کشیدنش و علت تقویت و پربُنیهگی اعضای بدنش سیدحسن نصرالله. دوست داشته مولکولهای هوا در ریههایش بالانس بزنند تا او بتواند از مرادش محافظت کند؛ اصلا پیشمرگش شود.
🔹️ چرخ گردون اما بازیهای تلخی برایش رقم زد. مرادش رفت بدون اینکه او بتواند قدمی بردارد یا قطره خونی در راه دیرتر پر کشیدنش بریزد.
🔹️ از آن روز سیاه و خبر جاویدان شدن سید چند ماهی گذشته بود که برای ابوعلی به قرنها میماند. مگر میشد او نفس بکشد و سیدش زیر خروارها خاک از بالا نگاهش کند؟ چطور باور میکرد این دوری را، این سرگشتگی را.
🔹️ حالا امروز انگار سیدحسن صدایش زده. با مرگی به دست شقیترین اشقیا، با خوندادن در راه نابودی اسرائیل. نمیدانم چرا حس میکنم این محبت و دلبستگی یکطرفه نبوده، سیدحسن هم نتوانسته این دوری را تحمل کند و ابوعلی را برده پیش خودش.
✍ #زکیه_دشتی_پور
🆔️ @monaadi_ir
هدایت شده از منادی
853.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 | #آواز_جنگ
🔹️ بهشان میگویند، کف خواب. همان تازهواردهای زندان که جایی برای خواب گیرشان نمیآید و بدونِ تخت هستند.
🔹️ کفخوابها معمولاً آدمهای تازهواردِ از راهرسیدهی موقتی هستند که میدانند به زودی باید بروند. حقی هم نسبت به هیچچیزِ زندان ندارند. حالا خیلی بخواهند تعارفشان کنند، اگر خوب بودند و ساکت یک گوشهای نشستند، بعد از مدتی یک تخت خواب گیرشان میآید. آنهم نه جای درستُ درمانِ بند، که آن آخرها، معمولا هم دم درِ دستشویی. کم کم ارتقای درجه میگیرند، میآیند بالا بالا.
🔹️ حالا وقتی اینفیلم را از سرزمینهای اشغالی فرستادهاند که اسرائیلیها کفخواب شدهاند، در ذهنم حسابکتاب میکنم که درستش، همین است. این تازهواردها حقی ندارند، همین کفخوابی هم از سرشان زیاد است.
✍ #هانیه_پارسائیان
🆔️ @monaadi_ir
همه از جنگ نوشتند و از بدی های جنگ.اما من میخواهم از خوبی هایش بنویسم.
من یک دهه هفتادی هستم.شاید باورش سخت باشد اما هیچ وقت فکر نمیکردم که داستان جنگ تحمیلی را علنا زندگی کنم و از نزدیک آن را لمس کنم.تاقبل این اتفاقات،گاهی میدیدم که هم سن و سالانم از حکومت رو برگرداندهاند.بد و بیراه میگویند.رهبری را ناسزا میگفتند و گاها در تلهی دشمنان جمهوری اسلامی می افتادند و شاید ناخواسته ایفای نقش میکردند.من اما به گفتهی رهبرم ایمان داشتم که با این مضمون فرمودند:(آن جوانی که شاید از نظر ظاهری نقصی دارد هم متعلق به این جبهه و این انقلاب است).و حالا عمیقا به این باور رسیده ام.
جنگ با تمام بدی هایش،به من و امثال من فهماند که رهبری به معنای واقعی کلمه،یعنی پدر معنوی همهی ما.تنها کسی که خیر و صلاح ما و مملکت مارا میخواهد.حالا به چشم خودم میبینم که(اسراییل باید نابود شود)از دهان هم سن و سالانم نمی افتد،که این جمله شاید تا قبل از این اتفاقات ،برایمان گنگ و بی مفهوم بود.حالا در رسانه ها می بینم که همان دختری که اگر تا قبل از این حوادث،به خاطر ظاهرش قضاوتش میکردم،پا کار انقلاب ایستاده و تصویر رهبری را با دستش حمل میکند.من حالا دیده ام که کسانی که راهپیمایی را مسخره میکردند،در همین جمعهای که گذشت با غرور و قدرت آمدند و افتخار کردند.
من حالا تازه دارم حقایق را می بینم.
حالا به ایران بعد از جنگ می اندیشم.به تحولاتی که قرار است در ذهن مردم کشورم حک شود.به مفاهیمی که قرار است جای مفاهیم قبلی بنشیند.حالا دارم به مدینهی فاضله می اندیشم.و این حالا حالا ها است که تا صبح اعماق ذهنم را بالا و پایین میکند.
گاهی باید چشم هارا شست و جور دیگری نگاه کرد.
✍جناب آقای ایمان مهدوی فر
#سرای_اهل_قلم_میبد
همهمه ای در شهر موشکی برپا بود. همه از قدرت جنگی او می گفتند. از کلاهک ۴متریش که می تواندهزارکیلوگرم موادمنجره با خود حمل کند از قدرت رادارگریزیش،از قدرت نقطه زنیش در فضای بالای جو. همه جمع شده بودند تا نسل چهارم موشک خرمشهر را ببینند.جنگنده اف سی وپنج هم آمده بود. پیرمردهای شهر خوشحال بودند وبه جوانان می بالیدندگرچه پیر شده اند وقدرت نظامیشان کم شده ولی موشک های جوانی متولد شده اند که می توانند از خاک ایران با قدرت بیشتری دفاع کنند.شهر موشکی مملو از موشک های پیر وجوان وریز ودرشتی شده بود که صف به صف پشت سر هم رژه می رفتند ومنتظر اذن فرمانده کل قوا بودند تا دشمنان خاک ایران نتوانند غلط اضافی کنند.
ورمز یا علی ابن ابیطالب فضای شهر را به حالت آماده باش در آورد.
✍سرکار خانم حکیمی
#سرای_اهل_قلم_میبد
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز نبرد کفر با ایمان است
ماییم و حریفی که خود شیطان است
عالم همه مات غیرت ما شده است
عالم همه از نبرد ما حیران است
پایان مصاف، دست ما خواهد بود
این وعدهی حقیست که در قرآن است
جنگی که به دست صهیون آغاز شده
پایان خوشش صلابت ایران است
در جنگ همیشه بی طرف؛ بی شرف است!
هر کس که سکوت می کند نادان است
ای آل یهود! گور خود را کندید
دنیا پس از این برایتان زندان است
پای تو به دست ما قلم خواهد شد
این خطّه دیار رستم دستان است
کفتارصفت در پی خون ریختنید
زنهار بدان این وطن شیران است
اینجا وطن همت و قربانی هاست
اینجا نه یمن، نه غزه، نه لبنان است
جمهوری اسلامی ایران حرم است
جمهوری اسلامی ایران جان است
از گنبد آهنین دگر هیچ مگو
عالم همه محو گنبد سلطان است
با امر ولیّ امر ما می بینید
پیشینه ی هفت پشتتان ویران است ...
✍🏻 جمعی از شاعران حلقه ادبی نیستان اردکان