پاییز بود که دلم در کنار زخم های انار
ترک برداشت
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
https://eitaa.com/rahashali
شعر ۲۷۶
تقدیر ،،،
سراغی از منِ تنهای سرگردان نمی گیری
از این تنهای آواره از این حیران نمی گیری
تو رفتی و نپرسیدی چه آمد بر سر قلبم
نشان از کلبه ی خاموش از این ویران نمی گیری
اسیر دست تقدیرم چرا ای مهربان من
خبر از حال زندانی در این زندان نمی گیری
ببین اندوه می بارد میان واژه های من
مسیحایم خبر از شاعر بی جان نمی گیری
بدون تو غمی مبهم به قلبم سایه افکنده
چرا ای جان خبر از حال بی سامان نمی گیری
فاطمه محمدی (رها)
https://eitaa.com/rahashali
23.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستانم بوی عشق می دهند
بوی انار و خرمالو
آنقدر که کوچه های پاییز را دست در دست خیالت قدم زدم
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
https://eitaa.com/rahashali
شعر ۲۷۷
شالیزار ،،،
خنده هایت بوی شالیزار گیلان می دهد
بوی دریا بوی جنگل بوی باران می دهد
دست در دست تو دارم ،زندگی طعم عسل
دست های سبز تو بر غصه پایان می دهد
شاعران از چشم تو شعر و غزل ها گفته اند
آن نگاه مهربانت مرده را جان می دهد
چون پرستوی امیدی آمدی بر بام من
خانه با تو بوی سیب سرخ لبنان می دهد
تو خودت مفهوم عشقی هر نفس هایت عزیز
یک نشاط تازه بر این قلب ویران می دهد
واژه واژه حرف هایت همچنان آب حیات
تازه جانی بر درخت زرد و عریان می دهد
فاطمه محمدی (رها)
https://eitaa.com/rahashali
736.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا رب بیا و نذر علی را قبول کن
زهرا شفا بگیرد و حیدر فدا شود
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
https://eitaa.com/rahashali
شعر ۲۷۸
رویا ،،،
چنان یک شعر زیبایی عزیزم
تو روح سبز دنیایی عزیزم
شبیه نم نم باران لطیفی
تو آبی همچو دریایی عزیزم
پر از احساس خوب زنده بودن
چنان آهوی صحرایی عزیزم
تو مثل شبنمی بر روی گلبرگ
شبیه عشق و رویایی عزیزم
تپش های دلم خندیدن توست
منم مجنون و لیلایی عزیزم
تویی آرامش این زندگانی
امید سبز فردایی عزیزم
فاطمه محمدی (رها)
https://eitaa.com/rahashali
شعر ۲۷۹
هیاهو ،،،
ای دل غمدیده پُر از ابر و بارانی هنوز
خسته ای سردرگمی بی تاب و حیرانی هنوز
سالها رفته است و او هرگز نمی آید ولی
چشم بر در داری و بی او پریشانی هنوز
در میان موج های زندگی آشفته حال
همچو کشتی های زخمی غرق طوفانی هنوز
نو بهار آمد ولی دلگیر و تلخی همچنان
فصل پاییزی مگر یا ماه آبانی هنوز
برکه ای خالی شدی دور از گل نیلوفری
پُر ز دلتنگی و حسرت سرد و بی جانی هنوز
شاخه ات خشکیده در رنج و عذاب زندگی
در هجوم بادها غمگین و عریانی هنوز
در هیاهوی جهان سهمت به جز اندوه نیست
ای دل تنها ببین از غصه ویرانی هنوز
فاطمه محمدی (رها)
https://eitaa.com/rahashali
شعر ۲۸۰
حضرت عشق ،،،
کعبه امشب تا سحر بی تاب حیدر می شود
با گل روی علی آنجا معطر می شود
فاطمه بنت اسد در کعبه مهمان خداست
مادر طفلی گرامی چون علی مرتضی است
منشأ جود و کرامت آمده در این جهان
مژده بر اهل زمین و بر تمام شیعیان
بر در شاه نجف بی تاب و حیران می روم
چون گدایی نزد آن سلطان خوبان می روم
نام زیبای علی آرامش جان من است
عزت آل پیمبر روح ایمان من است
صد ملک جارو کش صحن و سرای حیدر است
آن ابوبکری که گویندش غلام قنبر است
بر یتیمان عرب بابای بی همتاست او
در شجاعت یکه تاز و شهره ی دنیاست او
آن سلیمان نبی اینجا گدایی می کند
نام مولایم علی مشکل گشایی می کند
ذره ی خاک نجف از ملک هستی بهتر است
چون که اینجا خانه ی مولای خوبان حیدر است
شعر در وصف علی هرگز نیامد بر زبان
قطره ای گفتم از آن دریای عشق بی کران
تا ابد ذکر شب و روزم شود با افتخار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
فاطمه محمدی (رها)
https://eitaa.com/rahashali