🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
#ترجمه_سوره_اعراف
#صفحه۱۶۸
🌸 ۱۴۴_ [خدا] فرمود: ای موسی! من تو را به [ابلاغ] پیامهایم و به سخن گفتنم با تو بر همه مردم برگزیدم؛ پس آنچه را [از پیامهایم] به تو دادم، دریافت كن، [وبه كار بند] و از سپاسگزاران باش.
🌸 ۱۴۵_ و برای او در الواحِ [تورات] از هر چیزی [كه در باب دین مورد نیاز مردم باشد] پندی و برای هر چیزی [كه تأمین كننده هدایت انسانها باشد] سخنی روشن نوشتیم؛ پس [به او گفتیم:] آن را با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] دریافت كن، [و به كار بند] و قوم خود را فرمان ده كه آن را به نیكوترین صورت دریافت كنند [و به كار بندند.] به زودی سرای بدكاران عصیانگر را [كه در دنیا ویرانی كاخها و خانههای آنان، و در آخرت دوزخ است] به شما نشان میدهم.
🌸 ۱۴۶_ به زودی كسانی را كه در روی زمین به ناحق گردنكشی و تكبّر میكنند از [فهم] آیاتم بازمیدارم كه اگر هر آیهای را ببینند، به آن ایمان نمیآورند و چون راه هدایت را مشاهده كنند، آن را راه و رسم زندگی نگیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند؛ این [بازداشتن از فهم آیاتم] به سبب آن است كه آیات ما را تكذیب كردند و از آنها غافل بودند.
🌸 ۱۴۷_ و آنان كه آیات ما و دیدار آخرت را تكذیب كردند، اعمالشان تباه و بیاثر شد. آیا جز به آنچه همواره [بر طبق كفر و انحرافشان] انجام میدادند، كیفر داده میشوند؟!
🌸 ۱۴۸_ و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوسالهای ساختند كه صدای گاو داشت! آیا نمیدیدند كه آن مجسمه با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیكند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت كه مجسمهای بیش نیست و هیچ كاری از دستش بر نمیآید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند [در صورتی كه در این انتخاب] از ستمكاران بودند.
🌸 ۱۴۹_ و هنگامی كه به شدت پشیمان شدند [و به باطل بودن گوسالهپرستی آگاه گشتند] و دانستند كه قطعاً گمراه شدهاند، گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نكند و ما را نیامرزد، یقیناً از زیانكاران خواهیم بود.
🌸 ۱۵۰_ و هنگامی كه موسی [پس از آگاهی از آن پیش آمد خطرناك] خشمگین و بسیار اندوهناك به سوی قومش بازگشت، گفت: پس از من بد جانشینانی برایم بودید، آیا [با پرستش گوساله] بر فرمان پروردگارتان [كه در تورات آمده] پیشی گرفتید [و صبر نكردید تا من بیایم و فرمان خدا را به شما ابلاغ كنم؟] و الواح را افكند و سر برادرش را گرفت [وبا خشم] او را به سوی خود میكشید. [هارون] گفت: ای فرزند مادرم! این گروه مرا ناتوان وزبون شمردند، و نزدیك بود مرا به قتل برسانند، پس مرا با مؤاخذه كردنم دشمنْ شاد مكن، و [همطراز] باگروه ستمكاران قرار مده.
@quran_shekarabi
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
بسم الله الرحمن الرحيم
🌷 #تفسیر_آیه_به_آیه_قرآن
🌷 آیه 148 سوره بقره
🌸وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فاسْتَبِقُواْ الخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَىءٍ قَدِير
ٌ
🍀ترجمه:و براى هر كسی قبلهاى است كه به آن سوى رو مى کند. پس در نیكى ها و اعمال خیر بر یكدیگر سبقت جویید. هر جا كه باشید، خداوند همه شما را حاضر مى كند،همانا خداوند بر همه چیز تواناست.
🌺 براى كلمه «وجهةٌ» دو معناست: #قبله و طریقه. اگر این كلمه را همانند اكثر مفسّران به معناى قبله بگیریم، معناى آیه همان است كه ترجمه كرده ایم. امّا اگر كلمه «وجهةٌ» را به معناى طریقه و شیوه بگیریم، معناى آیه این است: براى هر #انسان یا گروهى، راه و طریقى است كه به سوى همان راه كشیده مى شود و هر كسی راهى را سپرى مىكند.بعضى مفسّران،منظور از «هو» در «هو مولّیها» را خدا دانسته اند كه در این صورت معناى آیه چنین مى شود: هر كسی قبله اى دارد كه خداوند آن را تعیین كرده است. سبقت در كار خیر، ارزش آن را افزایش مى دهد. انسان در کارهای نیک باید پیش قدم باشد و در #قیامت خداوند همه ما را حاضر می کند و همه ما را یک جا جمع می کند زیرا خداوند بر همه چیز تواناست.
🔹پیام های آیه148سوره بقره 🔹
✅ هر #امتّى قبله اى داشته ومسئله قبله، مخصوص مسلمانان نیست.«لكلّ وجهة»
✅ بحثهاى بیهوده را رها كنید و توجّه و عنایت شما به انجام كارهاى خیر باشد. «فاستبقوا الخیرات»
✅ به جاى رقابت و سبقت در امور مادّى، باید در كارهاى خیر از دیگران سبقت گرفت. «فاستبقوا الخیرات»
✅ روز قیامت، #خداوند همه را یكجا جمع خواهد كرد و این نمونه اى از مظهر قدرت الهى است. «یأت بكم الله جمیعاً»
@tafsir_ir1
@quran_shekarabi
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
🎓🖋🎓🖋🎓🖋🎓🖋🎓
#دانشجو_روشنفکر_مسلمان
ما امروز نیازمندیم که جوانان ما خوشروحیّه، امیدوار، شجاع، داراى اعتمادبهنفس، داراى ایمان، داراى روحیّهى آیندهنگر، داراى روحیّهى خدمت [باشند]؛ احتیاج داریم دانشجوى ما اینجور بار بیاید.
#بیانات_مقام_معظم_رهبری
۱۳۹۳/۰۴/۱۱
🖋🎓🖋🎓🖋🎓🖋🎓🖋🎓
#حساب_کتاب
✍ هنوز اهل غیبت هستی و خودت را مؤمن میدانی؟
مؤمن یعنی کسی که دیگران از او در امانند... از زبانش، از نگاهش، از دستانش و...
شاید همین یک کلمهی تو، آبرویی را بر باد داده، یا رازی را برملا کرده باشد...
💌 رازداری نوعی "وفای به عهد" است، و وفای به عهد؛ مرز بین کفر و ایمان ...!
در این ترازو با خودت چند چندی؟
میدانی که وفای به عهد و ادای امانت هیچ شرط و عذر و بهانهای ندارد.
▪️مؤمن است و حرفش!
قول تو باید سختتر از تمام سنگها باشد.
قولت را اگر زیر پا بگذاری یا در امانتی خیانت کنی، از این مرزِ باریک رد شدهای.
امروز حواسمان بیشتر به کلماتمان باشد ...
@ostad_shojae
@quran_shekarabi
🌷امیرالمؤمنین علیهالسلام
🍃ما اَقبَحَ بِالانسانِ أَنْ یكونَ ذاوَجهَین.
🔅چقدر قبیح است که انسان دارای دو چهره متضاد و متفاوت باشد.
📙فهرست غرر، ص ٣٩٥
@quran_shekarabi
🧒📚👧📚🧒📚👧📚
#قصه_شب
#داستان_کتابدار_کوچولو
خرگوش کوچولویی بود به نام نقلی که خیلی به کتاب خواندن علاقه داشت ، اون هر روز چند تا کتاب میخوند و از کتابها چیزهای زیادی یاد میگرفت.
دوستاش روز تولدش بهش کتاب هدیه میدادن و پدر و مادرش هر وقت به بازار میرفتن و میدیدن کتاب خوب و مناسب تازه ای چاپ شده و به بازار اومده ، اون رو براش میخریدن. نقلی همه کتاب ها رو با دقت میخوند و اون رو تو یه قفسه تو اتاقش میگذاشت.
یه روز دید تعداد کتاب هاش اون قدر زیاد شده که دیگه توی قفسه جا نمیشن ، به فکر افتاد تا قفسه دیگه تو اتاقش بذاره اما برای قفسه جدید جای کافی نداشت.
تو این فکرا بود که با کتابهاش چی کار کنه که آهوخانم به دیدنش اومد. آهو خانم معلم مدرسه جنگل بود و به نقلی گفت: دختر قشنگم ، من خیلی خوشحالم که میبینم به کتاب خوندن علاقه داری و دلم میخواد بقیه بچه ها هم مثل خودت باشن ولی ما توی جنگل کتابخونه عمومی نداریم. من میخوام یه کتابخونه عمومی درست کنم و تو اون کتاب های خوبی بگذارم تا همه بچه ها بیاین و کتاب امانت بگیرن و کتاب بخونن.
آهو خانم به قفسه کتابای نقلی اشاره کرد و ادامه داد: میبینم که کتابهای زیادی داری ، راستی وقتی کتابی رو میخونی ، با اون کتاب چیکار میکنی؟
نقلی جواب داد: هیچی ، میگذارم توی قفسه کتابها تا خراب و کثیف نشه.
آهو خانم گفت: از این کتابها به دوستات نمیدی تا بخونن؟
نقلی گفت: نه تا حالا کسی از من کتاب نخواسته.
آهو خانم گفت: نقلی جان ، من تو مدرسه یه کتابخونه درست میکنم و از همه حیوونای جنگل میخوام تا کتاب هایی رو که دیگه لازم ندارن به این کتابخونه هدیه کنند و بعد این کتاب ها رو به کسایی میدیم که اونا رو نخوندن ، به این ترتیب همه میتونن با خوندن کتاب های جدید چیزهای تازه یاد بگیرن.
نقلی فکری کرد و با خوشحالی گفت: چه فکرخوبی ، من با کمال میل به شما کمک میکنم.
آهوخانم و نقلی به مدرسه رفتن و به همه حیوونا اطلاع دادن که برای کتابخونه به کتاب نیاز دارن. طولی نکشید که حیوونای جنگل کتابهای اضافی رو آوردن و به کتابخونه هدیه کردن. قفسه ها پر از کتاب شد و نقلی هم تعدادی از کتابهای قدیمیش رو تو کتابخونه مدرسه گذاشت. از اون روز به بعد بیشتر حیوونا به مدرسه می اومدن و کتابهای کتابخونه رو میگرفتن و میخوندن تا چیزهای تازه یاد بگیرن. نقلی هم شده بود کتابدار کتابخانه و به حیوونای جنگل کتاب امانت میداد و اونا رو راهنمایی میکرد تا کتابهایی رو که لازم دارن بگیرن و بخونن و نقلی کتابدار کوچولوی مهربون جنگل بود و همه دوستش داشتن.
@quran_shekarabi
👧📚🧒📚👧📚🧒📚