eitaa logo
رهاو 🌊
23هزار دنبال‌کننده
22 عکس
36 ویدیو
1 فایل
نشر رهاو ناشر تخصصی حوزهٔ تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی🌱 نشانی ما در همۀ شبکه‌های اجتماعی: @Rahavland راه ارتباطی با ما: @Rahav_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌گفت: «ما آموزگار بچه‌های کف میدون نیستیم، این خود حضور در متن میدانه که به اونا الفبای رشد رو یاد می‌ده.» در اینجا پای صحبت روایتگری نشستیم که از دل همین میدون‌ها برخاسته؛ راز رشد و تربیت این نسل رو باید در همین حضورها کشف کرد.🌱 @Rahavland
42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ اینجا رهاو؛ خانۀ همیشه سبز ما🌱 @Rahavland
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشنهاد تماشا🌱 تجربهٔ شنیدنی دختری که با خواندن یک کتاب مسیرش تغییر کرد. ترگل؛ پرفروش‌ترین کتاب حوزهٔ عفاف و حجاب به چاپ نود و ششم رسید. ✍🏻 بیان ۲۰ دلیل عقلی و روانشناسی برای حجاب کتابی ساده و دوست‌داشتنی، که نگاه خوانندگانش را به پوشش، حجاب، غرب و فرهنگ غربی تغییر داده است. جهت دریافت کتاب و اطلاعات بیشتر: 📞۰۹۰۳۱۰۰۷۰۱۹ 🆔 @sabehat
فایل نمونه کتاب.pdf
حجم: 8.9M
نسخۀ پی‌دی‌افِ این کتاب‌ها را در این فایل بخوانید: کتاب ترگل (بیست دلیل عقلی و روانشناسی ویژۀ حجاب) کتاب شاخه نبات (راهکار‌های کنترل شهوت و نگاه) جهت دریافت کتاب و اطلاعات بیشتر: 📞۰۹۰۳۱۰۰۷۰۱۹ 🆔 @sabehat
رهاو 🌊
می‌گفت: «ما آموزگار بچه‌های کف میدون نیستیم، این خود حضور در متن میدانه که به اونا الفبای رشد رو یا
تعریف می‌کرد که بر فراز موکب‌شون در میدون، پرچم ایران بسیار بزرگی نصب کردن؛ پرچمی اونقدر وسیع و پرهیبت که بچه‌ها در ادبیات بی‌تکلف و شیرین‌شون، نامش رو «غول‌پرچم» گذاشتن. تا پیش از این، مدادهای سبز و قرمز گوشۀ جامدادی‌ها دست‌نخورده می‌موندن یا نهایتاً خرج کشیدن یک سیب یا درخت ساده می‌شدن. اما اینجا، تو دل میدون، سرنوشت این رنگ‌ها عوض شده. بچه‌ها اونقدر این دو مداد رو با اشتیاق روی کاغذ می‌کشن و می‌تراشن که قدشون برای ایران روزبه‌روز کوتاه و کوتاه‌تر می‌شه. تو نقاشی‌هاشون، پرچم همیشه از خونه‌ها و درخت‌ها بلندتره. انگار این بچه‌ها تو همون عالم زلال کودکی‌شون درک کردن که تا پرچمی بالا نباشه، نه خونه‌ای پابرجاست و نه درختی می‌تونه قد بکشه... @Rahavland
پرسیدن: «چرا ساعت دیواری دفترتون با بقیه فرق داره؟!» برای اینکه یادمون نره همۀ این دویدن‌ها، جلسه‌ها و خستگی‌ها، برای رسیدن به اون لحظۀ باشکوهه. لحظه‌ای که مؤذن بر مأذنه‌های قدس، ساعت رو به وقت پیروزی اعلام کنه. ما با این‌ ساعت، هر روز تمرینِ رسیدن می‌کنیم.🌱 @Rahavland
31.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ پرده‌ای که میان ما و او افتاده، بـافـتۀ دســت خـودمـان اســـت. تـار و پـودش از غــفـلـت‌هـا و بیراهه رفتن‌های ماست. @Rahavland
‌مادر لابه‌لای بغض‌ها و لبخندهاش، خاطرات برادرش رسول رو رج می‌زد. ناگهان صدای باز شدن در، سکوت سنگین اتاق رو شکست. قامت کوچیکش در چارچوب در با لحنی آمیخته به اشتیاق و معصومیت، مدام تکرار می‌کرد: «آقا... آقا...» مصاحبه رو قطع کردم. نگاهم میون چهرۀ متعجب مادر و دست‌های کوچیک او که در هوا تکون می‌خورد، سرگردان مونده بود. مسیر انگشت اشاره‌ش رو دنبال کردم. دست کوچیکش، قاب عکس روی میز رو نشونه رفته بود. همون قابی که لبخند همیشگی آقای شهیدمون در اون جاودانه شده بود. @Rahavland
رهاو 🌊
‌مادر لابه‌لای بغض‌ها و لبخندهاش، خاطرات برادرش رسول رو رج می‌زد. ناگهان صدای باز شدن در، سکوت سنگین
حرفش نیمه‌کاره موند. دیگه نگاهمون نکرد؛ تموم حواسش رفت پی دفترچه‌ای که روی میز بود. آروم دفترچه رو باز کرد. دست کشید روی کلمات و با صدایی که بغض پنهانی داشت، گفت: «شعری برای رسولم گفتم... دلم می‌خواد شما هم بشنوید.» پدره دیگه؛ رسم دلتنگیش رو به شعر گره می‌زنه... @Rahavland