اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفت و گوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
رَدِپـٰا؛
همه مهتاب بجویند به تاریکی شب من به دنبال حلال رخ تو میگردم...
ولی رویای نیمه شب یه گوشه از قلبم باقی میمونه...
سخت است بخندی و دلت غم زده باشد
هر گوشه ی پیرهنت نم زده باشد
سخت است به اجبار به جمعی بنشینی
وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد..
در رفتن جان از بدن ؛ گویند هر نوعی سخن ...
من خود به چشم خویشتن ، دیدم که جانم میرود ...