eitaa logo
ز غوغای جهان میو
158 دنبال‌کننده
197 عکس
5 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ز غوغای جهان میو
چند تا ازش تو انبار دارین؟😭🛐
ز غوغای جهان میو
لیسسس شوهرمووو
ز غوغای جهان میو
نام: رن (Ren) به معنی نیلوفر آبی (این اسمو بخاطر رگه های ابی و بنفش مانند موهاش انتخاب کردم) نام خانوادگی: هوشیزورا (Hoshizora) به معنی آسمان پُرستاره که با توجه به خانوادش خوبه نام وسط: Kage (کِیج به معنی سایه) نام مستعار: The Raven (دِ رِوِن به معنی کلاغ، نماد عقل، مرموز بودن، و گاهی شوم بودن) این اسم مستعار با بک استوریش همخونی داره جنسیت: مذکر نژاد: نیمه‌خدا (تلفیقی از انسان و انرژی ستاره ای) تایپ شخصیتی: INTJ گرایش: بایسکشوال (همجن_) تاریخ تولد: ۱۴ جولای ۲۰۰۳ (July 14, 2003) ♋ متولد تیر (Cancer) سن: 23 قد: 182 وزن: 70 هیکل: ورزیده و کشیده اخلاق: آرام، باوقار، متین اما در باطن بسیار قاطع و گاهی بی‌رحم در تصمیم‌گیری علایق: مطالعه در کتابخانه‌های باستانی، شمشیرزنی، خیره شدن به آسمان شب، چای سبزِ تلخ، هوای سرد (یکی) تنفرات: خیانت ‌، سروصدای زیاد ‌، لمس های یهویی عادت ها: وقتی فکر میکنه دستشو یا میزاره جلو دهنش یا با بند استینش بازی میکنه فوبیا: آتوموفوبیا (ترس از تنها ماندن در خلأ مطلق) تکه کلام: ‌جالبه ‌، مشکلی نیست آی کیو: ‌150( رند باحالتره) گروه خونی: AB منفی دست غالب: چپ دست (اما با هردو دستش میتونه هرکاری کنه) تتو: یک نشان طلایی به شکل ستاره پشت کردن و روی پیشونیش ( نشان پشت گردنش در شب های مهتابی میدرخشه اما نشان روی پیشونیش با توجه به احساسی که داره درخشش متفاوتی میگیره) اکسسوری: بازوبند که یادگار مادرشه و با یه گردنبند ست با سنگ ماه(اینارو تو اینده خواهید دید) دوستان: نامشخص دوست صمیمی: ‌(تو اینده میفهمین) دشمن: کسانی که تعادلِ جهان رو به نفع تاریکیِ مطلق بهم می‌زنن رقیب: کسایی که خیلی به خودشون مغرور باشن نشانه های خاص: تغییر رنگ چشم‌ها در لحظات استفاده از قدرت (از آبیِ یخی به طلاییِ درخشان) و تغییر رنگ نشان پیشونیش با توجه به احساساتش طرز حرف زدن: شمرده، محترمانه و کوتاه (کم‌حرف اما تاثیرگذار) سبک تیپ زدن: دیدین دیگه(میفرستم) دست خط: خوشنویسیِ ظریف و منظم ژاپنی امضا: ترکیبی از حرف R و یک هلال ماه کوچک رنگ مو: نوک مدادی با رگه های ابی و بنفش(اکثرا رنگ موهاش به ابی تیره میزنه) مدل مو: لایه‌لایه با موهایی که جلو اورده تا روی نشان روی پیشونیش رو بگیره(چون کنترلش دست خودش نیست دوست نداره احساساتش زیاد معلوم شه به دلایلی که بعدا میفهمید) اندازه مو: متوسط رو به بلند ( تا وسط کمر) جنس مو: ابریشمی و نرم رنگ چشم: ابی اقیانوسی(مخصوصا تو شب) در لحظات خاص به طلایی / ابی روشن تغییر میکنه رنگ پوست: گندمی روشن (تقریبا سفید) خانواده: خاندان "شیروگانه" (خاندانی باستانی که وظیفهٔ حفاظت از تعادل کیهانی رو دارن) رو روشنایی و درخشانی جهان تمرکز دارن.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وای خدایا دوس دارم زود تر اکسسوریاشو بکشی نشون بدیییییی 😭😭😭😭😭
ز غوغای جهان میو
زرشک شدم این چهخوبهههههه😭
بک استوری: در سرزمینِ نور و آفتاب، جایی که مردمانش با قدرتِ خورشید زندگی می‌کردند، تولدِ رن هوشیزورا نه تنها یک شادی، بلکه یک "نشانِ شوم" تلقی شد. او با نیرویی متفاوت، نیرویی تاریک و ناشناخته که گویی با ذاتِ آن سرزمین در تضاد بود، چشم به جهان گشود. مردمانِ آنجا، او را "نفرین شده" خواندند و تصمیم گرفتند او را ، به دنیایِ بیرون بود، تبعید کنند. مادرِ رن، زنی باوقار با گیسوانِ طلاییِ ابریشمی که گویی نورِ خورشید در آن‌ها رقصان بود، عاشقانه پسرش را دوست داشت. او با تمامِ وجود برایِ حفظِ رن تلاش کرد، اما اراده‌یِ جمعیِ آن سرزمین، قوی‌تر بود. مادر، ناامید اما مصمم، تصمیم گرفت رن را تنها نگذارد و به هر سویی که او را می‌فرستند، همراهش شود. اما سرنوشت، مسیرِ تلخ‌تری را برایشان رقم زد. رن و مادرش را به مکانی تبعید کردند؛ سرزمینی تاریک و خطرناک در اعماقِ زمین، جایی که نور و آفتاب هیچ راهی برایِ نفوذ نداشتند. در این دنیایِ زیرین، تهدیدهایِ بی‌شماری برای یک مادر و فرزند در کمین بود. سال‌ها گذشت. رن ده ساله شد؛ قدرتمند، اما زخمی از خشمی که از دلِ تنهایی و ترس برمی‌خاست. مادرش، که ذاتاً از نور و آفتاب بود، در این سرزمینِ بی‌فروغ، کاملاً فرسوده و پژمرده به نظر می‌رسید؛ گویی ده سالِ تبعید، پنجاه سال از عمرش را ربوده بود. در همین اوضاعِ وخیم، فاجعه رخ داد. موجودی عظیم‌الجثه و وحشتناک از تاریکیِ اعماق بیرون آمد. در میانِ حمله‌یِ وحشیانه‌یِ آن هیولا، مادرِ رن، ناتوان و بی‌دفاع، جلویِ چشمانِ پسرش، لقمه لقمه خورده شد و تکه‌تکه گردید. رن، با چشمانی پر از وحشت و خشمِ فلج‌کننده، شاهدِ پایانِ تلخِ تنها کسی بود که دوستش داشت. این تراژدی، زخمِ عمیق‌تری بر روحِ زخمیِ او نشاند و او را در جهانی بی‌رحم، تنها و سرشار از نفرتی خاموش رها کرد.