بغل کردن خیلی عجیبه
دستتو میپیچی دور بدن یه موجود زنده
و انگار که یه سرنگ پر از مورفین
وارد پوست تنت شده "🫂"
رَدِپـٰا؛
بغل کردن خیلی عجیبه دستتو میپیچی دور بدن یه موجود زنده و انگار که یه سرنگ پر از مورفین وارد پوست تن
و من دیوانه وار آغوشت را میخواستم و تو بی رحمانه آن را از من دریغ کردی..!
باشه ولی شاعر میگه :
نمی دانم چه هنگام از کدامین راه
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...