|°• خُدا •°|
اَهلِ #رفاقت است:)
#خدا
رَفیقداری وَجوانمَردی روُ دوست دارَد!
وخودش بیش ازهمّه
اَهلِ رفاقت ومُرُوَّت است...🙃
وقتی باهمه ی ضَعف به یاداوباشی
باهَمه قُدرتَش به یادت خواهَدبود:)
#استادپناهیان
#شب_قدر
#ماه_رمضان
#امام_علی
#ماه_مبارک_رمضان
#امام_زمان
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
❤️اگر دوست دارید برای #نماز_شب بیدار شوید....👇
✍امام کاظم(علیه السلام):
کسی که دوست دارد برای #نمازشب بیدار شود اگر هنگام خواب بگوید:
{🌸 اللَّهُمَّ لَا تُنْسِنِي ذِكْرَكَ وَ لَا تُؤْمِنِّي مَكْرَكَ وَ لَا تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ وَ أَنْبِهْنِي لِأَحِبِّ السَّاعَاتِ إِلَيْكَ أَدْعُوكَ فِيهَا فَتَسْتَجِيبَ لِي وَ أَسْأَلُكَ فَتُعْطِيَنِي وَ أَسْتَغْفِرُكَ فَتَغْفِرَ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.🌸}
👈 خداوند دو #ملک به سوی او می فرستد تا او را بیدار کنند.
اگر بیدار نشد خداوند دستور می دهد برایش #استغفار کنند و اگر در آن شب بمیرد #شهید از دنیا رفته است.و اگر بیدار شود برای #نمازشب، هر چه از خدا بخواهد به او کرامت می کند.😇
عزیزانی که دوست دارید #نمازشب بیدار بشید ولی نمیشه به شهید عزیز بسپارید باقیش با خودشون👌
با شهیدت راهنمات حرف بزن بهش بگو حتما بیدارت میکنه 👋
#
#شب_قدر
#ماه_رمضان
#امام_علی
#ماه_مبارک_رمضان
#امام_زمان
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
🔴تخفيف های #زماننـــمـــازشــب:
📌زمان خوندن #نــــمـــازشـــب
🔻از نيمه شب شرعي شروع ميشه و تا اذان صبح ادامه داره.
✨اما برعکس نمازهاي واجب که هرچي اول وقت تر خونده بشن، #فضليتشون بيشتره،
🔻 #نـــمـــازشـــب هرچي آخر وقت تر خونده بشه، فضيلت بيشتري داره.
✨يعني هرچي به #اذانصبح نزديکتر ميشيم، فضيلت اين نماز به صورت تصاعدي بالا ميره.
👌اما خوندن اين نماز اينقدر ارزشمنده که خداوند همه جوره کار رو راحت کرده تا هيچکس بهانه اي براي نخوندنش نداشته باشه.
🔻مثلاً:
🕴🚶💼 #مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در #اولشب بخواند.
🤓 #جواني که ميترسد خواب بماند و #نــــمـــازشـــب از او فوت شود ميتواند نمازشب را #پيش از نيمه شب شرعي بخواند.
👴👵 کساني که براي خواندن #نـــمـــازشــــب بعد از نيمه شب عذري دارند، مانند افراد پير و يا کسي که از سرد شدن هوا ميترسد و ... ميتوانند #نــــمـــازشــــب را قبل از نيمه شب بخوانند.
🔻خلاصه کلام اينکه درسته وقت اين نماز از نيمه شب تا اذان صبحه، ولي #خوندنش از زمانش مهمتره.
✨يعني اگه ميدونين که اگه #صبر کنيد تا وقتش داخل بشه، خود نماز از دستتون ميره، معطل نکنيد و در آخر شب ترين وقت ممکن بخونيدش. حتي اگه هنوز نيمه شب نشده باشه.😉
🔻البته جا داره یه نکته رو هم بگم
به خواندن #نمازشب، قبل از نیمه شب شرعی "تقدیم" می گن و کسی که #نـــمــــازشـــب رو قبل از نيمه شب شرعی می خونه با #نیت تقدیم می خونه..
✨بعد از اذان صبح و در طول روز هم #نمازشب با نیت #قضا خونده می شه
و اینو بدونید که #نمازشبقضا به نمازشب اقدیم ارجحیت داره و ثواب بيشتري داره☺.
##شب_قدر
#ماه_رمضان
#امام_علی
#ماه_مبارک_رمضان
#امام_زمان
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
🕊✨🕊
✨🕊
🕊
#نــــمـــازشـــب📿
💢 #سوال
√حقیر با وجود اینکه در طول روز سعی میکنم از #گناه دوری کنم
√و در تمامی شئون حتی خوردن مال شبهه ناک #مراقبه میکنم
←با این وجود در بیدار شدن #سحر توفیق چندانی ندارم.؟؟
✅جواب:
💯حجت الاسلام والمسلمین جاودان:
#قضاینــــمـــازشـــب را حتما بخوانید
←خداوند توفیق بیداری #سحر خواهد داد، ان شاءالله."
##شب_قدر
#ماه_رمضان
#امام_علی
#ماه_مبارک_رمضان
#امام_زمان
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
کانال شهید ابراهیم هادی(علمدار کمیل)
قسمت هفتاد و یکم🌱 «تنها میان داعش» » فقط اومده بودم از حال شما باخبر بشم. نمیشه خاکریزها رو خالی گ
قسمت هفتادو دوم🌱
«تنها میان داعش»
او میگفت و من تازه می فهمیدم چرا دل عباس طوری لرزیده بود که برای ما
نارنجک آورده و از چشمان خسته و بیخوابش خون میبارید.
از خیال اینکه عباس با چه دلی ما را تنها با یک
نارنجک رها کرد و به معرکه برگشت، طوری سوختم که
دیگر ترس اسارت در دلم خاکستر شد و اینها همه پیش
غم حیدر هیچ بود. اگر هنوز زنده بود، از تصور اسارت
ناموسش بیش از بلایی که عدنان به سرش میآورد،
عذاب میکشید و اگر شهید شده بود، دلش حتی در بهشت
از غصه حال و روز ما در آتش بود! با سرانگشتان لرزانم
نارنجک را در دستم لمس کردم و از جای خالی انگشتان
حیدر در دستانم آتش گرفتم که دوباره صدای گریه یوسف
از اتاق بلند شد. نگاهم به قوطی شیر خشک افتاد که شاید تنها یکبار دیگر میتوانست یوسف را سیر کند. به سرعت
قوطی را برداشتم تا به اتاق ببرم و نمیدانستم با این
نارنجک چه کنم که کسی به در حیاط زد. حس کردم
عباس برگشته، نارنجک و قوطی شیر خشک را لب ایوان
گذاشتم و به شوق دیدار دوباره عباس، شالم را از روی
نرده ایوان برداشتم. همانطور که به سمت در میدویدم،
سرم را پوشاندم و به سرعت در را گشودم که چهره خاکی
رزمنده ای آینه نگاهم را گرفت. خشکم زد و لبهای او
بیشتر به خشکی میزد که به سختی پرسید :»حاجی
خونه اس؟« گریه یوسف را از پشت سر میشنیدم و میدیدم چشمان این رزمنده در برابر بارش اشکهایش
مقاومت میکند که مستقیم نگاهش کردم و بی پرده
پرسیدم :»چی شده؟« از صراحت سوالم، مقاومتش شکست و به لکنت افتاد
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
کانال شهید ابراهیم هادی(علمدار کمیل)
قسمت هفتادو دوم🌱 «تنها میان داعش» او میگفت و من تازه می فهمیدم چرا دل عباس طوری لرزیده بود که برای
قسمت هفتادو سوم🌱
«تنها میان داعش»
»بچه ها عباس رو بردن
درمانگاه...« گاهی تنها خوش خیالی میتواند نفس رفته را
برگرداند که کودکانه میان حرفش پریدم :»دیدم دستش
زخمی شده!« و کار عباس از یک زخم گذشته بود که
نگاهش به زمین افتاد و صدایش به سختی بالا آمد :»الان
که برگشت یه راکت خورد تو خاکریز.« از گریه یوسف
همه بیدار شده بودند، زنعمو پشت در آمد و پیش از آنکه
چیزی بپرسد، من از در بیرون رفتم. دیگر نمیشنیدم
رزمنده از حال عباس چه میگوید و زنعمو چطور به هم
ریخته و فقط به سمت انتهای کوچه میدویدم. مسیر
طولانی خانه تا درمانگاه را با بیقراری دویدم و وقتی
رسیدم دیگر نه به قدمهایم رمقی مانده بود نه به قلبم.
دستم را به نرده ورودی درمانگاه گرفته بودم و برای پیش رفتن به پایم التماس میکردم که در گوشه حیاط عباسم
را دیدم. تختهای حیاط همه پر شده و عباس را در سایه
دیوار روی زمین خوابانده بودند. به قدری آرام بود که خیال
کردم خوابش برده و خبر نداشتم دیگر خونی به رگهایش
نمانده است. چند قدم بیشتر با پیکرش فاصله نداشتم، در
همین فاصله با هر قدم قلبم به قفسه سینه کوبیده میشد
و بالای سرش از نفس افتادم. دیگر قلبم فراموش کرده
بود تا بتپد و به تماشای عباس پلکی هم نمیزد. رگهایم
همه از خون خالی شده و توانی به تنم نمانده بود که
پهلویش زانو زدم و با چشم خودم دیدم این گوشه، علقمه
عباس من شده است. زخم دستش هنوز با چفیه پوشیده
بود و دیگر این جراحت به چشمم نمیآمد که همان دست
از بدن جدا شده و کنار پیکرش روی زمین مانده بود.
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
کانال شهید ابراهیم هادی(علمدار کمیل)
قسمت هفتادو سوم🌱 «تنها میان داعش» »بچه ها عباس رو بردن درمانگاه...« گاهی تنها خوش خیالی میتواند
قسمت هفتاد و چهارم🌱
«تنها میان داعش»
سرش به تنش سالم بود، اما از شکاف پیشانی به قدری
خون روی صورتش باریده بود که دلم از هم پاشیده شد.
شیشه چشمم از اشک پُر شده و حتی یک قطره جرأت
چکیدن نداشت که آنچه میدیدم باور نگاهم نمیشد. دلم
میخواست یکبار دیگر چشمانش را ببینم که دستم را به
تمنا به طرف صورتش بلند کردم. با سرانگشتم گلبرگ
خون را از روی چشمانش جمع میکردم و زیر لب
التماسش میکردم تا فقط یکبار دیگر نگاهم کند. با همین
چشمهای به خون نشسته ساعتی پیش نگران جان ما
نارنجک را به دستم سپرد و در برابر نگاهم جان داد و
همین خاطره کافی بود تا خانه خیالم زیر و رو شود. با هر
دو دستم به صورتش دست میکشیدم و نمیخواستم
کسی صدایم را بشنود که نفس نفس میزدم :»عباس من بدون تو چی کار کنم؟ من بعد از مامان و بابا فقط تو رو
داشتم! تورو خدا با من حرف بزن!« دیگر دلش از این دنیا
جدا شده و نگران بار غمش نبودم که پیراهن صبوری ام
را پاره کردم و جراحت جانم را نشانش دادم :»عباس میدونی سر حیدر چه بلایی اومده؟ زخمی بود، اسیرش
کردن، الان نمیدونم زنده اس یا نه! هر دفعه میومدی خونه
دلم میخواست بهت بگم با حیدر چی کار کردن اما انقدر
خسته بودی خجالت میکشیدم حرفی بزنم! عباس من
دارم از داغ تو و حیدر دق میکنم!« دیگر باران اشک به
یاری دستانم آمده بود تا نقش خون را از رویش بشویم
بلکه یکبار دیگر صورتش را سیر ببینم و همین چشمان
بسته و چهره مظلومش برای کشتن دل من کافی بود.
حیایم اجازه نمیداد نغمه ناله هایم را نامحرم بشنود که سرم را روی سینه پُر خاک و خونش فشار میدادم و بی صدا ضجه میزدم.
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است
شب بخیر ای حرمت شرح پریشانی ما...
#شبتون_امام_حسینی ❤️
#شب_قدر
#ماه_رمضان
#امام_علی
#ماه_مبارک_رمضان
#امام_زمان
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝