به قول شاملو :«امروز بیشتر از دیروز دوستت
می دارم و فردا بیشتر از امروز و این ضعف من
نیست قدرت تو است:)!ᥫ᭡𓍯 ִֶָ
رَدِپـٰا؛
باز میپرسی: چهطور اینگونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جای من بگذار شاعر میشود؛
گرچه میدانم نمیدانی چه دارم میکشم!
از تو میگوید دلم هر بار شاعر میشود... »
< غم ك میآید در و دیوار، شاعر میشود،
در تو زندانیترین رفتار شاعر میشود،
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی ،
خطکش و نقاله و پرگار، شاعر میشود؛ >
به نظرم اوج دوست داشتن
میتونه تو این نوشته از فروغ خلاصه بشه : ⤹
قربانت بروم🫀
فرقی ندارد چه ساعت از شبانه روز باشد
صدایت را که میشنوم
خورشید در دلم طلوع میکند :))
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست؟
ابوسعید ابوالخیر .
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند،
این بار می برند ك زندانی ات کنند،
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس ك شیطانیات کنند!
شبیه ماه و دریاییم ، تو را در سینهام دارم . .
تو از آغوش من دوری ، ولی من دوستت دارم :)!
‹به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن،
کز این در هیچکس با دست خالی برنمیگردد...